پیشرفت‌های علمی، خون‌بهای ترور

در هر کشور فعالیت‌های نخبگان با همراهی مردم،  اسباب لازم برای نیل به اهداف توسعه‌ای و پیشرفت می‌باشد. در سال‌های اخیر که جمهوری اسلامی توانسته است در یک جهش فوق‌العاده در بسیاری از زمینه‌ها و به خصوص در بخش هسته‌ای پیشرفت‌های چشمگیری را کسب نماید، نقش دانشمندان جوان کشور، اساتید و مسئولان مربوطه انکار ناشدنی است. دشمنان انقلاب اسلامی برای توقف فعالیت‌های مربوطه، اقدامات متنوع و متعددی را انجام داده‌اند که از تهدید به حمله هسته‌ای تا تحریم برخی افراد و شرکت‌های مرتبط با مسئله هسته‌ای، مهندسی غرب برای غلبه بر تنها شاخص اسلامی «پیشرفت خود خواسته» به حساب می‌آیند، اکنون که در ایام محرم‌الحرام و یادواره عاشورای حسین‌(ع) قرار داریم، ذکر این نکته لازم است که در کشوری عاشورایی مثل ایران،  تنها جهاد و دفاع از میهن، در جنگ تحمیلی و فتنه داخلی نیازمند جانفشانی سربازان و سرداران نیست.
در این خطه کربلایی در حوزه علم هم خون باید داد. اگر از 15 خرداد سال 42،  ورامینی‌ها با خون‌های پاک خود مسبب حرکتی شدند تا در بهمن 57 ثمره آن خون‌ها برداشت شود و اگر در نخستین روزهای جنگ تحمیلی مقاومت مردان و زنان غیور خوزستان و خون‌های پاک مجاهدین مقاوم خرمشهر، حرارتی در دل‌های مشتاق به حراست از کیان انقلاب و امام(ره) ایجاد نمود، امروز هم در ورطه علمی ریخته‌شدن خون اساتید شهید کشور، به تنهایی می‌تواند انقلابی در اراده علمی فرزندان ایران برای برداشتن علم علمی کشور در زمینه هسته‌ای و سایر رشته‌های استراتژیک باشد. مطمئناً دشمنان انقلاب اسلامی در سال‌های آتی باید شاهد تولد محمدی‌ها و شهریاری‌های بسیاری باشندکه جای اساتید شهید خود را پر می‌کنند. در مکتبی که حسین(ع) شاخص آینده روشن خون‌های به ناحق ریخته است، ترسی در دل بازماندگان نیست تا در راه حق گذشتگان با افتخار و امید قدم گذارند. هر قطره خون شهید، آبیاری جوانه‌های بسیاری است که به دنبال خون‌بهای عزیزان خود، میدان مبارزه را در ادامه راه شهیدان می‌بینند.

