هواپیماهای آمریکایی بیرون از فضای ایران ساقط شده است

هواپیماهای ساقط شده بیگانه، بیرون از فضای جمهوری اسلامی ایران یعنی بیرون از FIR ما در خلیج فارس توسط اقدام پدافندی نیروی هوایی سپاه ساقط شدند.

جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تاکید کرد: هواپیماهای ساقط شده بیگانه، بیرون از فضای جمهوری اسلامی ایران یعنی بیرون از FIR ما در خلیج فارس توسط اقدام پدافندی نیروی هوایی سپاه ساقط شدند.
سردار سرلشکر غلامعلی رشید جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در گفت‌وگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، با اشاره به خبر سرنگونی دو فروند هواپیمای بیگانه در خلیج فارس توسط سپاه پاسداران تاکید کرد: به طور قطع این هواپیماها که سردار حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفته‌اند، سقوط کرده و هم اینک در اختیار ما قرار دارند.


رشید تاکید کرد: البته باید بگویم که این هواپیماها بیرون از فضای جمهوری اسلامی ایران یعنی بیرون از FIR ما در خلیج فارس توسط اقدام پدافندی نیروی هوایی سپاه ساقط شدند.
رشید همچنین در پاسخ به این سؤال که شنیده شده است روس‌ها درخواست خرید بقایای هواپیماهای ساقط شده آمریکایی را از ایران داشته‌اند، گفت: البته روس‌ها در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین از آمریکا و حتی رژیم غاصب صهیونیستی عقب‌تر هستند و بعید نیست بخواهند تلاش کنند تا آخرین تکنولوژی هواپیماهای بدون سرنشین را که از فناوری بالایی برخوردار هستند به دست بیاورند، اما بنده در این خصوص مطلبی نشنیده‌ام.

اصلاح طلبان در مسیر خیانت هسته ای

افشای نقش برخی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم در اعلام اسامی دانشمندان هسته‌ای کشور که در نهایت منجر به ترور این دانشمندان برجسته کشور شد، موجی از خشم را نسبت به این جریان در داخل به وجود آورده است. از این رو برخی از آگاهان سیاسی در گفتگو با رسانه‌ها به تبیین این نقش و علل بروز این خیانت توسط اصلاح طلبان پرداختند.

