100ماه جبهه از 13 سالگی

 او نفس مي‌كشد. دستگاه با هر نفس مرطوب او صدايي دارد كه دل را فرو مي‌ريزد. تاپ تاپي غريب كه صداي دلهره دارد و پرده‌هاي گلدار روي پنجره، اتاق ساده و كوچك او را شبيه اتاق سرد بيمارستاني مي‌كند. با صداي دستگاه‌هايي كه تلاش مي‌كنند بيماري را زنده نگه دارند. اين دردي كه سال‌هاست با آن آشناست. «سعيد ثعلبي» همان رزمنده شجاعي است كه اين روزها به دليل ضايعه شيميايي و خس خس گلويش، به ناچار از كپسول اكسيژن استفاده مي‌كند.
او صاحب همان عكس معروف دفاع مقدس است. رزمنده‌اي كه ايستاده و تفنگ به دست گرفته و پيشبند «يا مهدي ادركني(عج)» بر پيشاني‌اش بسته است. اين عكس، حالا در سطح شهرهاي ايران پخش شده است و اكثر مردم بارها آن را مشاهده كردند. بعضي ديوارهاي شهر، اين عكس را روي خود نقاشي شده مي‌بينند. در همايش‌هاي مختلف‌، اين عكس را روي بنرها و تبليغات مي‌توان يافت و اعتقاد اكثريت اين است كه صاحب اين عكس، در جبهه به شهادت رسيده است. ما هم همينگونه فكر مي‌كرديم تا اينكه در يكي از همايش‌هايي كه اخيراً با حضور جانبازان شيميايي سطح كشور در تهران برگزار شد، با وي آشنا شديم. دانستن اينكه او صاحب اين عكس است، برايمان جالب بود. خودش مي‌گويد كه سال 61 در عمليات والفجر يك در فكه، عكاسي اين عكس را از او گرفته است. ثعلبي، حالا در اهواز زندگي مي‌كند و با مجروحيت شيميايي دست و پنجه نرم مي‌كند. توصيه مي‌كنيم كه مصاحبه زير با اين جانباز 70 درصد شيميايي را بخوانيد تا چيزهايي درباره زندگي‌اش دستتان بيايد.


چه سالي به جبهه اعزام شديد؟

سال 59 در بستان زندگي مي‌كرديم كه بعد از شروع جنگ، عراق آنجا را محاصره كرد. به حميديه رفتيم. تصميم گرفتم به جبهه بروم، اما به دليل سن كمم، در بسيج ثبت نامم نكردند. آنقدر سماجت كردم كه در بسيج حميديه قبولم كردند. در كرخه نور، مسئول ادوات بودم و با اينكه 16 سال داشتم، بعد از مدتي مسئول گردان 40 نفره شدم.

آزاد‌سازي كرخه نور چه سالي انجام شد؟

كرخه نور در شمال جفير قرار دارد. سال 61 نزديك‌هاي عمليات بيت المقدس بود كه براي شروع، بايد آنجا را پاك‌سازي مي‌كرديم.

عراقي ها، كرخه نور را مين‌گذاري كرده بودند. بچه‌ها همه داوطلب بودند كه از معبر مين رد بشوند و راه را باز كنند. آخرش قرعه كشي كرديم. دو بار قرعه زديم و هر بار اسم بچه‌هاي خوزستاني درآمد. صداي اعتراض شمالي‌ها بالا رفت. مي‌گفتند: ما مهمانيم، شما در خانه خودتان هستيد، بگذاريد ما برويم. ما چاره‌اي نداشتيم، گذاشتيم دوباره قرعه بيندازند، گفتيم مهمانند، بايد احترام بگذاريم. بالاخره آنها رفتند. ساعت يك بعد از ظهر بود كه آزادسازي كرخه نور را شروع كرديم.

چند نفر از آنها كه از مين رد شدند، به شهادت رسيدند؟

آن روز 50 نفر از بچه‌ها از روي مين‌ها رد شدند. مين‌ها ضدنفر بودند و مي‌كشتند؛ برگشتي در كار نبود. مسير 40 متري را بچه‌ها يكي يكي رفتند و باز كردند.