نمایش عزت و غرور در دیپلماسی هسته‌ای

مذاکرات ژنو بین گروه 1+5 و جمهوری اسلامی با توافق برای گفت‌و‌گو برای همکاری پیرامون نقاط مشترک در استانبول به پایان رسید و گرچه کاترین اشتون تلاش کرد آنچه را پای میز مذاکره به دست نیاورده در مصاحبه با رسانه‌ها جبران نماید، اما با واکنش بهنگام و هوشیارانه دکتر جلیلی ناکام ماند و مجبور به سکوت شد.
لذا اینکه جمهوری اسلامی به گروه 1+5 اجازه نداد که حقوق کشورمان را در خصوص غنی‌سازی به مذاکره گذارند و ادامه مذاکره نیز در کشور ترکیه دنبال شود که با همکاری در صدور بیانیه تهران بر حقوق هسته‌ای جمهوری اسلامی و حمایت از آن شهرت دارد، این نشست به نفع ایران پایان یافته و انتقاد مذاکره‌کننده ارشد تیم هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت و کشورهای غربی، نسبت به سکوت آنان در برابر ترور دانشمندان هسته‌ای ما و نصب تصویر شهید شهریاری روی تریبون مصاحبه رسانه‌ای خود در ژنو و انعکاس این خبر با استفاده از فرصت رسانه‌ای فراهم شده برای مذاکرات، ابهام و اتهام جدی را متوجه مخالفان پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی کرده است که به‌تنهایی دستاورد بزرگی برای دیپلماسی کشورمان بود. این در حالی است که غرب تلاش کرد با اقدامات زیر، پیام خود را مبنی بر آمادگی برای هموار کردن مسیر گفت‌وگو اعلام کند که البته نوعی فریب برای تأثیرگذاری بر مواضع تهاجمی جمهوری اسلامی بود:
1-‌ اتخاذ موضعی ملایم از سوی وزیر خارجه امریکا در نشست منامه و تلاش برای احوالپرسی وگفت‌وگو با وزیر خارجه جمهوری اسلامی در حاشیه این نشست که با بی‌اعتنایی آقای متکی مواجه شد.
2-‌ درخواست دیدار با دکتر جلیلی از سوی خانم اشتون در حاشیه نشست ژنو به صورت جداگانه و تلاش برای تأثیرگذاری به‌ روی قبل و حین گفت‌وگوهای گروه 1+5 با جمهوری اسلامی ایران.
3-‌ تلاش برخی دیگر از نمایندگان کشورهای غربی برای دیدار جداگانه با آقای جلیلی و گشودن مسیر موازی مذاکره و ارزیابی یا تأثیرگذاری بر مواضع هسته‌ای کشورمان. اما برخلاف این اقدامات که حتی با نوعی تغییر اولیه درمواضع رسانه‌ای کشورهای غربی نیز همراه بود و همچنین تأخیر 15 ماهه مذاکرات، دکتر جلیلی از آغاز تا پایان گفت‌وگوها از مواضع عزتمندانه و تهاجمی کشورمان کوتاه نیامده و ضمن متقاعد‌سازی افکار عمومی جهان به برخورداری ایران اسلامی از روحیه و رویه گفت‌وگو و منطق حقوقی و سیاسی در دفاع از حقوق خود، اراده مردم و مسئولان کشورمان را در ایستادگی برای این حقوق به نمایش گذاشت.
چنین پدیده‌ای نشان می‌دهد که اگر کارگزاران و دولتمردان از روحیه و شهامت انقلابی برخوردار باشند، می‌توانند بسترها و زمینه‌های لازم برای پیشبرد اهداف و منافع نظام جمهوری اسلامی را فراهم ساخته و خود را مقهور ساختار ظالمانه حاکم بر نظام تصنعی و ساخته و‌پرداخته قدرت‌های جهانی ندانند.
ساختاری که سال‌هاست بر آن تزلزل افتاده و کسانی که توانسته‌اند خود را از شیفتگی به لیبرال- دمکراسی رها نمایند به عمق و پیامدهای این تزلزل پی برده و به رجزخوانی‌ها و کرشمه‌های فریبکارانه آن اعتنایی ننمایند. چرا که سیاست ماکیاولی هویج و چماق غرب، سال‌هاست که تأثیر خود را از دست داده و با کشف بعد سوم قدرت یعنی جذب و اقناع مزیت دنیای لیبرال- دمکراسی که ابزار سخت فشار و تهدید می‌باشد، به کلی از بین رفته است. ضمن آنکه هرگونه تصمیم و اقدام لیبرالی متناسب با ارزیابی هزینه- فایده است که در مقابله با قدرت کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران که برخوردار از توان بازدارندگی با اتکا به قدرت نرم عاشورایی و قدرت سخت برآمده از جهادی هشت ساله و دستیابی به فناوری‌های پیشرفته نظامی و بومی است، چاره‌ای جز گردن نهادن به واقعیت نمی‌بیند، بنابراین زمینه‌ها و بسترها نیز برای دفاع از عزت و غرور ایران اسلامی فراهم است.

ناهماهنگی کروبی را روبروی موسوی قرار داد!