قوه قضائیه برخی مسئولان دوره اصلاحات که اطلاعات هسته‌ای را افشا کردند، برخورد کند       
اسماعیل کوثری،نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با ندای انقلاب، با اشاره به نقش برخی از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم در افشای برخی اطلاعات هسته‌ای کشور و واگذاری آن به سرویس‌های اطلاعاتی غرب اظهار کرد: باید با هرکسی که اطلاعات محرمانه کشور را به دشمن داده است در هر لباسی و مسئولیتی که بوده، به شدت برخورد شود.وی افزود: دستگاه قضایی نباید با این قبیل افراد رودربایستی داشته باشد و باید به پرونده این افراد رسیدگی کند.کوثری در باره اینکه چرا کسانی که روزگاری در جمهوری اسلامی نماینده مجلس بوده‌اند اقدام به افشای اطلاعات هسته‌ای کشور کرده‌اند، گفت: اینکه نماینده بوده‌اند مهم نیست؛ چرا که خیلی از این افراد نماینده، وزیر و مسئولیت داشته‌اند ولی بعدها در دامن دشمن افتاده‌اند.منتخب مردم تهران در مجلس تأکید کرد: این افراد از ابتدا با نظام، ولایت فقیه و انقلاب اسلامی مشکل داشتند و خودفروخته و وابسته بوده و هستند و اگر نبودند که اطلاعات محرمانه هسته‌ای کشور را به دشمن نمی‌دادند.
 عموم اصلاح‌طلبان در بحث هسته‌ای در مسیر خیانت حرکت می‌کردند
محمدحسن قدیری ابیانه، سفیر سابق ایران در مکزیک و کارشناس عالی وزارت امور خارجه نیز با اشاره به عملکرد برخی نمایندگان مجلس ششم در بحث هسته ای گفت: در آن زمان سازمان ملل تحت فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی خواستار اعلام اسامی دانشمندان هسته‌ای ایران شده بود که برخی از نمایندگان مشارکتی مجلس ششم هم به این بهانه اعلام کرده بود که باید این اسامی منتشر شود.
وی افزود: من در همان زمان اعلام کردم که این یک مأموریت است؛ چرا که عمده دوم خردادی‌ها یا به طور مستقیم و یا از طرق دیگر از رسانه‌های بیگانه خط می‌گرفتند و خواسته‌های آن‌ها را در ایران دنبال می‌کردند و تقاضای آن نماینده  در حالی بود که می‌دانست آمریکا و اسرائیل به دنبال ترور دانشمندان هسته‌ای ایران هستند.
قدیری ابیانه اضافه کرد: اصولا در بحث هسته‌ای عموما دوم خردادی‌ها، در جهت خیانت به کشور حرکت می‌کردند.مثلا محمدرضا خاتمی در آن زمان اعلام برخورداری کشور از دانش هسته‌ای را مشروط به تحقق آزادی داخلی کرده بود و این سخن بدین معناست که از نظر او در ایران آزادی وجود ندارد پس ایران حق داشتن دانش هسته‌ای صلح‌آمیز را هم ندارد.
سفیر سابق ایران در مکزیک اضافه کرد: شیرین عبادی هم بمب اتمی اسرائیل را بی‌خطر اعلام می‌کند و خواستار محرومیت ایران از غنی‌سازی و حتی تحقیقات هسته‌ای می‌شود. اصولا این افراد در خدمت مطامع غرب هستند و اگر در رسانه‌های بیگانه از آن‌ها به نیکی یاد می‌شود، تریبون در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد و به آن‌ها جوایزی اختصاص می‌دهند، برای استفاده از آن‌ها علیه ملت ایران و به نفع خودشان است.
سفیر سابق ایران در مکزیک یادآور شد: در آن زمان شیرزاد و به ویژه محمدرضا خاتمی به دلیل موقعیتی که داشتند، به بسیاری از اسرار کشور خبر دسترسی داشتند. محمدرضا خاتمی عملا در ملاقات محرمانه با سفیر آلمان، پیروزی هسته‌ای ایران را شکستی برای اصلاح‌طلبان دانست که در نیتجه آن شورای امنیت قطعنامه‌ای علیه ایران تصویب کرد تا این پیروزی تلخ شود.
 
 

ناگفته احمدی‌نژاد از تماس "خرابکار لندن‌نشین" برای اخلال در "هدفمندی یارانه‌ها"


احمدی‌نژاد در دیدار خصوصی اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان ناگفته‌ای را از تماس فرد لندن نشین برای اخلال در طرح هدفمندی یارانه‌ها عنوان کرد.

به گزارش فارس، در پی برگزاری جلسه خصوصی شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با رئیس جمهور، جلال عباسیان مسئول واحد تشکیلات و امور شهرستانهای این اتحادیه گوشه‌ای از حاشیه‌های این دیدار را به شرح ذیل بازگو کرد:

* بر خلاف عرف چنین جلساتی که شخصیت اصلی با تأخیر در جلسه حاضر می شود، در این جلسه دانشجویان بودند که با حدود بیست دقیقه تأخیر در جلسه حاضر شدند.

* با وجود اینکه جلسه در عصر پنجشنبه و روز تعطیل کاری برگزار می‌شد، اما رئیس جمهور به شدت مشغول کار و پیگیری امور مربوطه بود؛ به طوری که علی‌رغم روحیه شاد و سرزنده ایشان که هر از چندگاهی با دانشجویان به شوخی می‌پرداخت، اما خستگی از چهره ایشان به وضوح دیده می‌شد که بنا به گفته احمدی‌نژاد، دلیلش جلسات متعدد و خسته کننده‌ای بود که رئیس جمهور از صبح در آنها شرکت کرده بود.

* اتاق برگزاری جلسه همان اتاق مشهور جلسات کاری احمدی‌نژاد بود که به گفته خود ایشان، در این اتاق نزدیک به 300 جلسه و هفت هزار نفر ساعت کار تخصصی بر روی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها با حضور شخص وی انجام شده بود.

* در این جلسه علاوه بر 15 نفر از اعضای جامعه اسلامی دانشجویان، فقط رئیس جمهور و مسئول تشریفات ریاست جمهوری حضور داشتند که این امر موجب صمیمی‌تر شدن فضای جلسه شده بود.