من حساب مي‌كنم كه در هر متر، حداقل يكي شان به شهادت رسيد. اولي در قدم اول، دومي بعد از او، سومي. . . و هر كدام كه پيش مي‌رفت، پا جاي پاي كسي مي‌گذاشت كه لحظه‌اي پيش از او، جلوي چشمش در غبار انفجار مين ضدنفر گم شده بود. فكرش را بكن! صف كشيده بودند و پشت سر هم مي‌رفتند. يكي يكي. يكي مي‌رفت و وقتي صداي انفجار بلند مي‌شد و او كه رفته بود در غباري كه از زمين به آسمان مي‌رفت گم مي‌شد، بعدي پشت سر او مي‌دويد كه به نوبتش برسد كه در غبار انفجار بپيچد و به آسمان برود.

يعني هيچ راه ديگري براي عبور وجود نداشت؟

نه، چاره نبود، بچه‌ها مي‌رفتند و راه را باز مي‌كردند. معبر مين از خاكريز مقدم خودمان بود به خاكريز دشمن. بچه‌ها همه خوشحال بودند. عزم داشتند. الله اكبر و ياحسين(ع) مي‌گفتند و مي‌رفتند و از روي مين رد مي‌شدند و راه را باز مي‌كردند.

از عكستان بگوييد. خاطرتان است كه مربوط به چه عملياتي است؟

سال 61 در عمليات والفجر يك در فكه بودم كه عكاسي آمد و عكسم را گرفت و رفت. آن موقع مسئول دسته بودم. ديگراو را نديدم، ولي عكس را داشتم. از كنگره‌ها و جشنواره‌هاي زيادي سراغ اين عكس را مي‌گرفتند و دنبالش مي‌گشتند، من هم به آنها مي‌دادم.

از مجروحيت شيميايي تان گفتيد. در چه عملياتي شيميايي شديد؟

قبل از مجروحيت شيميايي‌ام، در عمليات بيت‌المقدس براي آزادي خرمشهر، يكبار از ناحيه دست چپ زخمي شدم و يكبار ديگر دچار موج انفجار شده بودم، با اين همه دوباره به جبهه برگشتم. سال 62 در عمليات خيبر شيميايي شدم. آن روز چند نفر زخمي شدند. من با قايق، زخمي‌ها را از شط از جاده بصره به سمت ساحل خودمان مي‌بردم كه شط را بمباران شيميايي كردند. ما هم خبر نداشتيم كه اصلاً شيميايي چي هست. ساعت 10 و نيم صبح بود. روي آب بوديم و آنجا هواي شيميايي را تنفس كرديم. بمب شيميايي را توي آب انداختند. نيزارها همه سوختند. دودش سفيد و غليظ بود و در هوا مي‌چرخيد.

از وضعيت جسماني خود و همرزمانتان هم بگوييد؟

وقتي به ساحل رسيديم، يكي از بچه‌ها آتش گرفته و روي زمين افتاده بود. رفتم و با پتو خاموشش كردم. خودم هم بدنم مي‌سوخت. ما را به بيمارستان بردند. بين مجروح‌هايي كه با قايق به ساحل رساندم، اسراي عراقي هم بودند. آن موقع استاديوم ورزشي اهواز تبديل به نقاهتگاه مجروحان شيميايي شده بود. ما را به آنجا بردند و شست‌وشو دادند و بعد هم به بيمارستان نجميه تهران منتقلمان كردند. دوران بستري ام سه ماه طول كشيد. بدنم تاول زده بود، احساس خفگي داشتم، خون استفراغ مي‌كردم. هنوز هم خون استفراغ مي‌كنم.

بعد از اين بهبودي، دوباره به جبهه برگشتيد؟

بله، سال 65 در شلمچه دچار مجروحيت شيميايي عامل گاز اعصاب شدم. عراقي‌ها بعد از اينكه فاو را گرفتند، مي‌خواستند شلمچه را هم بگيرند كه ما آنجا بوديم. هواپيماها آمدند و 10 تا 10 تا بمب‌هاي گاز اعصاب ريختند. ما توي سنگرمان بوديم، رفتيم ماسك زديم، ولي ديگر فايده نداشت. سه نفر بوديم. تشنج كرديم. يكي از بچه ها، بچه تبريز بود، 12 - 13 ساله. سرش را محكم مي‌زد به ديوار. خون از سر و صورتش سرازير شده بود ولي هيچ چيز را احساس نمي‌كرد. فقط سرش را محكم مي‌زد توي ديوار. از شلمچه ما را آوردند اهواز و از آنجا بردند تهران. بيمارستان نجميه، بيمارستان بقيه‌الله، بيمارستان مصطفي خميني و بيمارستان جماران. براي مجروحيتم با گاز اعصاب نزديك شش ماه بستري بودم.

