نه تنها از جنبه قدرت نظامیو جسارت درونی که به خود اجازه پاسخ مستقیم به تهدیدات قویترین ارتشهای جهان را میدهد، بلکه دستگاه تبلیغاتی غرب سالهاست برای آشنایی مخاطبش با تصویری که خود از این نام ارائه میدهد در تلاش است. در هر رویارویی یا بحرانی که بین غرب و ایران اسلامی ایجاد میشود، یا در تحریم مقامات ایرانی، حداقل یکبار نام سپاه پاسداران را میشنویم و شاهد محکومیت غیابی یکی از اعضای آن هستیم.
با نگاهی به تاریخچه جنگ روانی دشمن علیه کشورمان، به خوبی جایگاه این نهاد انقلابی در پروژه تبلیغاتی دشمن نمایان میشود. گویی تز «سپاه هراسی» در راستای تز «اسلام هراسی» و «ایران هراسی» در اولویت دستگاههای تبلیغاتی غرب قرار گرفته است. نوشتار زیر در صدد ریشهیابی اقدامات تبلیغات غربیها عیله سپاه پاسداران انقلاب اسلامیاست.
ماجرای میکونوس
«میکونوس» رستورانی در برلین بود که در سپتامبر 1992 میلادی مقارن با شهریور 1371 هجری خورشیدی، شاهد ترور چند نفر از اعضای حزب منحله دموکرات بود. این ماجرا را یکی از اولین چالشهای بزرگ بین ایران و غرب دانستهاند که به سرعت به تنشی عمیق بین دو طرف منجر شد و طی آن «روناد جونز» دادستان کل آلمان، مقامات ارشد ایران را متهم به زمینهسازی برای این ترور کرد. اما ایران معتقد بود که این اقدام نوعی تسویه حساب درون حزبی بوده است. نکته جالب توجه در این ماجرا نوع معرفی متهم ردیف اول به زعم دادگاه بود که دادستانی آلمان اعلام کرد عضو سپاه است. این معرفی در حالی صورت میگرفت که در صورت دست داشتن ایران در این ترور، قاعدتاً میبایست نیروهای امنیتی به عنوان مجریان آن معرفی میشدند. اما در طول برگزاری دادگاه و بعد از آن بارها به سپاهی بودن دارابی اشاره شد و به این ترتیب برای اولین بار نام سپاه به عنوان نیرویی که دست به اقدامات تروریستی میزند در مجامع غربی مطرح شد. هرچند هیچ گاه سندی مبنی بر دخالت کشورمان در ماجرای میکونوس ارائه نشد و سرانجام کاظم دارابی را هم از زندان آلمان آزاد کردند.
انفجار در آمیا
دو سال بعد از ماجرای میکونوس و کیلومترها دورتر از آلمان، انفجار در مرکز همیاری یهودیان آرژانتین (آمیا) بهانه ای دیگر بود تا باز سپاه مورد اتهام دستگاه تبلیغاتی غرب قرار گیرد. البته این بار در خلأ عدم شناسایی عامل انتحاری، دولت آرژانتین چندین بار بدون دلیل قانعکنندهای، مقامات ایرانی را متهم به دست داشتن در این بمبگذاری کرد و در یکی از حکمهای صادره، هشت تن از مقامات ارشد ایرانی محکوم شدند که پسوند «سپاه پاسداران» در ذیل نام دو نفر تکرار شده بود؛ فرمانده وقت سپاه پاسداران و فرمانده وقت نیروی قدس سپاه.
آمیا، بزرگترین و جنجالیترین دادگاه تشکیل شده در آرژانتین بود که همانند میکونوس سر و صدای زیادی را متوجه افکار عمومی جهان کرده؛ در برابر تعجب همگان یک نیروی کلاسیک نظامی با ساز و کار مشخص را متهم به عملیات تروریستی فرا منطقهای کرد. دادگاهی که با مشخص شدن گیری قاضی آن «گالئانو» به کلی از حیثیت و اعتبار ساقط شد، اما مأموریت انجام یافته بود و با ادامه جسته و گریخته این اتهامات تا زمان حال، یکبار دیگر نام سپاه را در مقام یک متهم از نگاه دستگاه تبلیغاتی غرب بر سر زبانها انداخت. گویی آشنایی مخاطب با این نام پروژهای بلندمدت را دنبال میکرد.