با نزدیک شدن به روزهای تاسوعا و عاشورا مهدی کروبی و میرحسین موسوی اظهارات و بیانیه های جداگانه ای را منتشر کردند.
 مهدی کروبی که با روزنامه تک صفحه ای خود، اعتماد ملی گفتگو کرده، به اظهارات آیت الله سیداحمد خاتمی خطیب جمعه تهران که گفته بود باید درایام محرم مبلغین و مداحان فتنه یزیدی را با فتنه 88 گره بزنند اشاره کرده و در این زمینه گفته که شبیه سازی های تاریخی، جامعه را دچار تشتت می کند.
اظهارات کروبی در حالی صورت گرفته که در اقدامی کاملا ناهماهنگ و دقیقا خلاف تاکید وی بر شبیه سازی تاریخی وعواقب آن، میرحسین موسوی در یادداشتی به مناسبت ماه محرم با شبیه سازی های تاریخی سعی کرد نظام را متهم به یزیدی بودن کند و به حامیانش تاکید کرده که بر ماست در این دوران کاری زینبی کنیم!
میرحسین موسوی در این بیانیه ضمن اصرار بر خداجو خواندن اغتشاشگران عاشورای سال گذشته، به بیان ادعاها و توهمات سال گذشته خود پرداخت.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی گرچه در اوج ناهماهنگی به مدح فتنه پرداخته اند، اما مهمتر آنکه اظهاراتشان در حالی انتشار یافته که هنوز خاطره سوت و کف زدن های حامیان وی در روز عاشورا، اهانت به قرآن کریم و حمله به عزاردارن حسینی و نمازگزاران از اذهان پاک نشده و بدعت وی در خداجو خواندن اغتشاشگران هنوز که هنوز است دل بسیاری از مومنین را به درد می آورد.

برنامه های جدید اصلاح طلبان برای سید محمد خاتمی


اصلاح طلبان بر فعال شدن سید محمد خاتمی برای بوجود آوردن دور جدید فضا سازی ها تاکید کرده اند.
چهره های تاثیرگذار جبهه اصلاحات با تاکید بر اینکه خاتمی هنوز از ظرفیت خوبی در داخل و خارج از کشور برخوردار است،از وی خواسته اند که مجموعه دیدارهای خود با اصناف،گروه ها و بخشی از بدنه فرقه سبز را برگزار و در این عرصه بیش از گذشته فعال شود.
ازدیگر سو اصلاح طلبان پیشنهاد داده اند که مجموعه سمینارها،جلسات مشترک،بزرگداشت ها و...از سوی اصلاح طلبان برگزار و خاتمی به نقطه محوری این برنامه ها تبدیل شود.
همچنین اصلاح طلبان از خاتمی خواسته اند که خاتمی باید ظرفیت های خارجی خود را فعال سازد.

نبرد با آزادی پشت توهم زندان و شکنجه


باید از زندانیانی که سعی دارند برچسب مجرم سیاسی را بر پیشانی خود بچسبانند، پرسید که شما مجرمان سیاسی هستید یا براندازان نرم؟