چه چيزي باعث شد كه بعد از مجروحيت شيميايي تان دوباره به جبهه برگرديد؟

در جبهه، وقتي رزمنده‌ها سر پست نگهباني مي‌رفتند، نفر بعدي را كه نوبتش مي‌شد، بيدار نمي‌كردند و خودشان جاي بعدي هم بيدار مي‌ماندند و نگهباني مي‌دادند. بچه‌ها با هم مثل برادر بودند. پوتين‌هاي همديگر را واكس مي‌زدند، لباس‌هاي همديگر را مي‌شستند، كسي نمي‌گفت اين لباس كي است و آن لباس كي است. همه را با هم مي‌شستند. حال و هواي آن موقع خيلي خوب بود، پر از افتخار و عشق بود. شب عمليات همه حاضر بودند. همه مي‌خواستند بروند جلو. همه عشق خط مقدم را داشتند. خط مقدم خيلي سخت بود. بچه‌ها توي جنگ ديده اند، خط مقدم شوخي نيست. همه اينها، مرا به جبهه جذب مي‌كرد.

وقتي مردم مي‌فهمند شما صاحب همان عكس معروف هستيد، چه رفتاري با شما مي‌كنند؟

مردم اهواز نسبت به من محبت دارند و وقتي اين موضوع را مي‌فهمند، خوشحال مي‌شوند. من هم آنها را دوست دارم. بعضي از مردم، با تعجب به من نگاه مي‌كنند و مي‌پرسند كه اين عكس كجا از من گرفته شده است. من هم برايشان تعريف مي‌كنم. برايشان جالب است كه صاحب اين عكس، اهوازي است. در مناسبت‌هاي مختلف مثل هفته دفاع مقدس و بسيج، مسئولان سپاه و نيروي انتظامي از من دعوت مي‌كنند كه در همايش آنها شركت كنم و براي مردم از خاطرات جبهه بگويم.

چه سالي اولين بار، عكستان را روي ديوار شهرتان نقاشي شده ديديد؟

نخستين‌بار، سال 70 عكسم را روي يكي از ديوارهاي اهواز كنار عكس رهبرمان نقاشي شده ديدم. شعبه انصار سپاه با همكاري شهرداري، اين نقاشي را كشيده بود. به اين شعبه رفتم و خودم را معرفي كردم. براي آنها هم عجيب بود كه صاحب اين عكس الان روبه‌رويشان ايستاده است. بعد از آن، هميشه در همايش‌ها از من دعوت مي‌كردند تا حضور پيدا كنم و بعد خيلي از مردم شهر، فهميدند كه صاحب اين عكس، يك اهوازي است.

وقتي اين عكستان را ديديد، چه حسي داشتيد؟

خيلي متعجب بودم. عكس مرا كنار عكس رهبر انقلابمان كشيده بودند و از اين نظر خوشحال بودم، اما از طرف ديگر، خودم را كوچك‌تر از اين مي‌ديدم كه در كنار ايشان، نقاشي شده باشم.

شهرهاي ديگر چطور؟ اين عكستان در ديوارهاي شهرها و استان‌هاي ديگر هم نقاشي شده است. مخصوصاً در مراسم‌هاي مختلف كه به مناسبت هفته بسيج يا دفاع مقدس برگزار مي‌شود، عكستان را روي بنر نقاشي مي‌كنند. تا حالا در شهرهاي ديگر، اين عكستان را ديديد؟

بله، گاهي كه براي درمان مجروحيت شيميايي ام به بيمارستان بقيه الله يا ساسان مي‌آيم، عكسم را روي ديوار مي‌بينم. يكبار يكي از فرزندانم به مشهد رفته بود كه در آنجا هم عكس مرا ديده بود. اين عكسم، براي مردم جذابيت داشته است و در شهرهاي ديگر هم آن را نقاشي كردند.