سپاه؛ بهانه شکست بوش در عراق
گذشته از حوادثی از جنس میکونوس و آمیا که به صورت کمرنگتری در وقایعی چون انفجار در پایگاه نظامیان امریکایی به سال 1996 در ظهران عربستان تکرار شد، تقویت سپاه پاسداران به لحاظ تسلیحاتی و به خصوص توانایی موشکیای که از دهه 90 میلادی آغاز و به شکل شگفتآوری رشد یافت، باعث شد بار دیگر سپاه در مرکز توجه تبلیغی دشمن قرار گیرد. اینک همه میدانستند، سپاه پاسداران نیرویی کارآمد با پشتوانه تجربه هشت سال جنگ در بهترین شرایط برای دفاع از کشور است و بنابراین جنگ روانی دشمن نیز به تبع افزایش قدرت رزمی این نهاد انقلابی افزایش یافت. غرب با نیرویی رو به رشد طرف بود که به وضوح استیلا و برتری آن را در منطقه به چالش میکشید و به نوعی مانع از تحقق اهداف سلطهجویانه او در خاورمیانه به ویژه در رابطه با ایران بود.
زمانی که عراق توسط امریکا اشغال شد و ابرقدرت جهانی در رسیدن به اهدافش در همسایه غربی کشورمان ناکام ماند، تصویر سپاه در روند تبلیغی غرب به آن اندازه قوی و دهشتناک ترسیم شد که بهانه خوبی برای شکستهای نظامیایالات متحده در عراق تحت اشغال باشد. بنابراین جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور ماجراجوی وقت امریکا، به سال 1385 هجری خورشیدی، یکی از بیسابقهترین سخنرانیها را علیه سپاه پاسدارن و به خصوص نیروی قدس سپاه انجام داد. جورج بوش در سخنانش ادعا کرد، تسلیحات بسیار پیشرفتهای که در عراق علیه نیروهای امریکایی مورد استفاده قرار میگیرد، همگی توسط نیروی قدس تأمین شدهاند.
بوش در ادامه سخنانش با ذکر این جمله که «مشخص نیست آنها (نیروی قدس) دستورات خود را از دولت ایران دریافت میکنند یا به طور مستقل عمل میکنند» این معنی را به ذهن مخاطب منتقل کرد که چیز زیادی از ماهیت این نیرو نمیداند و در واقع با ایجاد یک علامت سؤال در ذهن مخاطب، راه را برای گمانهزنی و اتهام پراکنی مخالفان جمهوری اسلامی باز گذاشت. چنانکه به سرعت شبکههای مختلف خبری امریکا و همپیمانان این کشور وارد عمل شده و به تجزیه و تحلیل خیالی نیروی قدس پرداختند. از سوی دیگر جورج بوش شخصیت مستقلی را برای سپاه پاسداران قائل شد که میتوانست بر خوفناکی این نیرو در ذهن مخاطب امریکایی بیفزاید چنانکه بعدها سخنان غالیانه دیگری از این دست از زبان سایر مقامات امریکایی شنیده شد؛ موج جدیدی از تبلیغات علیه سپاه در راه بود تا علاوه بر ایجاد بهانهای برای شکست، پروژه قدیمی سپاه هراسی را به شکلی جدیتر دنبال کند.
معمای بزرگ غرب
در پی سخنان بوش، موجی از اظهار نظرها در خصوص سپاه به راه افتاد که از آن به نام «معمای بزرگ غرب» یاد میشد. در این هنگام «محمد محسن سازگارا» به عنوان یکی از اعضای اولیه سپاه که به دامن ضدانقلاب فرو غلتیده، به شنودگان رادیو فردا معرفی شد تا تحلیلی جامع از این «معمای بزرگ غرب» به شنوندگان فارسی زبان و شاید امریکاییهای خسته از شکستهای نظامیکشورشان، اعلام کند.
سازگارا نه تنها نیروی قدس بلکه کل سپاه پاسداران را در دایره سخنان خود گنجاند و اظهار کرد این نهاد در 50 کشور جهان هسته گروه حزبالله را بنیان نهاده است! هر چند او به اسامی این 50 کشور اشاره نکرد، اما دیگر بار با بزرگنمایی منفی قدرت سپاه پاسداران، با این عنوان که «ماهیت این نیرو (قدس)آن قدر پیچیده و مبهم است که حتی بهترین کارشناسان آشنا به مسائل ایران نیز از بیان اظهارات دقیق در مورد آن عاجز هستند» بر شیوه ابهامزایی و غلوآمیز «پروژه سپاه هراسی» دامن زد.
فتنه 88؛ تشدید پروژه سپاه هراسی
تجربه به خوبی نشان داده است، از آنجا که سپاه پاسداران به وظیفه قانونی قید شده خود در اصل 150 قانون اساسی مبنی بر محافظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن عمل میکند، مورد هجمه تبلیغاتی دشمنان داخلی و خارجی قرار میگیرد.