 یک تحقیق جزئی درباره حقوق جزاء و جرم شناسی نشان می دهد که قوانین در کشورهای مختلف وجوه مشترک فراوانی برای تادیب مجرمان دارد و بنابراین زندان محلی است که از سوی دولت ها ایجاد می شود تا «آزادی» به مفهوم «مطلق» آن در هیچ جای دنیا معنا نشود. در ایران نیز زندان با همین تفسیر نه از زمان بنیان جمهوری اسلامی بلکه سال ها پیش از آن به وجود آمد و اکنون اگرچه یک چهارم زندانیان آمریکا، تعداد زندانیان در ایران است، اما عده ای از حبس شدگان قصد سیاه نمایی دارند و با بی گناه دانستن خود و سرودن اشعار بی قافیه در وصف جرائم و مدح فتنه، این سوال را می پرسند که چرا ما باید در زندان باشیم؟ ما نیز برای آنکه پاسخی گویا و ساده به این افراد دهیم در ادامه سعی داریم ابتدا به این قبیل سوالات که در ذهن مجریان ریز و درشت حوادث سال گذشته موج می زند پاسخ دهیم و سپس به علل و عوامل طرح چنین سوالاتی بپردازیم.
مجرمان سیاسی یا براندازان نرم؟
در حالی که طبق مواد قانونی، مسببان حوادث سال 88 اکثرا به جرم «اغتشاش و اخلال در نظم و امنیت عمومی» در حبس به سر می برند اما سعی دارند خود را «زندانی سیاسی» جا بزنند. این روش به آنان کمک می کند تا به وسیله برهان «عدم تعریف جرم سیاسی در قانون» ضمن تشکیک در گناه خود، آزادی بی قید و شرط را هدف قرار دهند. حال آنکه ماده 498 قانون مجازات اسلامی با موضوع مباشرت در بر هم زدن امنیت کشور به صراحت آورده است: «هرکس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه، جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوان تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از 2 تا 10 سال محکوم می‌شود.»
این مورد که بزرگترین جرم فتنه گران به حساب می آید، زیرشاخه های فراوانی در جهت اثبات جرم دارد؛ در این باره کافی است به متن کیفرخواست مدعی العموم علیه متهمین فتنه 88 رجوع شود که سال گذشته در جریان برگزاری دادگاه علنی متهمین، توسط عبد‌الرضا محبتی معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران به نمایندگی از مدعی‌العموم قرائت شد. از جمله آن اتهامات می توان به این چند مورد اشاره کرد: 1- همکاری با نیروهای آمریکایی جهت به اغتشاش کشیدن کشور 2- ورود به صحنه آشوب های پس از انتخابات3- طرح بمبگذاری در حوزه های رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری و 4- ارتباط با شبکه ها و رسانه های بیگانه و ارسال اطلاعات و عکس جهت تهییج آشوبگران.
با این وصف باید از زندانیانی که سعی دارند برچسب مجرم سیاسی را بر پیشانی خود بچسبانند، پرسید که شما مجرمان سیاسی هستید یا براندازان نرم؟ این البته سوالی است که پاسخ آن را می توان از لابلای اظهارات حجت‌الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در جلسه حدود سه ماه پیش کمیسیون امنیت ملی مجلس، دریافت. وی در آن جلسه به صراحت ابراز داشت: « در منشور براندازی که از بخشی از اصلاح‌طلبان به دست آمد، آورده شده که نباید از امکانات و مقدورات انسانی و غیرانسانی خارج از کشور غافل شد.»
نوحه سرایی فتنه گران در زندان
این محکومان که اکنون در زندان به سر می برند، با توجه به جرائم امنیتی که مرتکب شده اند، طبق قانون مستحق مجازات بیشتری هستند. اما تا امروز نگاه مسئولان جمهوری اسلامی به این خطاکاران بر اساس رافت اسلامی بوده و تا حد امکان اجرای حکم با تخفیف و ارفاق و حتی عفو و بخشش همراه بوده است. در این شرایط که نظام می کوشد جذب حداکثری و دفع حداقلی داشته باشد، عجیب است که برخی از آنان که از قضا بزرگان فتنه محسوب می شوند، سعی دارند با نوحه سرایی، اوضاع و احوال خود در زندان را وخیم نشان داده و سپس در ماتمکده ها بر تعداد پامنبری ها بیفزایند. ولی تلاش آنان در این جهت به گونه ای پیش رفته که تا همین امروز می توان پارادوکس ها و تناقضات فراوان را در میان اقداماتشان مشاهده کرد. یکی از آشکارترین آن تناقض ها همین است که آنان به راحتی با افراد خارج از زندان نامه نگاری می کنند، اما در نامه هایشان از فشار و بدرفتاری و تنگی فضای زندان گلایه مندند! چنانکه مصطفی تاج زاده به مناسبت سالگرد ازدواجش نامه عاشقانه ای را از زندان برای همسرش نوشت و همین فرد پس از تقاضا، بدون وثیقه به مرخصی طولانی مدت رفت و در زندان نیز ممانعتی برای ملاقات وی با همسرش نبوده، اما نتیجه این تخفیف ها آن می شود که تاج زاده و نیز همسرش فخرالسادات محتشمی پور در نامه هایی که به قصد موج آفرینی برای حامیان خود و دادستانی و مقامات قضایی و سایر افراد می نویسند، فضای زندان را پر از فشار و شکنجه قلمداد می کنند که گویا تنفس و پلک زدن هم در زندان نوبتی شده است!
جنگ روانی برای قلب حقایق
دلایل چنین اظهارات کذب و طرح سوالاتی از سوی این زندانیان که قصد دارند بدین طریق بی گناهی خود را به جامعه القا کنند، از ابعاد گوناگون قابل بررسی است که برای خلاصه به ذکر سه علت اکتفا می شود.
1- مظلوم نمایی: این بهترین سناریویی است که کارگردانان فتنه می توانند با ساخت آن، حقایق پس از انتخابات را وارونه جلوه دهند و بر دایره دروغ ها بیفزایند. در مجموع ابراز محبت های دروغین و مظلوم نمایی از شیوه های جذب و تبلیغ است که فتنه گران از ورای این علت، «چانه زنی با نظام برای امتیازگیری» را می جویند.
2- قهرمان سازی: این یکی از دستورالعمل های مهم برای ترویج شک در جامعه است؛ چنانکه عده ای با ادعاهای کذب قصد دارند خود را در مقام یک قهرمان معرفی و مردم را دچار تردید کنند. این راهکار بر شهرت افراد می افزاید و کمک می کند به آنان تا در فضای غبارآلود جامعه ماهی خوشمزه ای را برای خود صید کنند.
3- قرینه سازی: همچنانکه غرب تلاش دارد ایران را به نقض حقوق بشر متهم کند، این افراد نیز می کوشند تا نمونه هایی را به مثابه قرینه های واقعی و وجودی از ادعاهای غرب نشان دهند و به عبارتی اگر در داخل از کشور یاوری نیافتند، به استمداد از بیگانه بشتابند.
علل و عوامل تلاش فتنه گران زندانی و غیرزندانی برای قلب حقایق نه فقط در سه علت بلکه در ده ها و صدها علت می گنجد؛ عللی که زیرمجموعه «جنگ روانی» است؛ جنگی که به نرمی تیغ می کِشد و می کُشد؛ اما نه مردم ایران را که سال هاست با سلاح بصیرت و تعقل پیروز این جنگ مانده اند.