فكر مي‌كنيد، معروف شدن عكستان، كار شما را سخت كرده يا آسان؟

قطعاً سخت‌تر مي‌كند. مردم وقتي با من برخورد مي‌كنند، انتظار دارند همان فردي باشم كه در جبهه بودم. يعني خاكي، با محبت، ديندار، ميهن دوست و... من هم سعي مي‌كنم همانگونه رفتار كنم. عكس من يادگار دوران دفاع مقدس است و براي ارزش نهادن به آن روزها، بايد به گونه‌اي رفتار كنم كه مردم ارزش آن روزها را حس كنند.

بعضي از مردم اعتقاد دارند كه صاحب اين عكس، در عمليات كربلاي يك شهيد شده است. تا حالا كسي اين سؤال را از شما پرسيده است؟

بله، گاهي پيش آمده است. من به آنها مي‌گويم كه زنده ام و شهيد نشده ام. سپس درباره عمليات و روزي كه عكسم را از من گرفتند، با آنها صحبت مي‌كنم و قانعشان مي‌كنم كه آنها اشتباه تصور مي‌كردند. من عكس‌هاي ديگري هم دارم كه نشان مي‌دهد صاحب اين عكس هستم.

فكر مي‌كرديد كه اين عكس يك روزي اينقدر معروف شود؟

خير، اين يك توفيق است. آن روز اصلاً فكرش را نمي‌كردم. فكر مي‌كنم، اين تكليفم را نسبت به مردمم بيشتر مي‌كند.

از وضعيت خانوادگي خود بگوييد. در آن زمان چگونه زندگي مي‌كرديد؟

خانواده من زندگي متوسطي داشتند. پدرم كشاورز بود و من گاهي در اين كار به او كمك مي‌كردم. بعد از شروع جنگ، 13 ساله بودم كه به جبهه رفتم و صد ماه توفيق حضور داشتم.

هر چند وقت يكبار براي درمان به تهران مي‌آييد؟

من هر ماه به تهران مي‌آيم و در بيمارستان بقيه‌الله و ساسان بستري مي‌شوم. مجروحيت شيميايي ام از ناحيه ريه است و بارها عمل شست‌وشوي ريه انجام داده‌ام. پوست و چشمم هم كمي آسيب ديده‌اند، اما نه به اندازه ريه ام. دكتر مصطفي قانعي، پزشك متخصصم است؛ در درمانم، نقش زيادي داشته است كه از او ممنونم.

فكر مي‌كنيد فرق جانباز شيميايي با جانبازان ديگر چيست؟

جانبازان از نظر اينكه همه در جبهه مجروح شدند، هيچ فرقي نمي‌كنند و تفاوت آنها نوع عارضه هايشان است. جانبازان شيميايي مظلومند، چون در متن جامعه گمنامند. مجروحيتشان در ظاهر مشخص نيست و به موازات آن، مردم شناخت زيادي درباره مجروحيت آنها ندارند. طبيعي است كه آنها را كمتر درك مي‌كنند؛ اما جانبازان قطع عضو يا نخاع چون مجروحيتشان در ظاهر مشخص است، درك مردم نسبت به آنها بيشتر است.

در حال حاضر، چه مشكلاتي داريد؟

من فقط از نظر دارو و درمان مشكل دارم. بعضي داروها هستند كه هزينه شان بالاست و من قادر به خريد مداوم آنها نيستم. اميدوارم مسئولان بنياد شهيد در اين زمينه همت بيشتري كنند. من به رئيس جمهور هم اين را گفتم. اميدوارم مشكل داروي من و جانبازان شيميايي ديگر حل شود.

چه سالي ازدواج كرديد؟

سال 62 ازدواج كردم. يك هفته بعدش يك شب آمدند در خانه دنبالم و گفتند بيا برويم عمليات، من هم رفتم! عمليات خيبر بود، همانجا شيميايي شدم. خانمم هم چيزي نمي‌گفت. مي‌گفت: آزادي، برو.