حوادث بعد از انتخابات سال 88 از جمله آزمونهای سپاه بود که همگان به نقش تأثیرگذار سپاه پاسداران در شکست این فتنه واقف هستند و شاید به همین دلیل طی یک سال گذشته موج جدیدی از تبلیغات منفی حول محور پروژه سپاه هراسی ایجاد شده است. یکی از طلایه داران این موج «هیلاری کلینتون» وزیرخارجه دولت اوباماست که چندی پیش در ادامه روند بزرگنمایی سلطه داخلی سپاه، این نهاد را قدرت اول تصمیمگیری در ایران معرفی کرده بود.
لیکن بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که در اردیبهشت سال جاری به مناسبت سالروز تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شد، به خوبی به ماهیت این موج جدید اشاره کرد: «پروژه سپاه هراسی دشمن، نشان از موفقیت بینظیر این نهاد در خنثیسازی توطئهها دارد.»
اردیبهشت امسال را به خاطر بسپاریم چرا که تنها 9 روز بعد از بزرگداشت سی و یکمین سالروز تأسیس سپاه پاسداران، هجمهای دیگر علیه سپاه آغاز شد. روزنامه کویتی «القبس» از کشف شبکهای جاسوسی که به ادعای آن تحت نظر سپاه در این کشور کوچک عربی اقدام به جاسوسی میکرد، خبر داد؛ ادعایی که به سرعت از سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان رد شد و روابط عمومیسپاه پاسداران انقلاب اسلامیآن را در ادامه پروژه سپاه هراسی دانست.
مسئول روابط عمومی سپاه در این باره گفت: «موضوعاتی چون پولشویی در بحرین، سخنان برخی مسئولان اماراتی و اکنون ادعای کشف یک شبکه جاسوسی در کویت، همگی به این دلیل، سلسله وار بر این نهاد انقلابی وارد میشوند که سپاه پاسداران به عنوان حافظ انقلاب اسلامی، در خط مقدم حفاظت از منافع ملی قرار دارد و همین اقتدار، دشمنان نظام را به تکاپوانداخته تا با طرح ادعاهای واهی، جلوی این رشد روز افزون را بگیرند.»
اما هجمه علیه سپاه پاسداران، تنها مختص به بیگانگان نیست. در داخل نیز هر از گاهی یافت میشوند افرادی که هماهنگ با دشمن خارجی به پروژه سپاه هراسی دامن میزنند. چنانکه نامه سرگشاده حزب منحل شده مشارکت در شهریور ماه امسال از این جمله است. مشارکتیها در این نامه هرگونه ظاهرسازی را کنار گذاشته و به وضوح اعلام کردند، علت خشمشان از سپاه مقابله مؤثر با فتنه 88 بودهاست. بنابراین دلیل خطاب قرار دادن فرمانده سپاه را در نامهشان این طور عنوان کردهاند «شما را مخاطب قرار دادهایم که نهاد نظامی تحت امرتان بیشترین نقش را در حوادث پس از انتخابات داشته است.»
اما پاسخ معاون سیاسی سپاه پاسداران به نامه مشارکت در نوع خود جالب توجه است: « انتشار این نامه در واقع پاک کردن صورت مسئله است. حزب مشارکت در وقایع اخیر خود در مظان اتهام است و باید پاسخگوی رفتارها و اقدامات خودشان باشند، آنها خود مسببین وقایع سال گذشته بودند و اینک به جای پاسخگویی به رفتارها و اقدامات غیرقانونی و ناشایست خود، با حرکتهای این چنینی، آن مجموعههایی که به رسالت انقلابی خود عمل میکنند را مورد خطاب قرار میدهند.»
هرچند این حزب منحل شده اشارهای به قانونی بودن اقدامات سپاه در برابر قانونشکنی آشوبگران نکرده است، اما با اعلام رئیس جمهور امریکا علیه «سردار محمد علیجعفری» فرمانده کل سپاه پاسداران و هفت تن دیگر از مقامات ایرانی از جمله «حسین طائب» معاون اطلاعات سپاه، که به دلیل حوادث فتنه سال 88 اعمال شد، مأموریت خود را به انجام رساند.
اقدام باراک اوباما که در اوایل مهرماه (کمتر از یک ماه بعد از نامه مشارکت) صورت گرفت، تازهترین حلقه پروژه سپاه هراسی است که گویی همچنان ادامه دارد. اگر کمیبه عقب برگردیم، شاید جمله تاریخی حضرت امام خمینی(ره) که سپاه پاسداران با فرمان ایشان در دوم اردیبشهت سال 58 تأسیس شد، پاسخ مناسبی به ماهیت اصلی اقدامات خصمانه دشمنان باشد: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود.»