اقدامات خصمانه آذربایجان علیه ایران


کشور آذربایجان به پایگاهی برای برخی گروه های ضد ایرانی تبدیل شده است.

کشور آذربایجان به پایگاهی برای برخی گروه های ضد ایرانی تبدیل شده است.
کشورآذربایجان که چند سالی است تحت سیاستهای کشورهای غربی شیطنت هایی را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده ،اخیرا بر شدت اقدامات خود افزوده است.
این اقدامات عبارتند از:
1- تشکیل گروه های ناسیونالیست علیه جمهوری اسلامی ایران
2- آموزش ،تجهیز و حمایت از عوامل جدایی طلب
3- تامین تریبون ورسانه برای عناصر جدایی طلب
4- تحریک اقوام به وسیله گروه های اعزامی تحت پوشش طلبه ، بازرگان ، رایزن فرهنگی و موسسات مشترک و......
5- قاچاق انبوه مشروبات الکلی و بسیاری از مفاسد فرهنگی به داخل ایران از مرزهای آذربایجان
6- ترویج وتبلیغ بی بند وباری در جداره های مرز با ایران
7- اجازه به اسرائیل وآمریکا برای بهره گیری از امکانات این کشور وبرقراری مناسبات جاسوسی علیه ایران

آقای بازگشت:مشکل حاکمیت است نه احمدی نژاد و دولتش


یکی از اصحاب فتنه در گفتگویی با یک تشکل دانشجویی مشکل اصلی اصلاح طلبان را بیان کرده است.
فرد مزبور در دیدار با شورای مرکزی یکی از تشکل های دانشجویی گفته است:مشکل ما احمدی نژاد و دولت وی نیست.بهرحال این ها تا 2 سال دیگر خواهند رفت.مشکل ما با کلیت حکومت است.
وی همچنین گفته است:بر این باورم که کلیت حکومت دچار مشکل شده ‍!و قابل بازگشت هم نیست.بدعتی هایی الان ایجاد شده که ادامه این وضعیت ما را به سقوط می کشاند.!
گفتنی است اظهارات فرد یاد شده در حالی انجام می شود که وی پیش از این به دنبال بازگشت به حاکمیت بوده و اخیرا پس از تغییر سناریوی خود ضمن رادیکال شدن به دنبال فشار به نظام می باشد.