ارتباط اعضاي خانواده با شما چگونه است؟

خوب است و آنها مرا به خوبي درك مي‌كنند. آنها وقتي عكسم را در سطح شهر مي‌بيينند، خيلي خوشحال مي‌شوند. يكي از فرزندانم در شعبه انصار سپاه خوزستان مشغول فعاليت است. پنج فرزند دارم به نام‌هاي مهدي، رضا، مسلم، احمد وزينب كه به آنها افتخار مي‌كنم.

در پايان اگر حرفي داريد، بگوييد؟

ما در زمان جنگ در حال دفاع بوديم. ما فقط از خاك خودمان دفاع مي‌كرديم. فقط به فكر كشور خودمان بوديم، مي‌خواستيم مرز خودمان را نگه داريم. خدا را شاهد مي‌گيرم كه بايد مرزهايمان را با قدرت نگه داريم. اگر زمانه بازگردد باز حاضرم به جبهه بروم؛ چون براي دفاع از كشورم به جبهه مي‌روم. خاك كشورمان آنقدر مقدس است كه حفظ آن، برايم خيلي مهم است.

اولتیماتوم جدی مسئولان دیپلماتیک کشور به پاکستان

زمان آن فرا رسیده است که مسئولان دیپلماتیک به پاکستان اولتیماتوم جدی بدهند.

یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اعلام اینکه به اندازه کافی درباره کنترل استان های غربی پاکستان با دولتمردان این کشور رایزنی شده است گفت:زمان آن فرا رسیده است که مسئولان دیپلماتیک به پاکستان اولتیماتوم جدی بدهند.
به گزارش فارس، اسماعیل کوثری درباره پناه گرفتن گروهک تروریستی ریگی در پاکستان گفت: قبلا چندین بار درباره افرادی که در خاک پاکستان آموزش می بینند و پس از عبور از مرزها، در مناطق شرقی کشور عملیات جنایت کارانه انجام می دهند به پاکستان تذکر داده شد، البته آنها نیز برای همکاری در این باره وعده کرده بودند.

وی افزود: به نظر می رسد که آنها توانایی لازم برای این اقدام را ندارند و زمان آن رسیده است که دستگاه دیپلماسی کشور به پاکستان اولتیماتوم دهد و از آنها بخواهد که اجازه دهند خود ایران وارد شده و مسببین اینگونه جنایات را به سزای عملشان برساند.

کوثری تاکید کرد : باید از آنها خواسته شود که نیروهایی را در مرزهای غربی خود مستقر کنند تا مقابل نفوذ اینگونه افراد با یستند درغیر این صورت ما نمی توانیم بیش از این چنین اقداماتی را تحمل کنیم.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ادامه حرف و وعده را در این خصوص بی حاصل دانست و گفت: با وجود این که دستگیری مسببین جنایات تروریستی بنا بر گفتگو های قبلی به نیروهای پاکستانی واگذار شده بود ، ولی هم اکنون مرزهای غربی این کشور فاقد اقدامات تامینی بوده و رها است و با این اوصاف نمی توان انتظار داشت که اتفاق خاصی در این نقطه از مرزها بیفتد.

وی در ادامه با اشاره به توافقاتی که قبلا با پاکستان صورت گرفته است گفت: البته اولویت این است که برخورد با تروریست ها از سوی خود نیروهای پاکستانی صورت بگیرد ولی اگر انها نتوانند ما خود این توانایی را داریم که با تروریست ها برخورد کنیم و البته این توانایی را نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کشورمان در قضیه دستگیری عبدالمالک ریگی نشان دادند.

وقتی کومله برای زندانیان فیلم می سازد

گروهک ملحد کومله زحمتکشان کار تهیه فیلمی در راستای حمایت از زندانیان کرد را به کارگردانی یکی از اشرار خود با هویت « ادریس عبدی اهل مریوان» در منطقه دیزه و مناطق اطراف قلعه چولان آغاز نمود.
بدین منظور 2 ساختمان در قلعه دیزه بعنوان زندان جهت فیلم برداری از صحنه های مربوط اجاره شده است .
فیلم به وضعیت زندانیان و نحوه برخورد با آنها می پردازد که در نهایت منجر به برانگیخته شدن ملت کرد شده و در پایان با حمله به زندان ، زندانیان آزاد می شوند.

نامه ربع پهلوی به بان کی مون در حمایت از کاظمینی بروجردی

به تازگی رضا ربع پهلوی اقدام به صدور نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد در حمایت از کاظمینی بروجردی نوشته و خواهان آزادی وی شده است.

به تازگی رضا ربع پهلوی اقدام به صدور نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد در حمایت از کاظمینی بروجردی نوشته و خواهان آزادی وی شده است.
وی در این نامه طی اظهاراتی مضحکانه مدعی شده کاظمینی بروجردی در زندان بینایی خود را از دست داده، بگونه ای که حتی قادر به تشخیص اشیاء و اشخاص پیرامون خود نمی باشد.
لازم به ذکر است مدتی پیش با برنامه ریزی و حمایت تبلیغاتی رسانه های خارج از کشور با ادعای ارتباط با امام زمان، دادن اذکار عجیب به مردم و ادعای حل مشکلات آنان و ادعای رهبری دین سنتی و مکاتبه با سران کشورهای اروپایی و غربی و هم چنین پاپ و مصاحبه با رادیو و رسانه های خارجی سعی در ایجاد آشوب و جنجال و بزرگ نمایی خود داشت .
وی در آخرین جلسه دادگاه خود را فریب خورده ضد انقلاب خارجی دانست وتاکید کرد نوری زاده بارها با وی تماس گرفته و وی را تحریک به استقامت کرده و گفته: اگر مدت کمی مقاومت کنی ناتو به ایران حمله می کند و کار آنها تمام می شود و تو می شوی رهبری دینی.

دادگاه رفیق حریری فرمایشی ومردود است

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار "شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی " امیر قطر و هیأت همراه، با اشاره به اهمیت امنیت در منطقه بویژه منطقه خلیج فارس تأکید کردند: امنیت در منطقه خلیج فارس تبعیض پذیر نیست زیرا اگر منطقه امن باشد، همه کشورهای منطقه از آن سود خواهند برد ولی اگر امنیت منطقه خدشه دار شود، همه کشورهای این منطقه نیز نا امن و متضرر خواهند شد.

رهبر انقلاب اسلامی، روابط جمهوری اسلامی ایران و قطر را خوب ارزیابی و خاطرنشان کردند: این روابط باید روز به روز گسترش یابد زیرا به نفع دو کشور و منطقه است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اظهار گلایه از برخی کشورهای منطقه که متوجه اهمیت بالای امنیت در منطقه خلیج فارس نیستند، افزودند: متأسفانه آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها نیز به ذهنیت این کشورها و متوجه نبودن آنها به اهمیت امنیت منطقه، دامن می‌زنند.

ایشان همچنین موضوع وحدت شیعه و سنی در منطقه را بسیار مهم خواندند و تأکید کردند: شیعیان و اهل سنت منطقه سال‌های متمادی در کنار یکدیگر با صفا و صمیمیت زندگی کرده‌اند اما برخی تلاش دارند تا این فضای صمیمی را از بین ببرند و برخی اختلاف‌های عقیدتی شیعه و سنی را به یک اختلاف اجتماعی تبدیل کنند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: متأسفانه در هر دو طرف نیز افرادی متعصب و مزدور وجود دارند که باید این موضوع هم از لحاظ اعتقادی و هم از لحاظ امنیتی کنترل شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان امیر قطر درخصوص اوضاع حساس لبنان و احتمال صدور رأی دادگاه ترور رفیق حریری، خاطرنشان کردند: این دادگاه، دادگاهی فرمایشی است که هر حکمی بدهد، مردود است و امیدواریم طرف‌های تأثیرگذار و دخیل در لبنان، بر اساس عقل و حکمت عمل کنند تا این موضوع به یک مشکل تبدیل نشود.

ایشان با تأکید بر اینکه توطئه در لبنان به نتیجه نخواهد رسید، افزودند: ما به بهبود اوضاع منطقه بسیار امیدواریم.

در این دیدار که آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور نیز حضور داشت، "شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی " امیر قطر با اشاره به روابط بسیار خوب ایران و قطر، آن را در منطقه الگو و نمونه خواند و افزود: مواضع سیاسی دو کشور همواره نزدیک به یکدیگر بوده است و امیدواریم روابط دو کشور در زمینه های دیگر نیز بیش از پیش تقویت شود.

وی، امنیت منطقه و همچنین وحدت شیعه و سنی را دو موضوع بسیار مهم خواند و با اشاره به اوضاع لبنان گفت: برخی به دنبال ایجاد فتنه جدیدی در لبنان هستند و ما تلاش می‌کنیم با کمک کشورهای منطقه، از این فتنه جلوگیری و براساس مصلحت منطقه عمل شود.

دستگیری دو منافق اخلالگر

ازاعلام اجرای قانون هدفمند شدن یارانه ها از سوی رئیس جمهور محترم در روز شنبه یکی از نهادهای مسئول با همکاری مردم دو تن از اعضای گروهک تروریستی نفاق را که قصد اخلال در نظم عمومی را داشتند، دستگیر نمودند.
این دو فرد منافق که خود را به شکل افرادی ارزشی درآورده بودند قصد داشتن پس از ایجاد ناآرامی و نارضایتی احتمالی از سوی مردم نسبت به اجرای این طرح با مردم برخورد نموده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و تا حد امکان بتوانند از مردم کشته بگیرند که این اقدام منافقانه با هوشیاری مردم و اطلاع آنها به نهادهای مسئول با شکست مواجه گردیده و دو فرد منافق دستگیر گردیدند.
لازم به ذکر است از این دو نفر دو قبضه کلت ساچمه ای و دو عدد باتوم و گاز اشک آور کشف گردید. گفته می شود این دو نفر به تازگی از از مرز عراق وارد کشور شده اند.

جواب کروبی به عدم حضور هواداران فرقه در عاشورای امسال

شنیده شده نفر پنجم انتخابات سال88  در پاسخ به سئوال یکی از نزدیکانش درجلسه ای پیرامون عدم حضور هواداران فرقه در عاشورای امسال با وجود تبلیغات فراوان ودعوت از خداجویان! عاشورای سال گذشته ، گفته است : ما نمی توانیم نسبت به خطراتی که وجود دارد بی تفاوت باشیم ، فضا پلیسی همه خودشان را آماده کرده بودند که از عزاداران ما انتقام بگیرند ، چطور ما می توانیم بی تفاوت باشیم ، ما گفتیم کسی بیرون نرود ، نه از باب اینکه ترسیده باشیم ، نه مسئله برای ما حفظ وحدت و احترامی بود که برای صاحب این روز قائل بودیم ، وگر نه خودتان دیدید که در سال گذشته بچه ها جانشان را کف دستشان گرفته بودند وبا وجود خشونت طرف مقابل اینها به عزاداری ادامه می دادند!
کروبی اضافه نمود: جوانهای سبز پوش ما به اجبار در خانه هایشان ودور از چشم عزاداری کرده اند !

انگلیس بدنبال اعطای ژناهندگی به سران فتنه

اظهارات و تحرکات اخیر سفیر انگلیس در ایران، نشان دهنده تلاش وی و دولت انگلیس برای جذب سران فتنه و ارائه پناهندگی به انها صورت آنهاست.
به گزارش جوان آنلاین، اظهارات و تلاش‌های سفیر انگلیس در حالی صورت می‌گیرد که وابستگان به سفارت انگلیس به نمایندگی از سایمون گس سفیر این کشور در ایران ،‌ تاکنون دیدارهای مختلفی را با سران فتنه برگزار و چندین بار موضوع اعطای پناهندگی سیاسی به این افراد را مطرح کرده‌اند. آنها همچنین تمامی برنامه‌های انگلیس برای نحوه خارج کردن سران فتنه از کشور و همچنین نوع حمایت و محافظت از آنان در کشور متبوع خود را برای انها تشریح کرده‌اند.
گفتنی است، اظهارات و تحرکات تندی که اخیرا سفیر انگلیس در ایران انجام داده در راستای زمینه سازی برای برخورد تند نظام با سران فتنه است، تا از این طریق بتواند طرح انگلیس برای جذب سران فتنه را عملی کند.
انگلیسی‌ها که هم اکنون میزبان اتاق فکر جریان فتنه در لندن هستند، تلاش می‌کنند با انتقال سران فتنه به این کشور و تشکیل جبهه‌ای جدید، دور جدیدی از تلاش‌ها برای براندازی نظام را طراحی کنند.