* احمدی‌نژاد در این جلسه از دقت اعمال شده بر طرح هدفمندی یارانه‌ها گفت و تصریح کرد: شخصاً آنقدر از گوشه و کنار کشور مطلع هستم که حتی از نرسیدن گاز مایع خانگی به برخی روستاهای لرستان نیز باخبرم و گاهی شخصاً پیگیر این امور هستم؛ مثلا خبر دادند کیفیت نان در برخی نقاط تهران افت محسوسی داشته است که در این مسأله وزیر و معاونش را مأمور بررسی کردیم.

* رئیس جمهور درباره اینکه دشمنان داخلی و خارجی برای کارشکنی و توطئه در هنگام آغاز طرح هدفمندی یارانه‌ها برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای کرده بودند، گفت: زمان اجرای طرح به گونه‌ای انتخاب شد که به هیچ عنوان آمادگی تحرکات خرابکارانه را نداشته باشند. حتی فردی که چندی است در لندن ساکن شده در تماس با ایران نسبت به عدم اطلاع از زمان دقیق اجرای طرح گلایه کرده بود چرا که برنامه ریزی‌هایش را از دست رفته می‌دانست.

* وقتی بحث از اصولگرایان ناب و ناباب به میان آمد، احمدی‌نژاد گفت: "بهتر است نام بعضی را اصولگرایان نایاب بگذاریم " که با خنده حضار روبرو شد. احمدی‌نژاد درباره برخی کارشکنی‌ها در روند اداره کشور نیز خاطرنشان کرد: متأسفانه افراد کارشکن در کشور به قدری هستند که سابقاً می‌توانستیم صادرات نیروی کارشکن هم داشته باشیم. البته بحمدالله الآن کمتر شده‌اند و تازه به مرز خودکفایی رسیده‌ایم که در این هنگام یکی از دانشجویان گفت: پس با توجه به توانمندی ایجاد شده، اکنون می‌توانیم کارشکنان مملکت را هم هدفمند کنیم که سبب خنده مجدد حضار و رئیس جمهور شد.

* پس از چند دقیقه پرسش و پاسخ، جلسه با اذان مغرب به اتمام رسید و احمدی‌نژاد به هر یک از دانشجویان یک تسبیح به یادگار اهدا کرد اما تسبیح دست خودش را هدیه‌ای از طرف مبارزان فلسطینی برشمرد که باید به موزه ریاست جمهوری منتقل شود و پس از پذیرفتن انگشتر هدیه یکی از دانشجویان، آن‌را بوسیده و دوباره به همان دانشجو اهدا کرد.

نقدی برفتوای مولوی عبدالحمید در حرمت مشاهده مختار نامه



به گواه تاریخ آیا کم بودند اصحابی که از سابقون در اسلام بودند اما در بزنگاه های تاریک تاریخ ، عنان نفس از کف داده و راه به ناصواب بردند ؟

به گواه تاریخ آیا کم بودند اصحابی که از سابقون در اسلام بودند اما در بزنگاه های تاریک تاریخ ، عنان نفس از کف داده و راه به ناصواب بردند ؟ مگر خداوند متعال در نقل تاریخ پیامبران وامت های سلف نقصان آنان را متذکر نشده ؟ پس چرا ما چشم عبرت بین خویش را بر خطا و نقصان اصحاب به اعتبار اینکه معاصر با آن حضرت (ص) بودند ببندیم و از مطالعه وتدبر در آن عبرت نگیریم؟
نقدی برفتوای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه مسجد مکی زاهدان درخصوص حرمت مشاهده تلویزیون درزمان پخش سریال مختار نامه چندروزپیش در خبرها آوردیم مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه مسجد مکی زاهدان بار دیگر در واکنش به افشای حقایق تلخ تاریخی که در این ایام در قالب سریال فاخر تلویزیونی مختارنامه که توسط سیمای جمهوری اسلامی به تصویر کشیده شده و در حال پخش است فتوا به حرمت مشاهده ی این سریال توسط مقلدینش داده است .

اگرچه این اولین بار نیست که جناب مولوی اسماعیل زهی چنین فتوایی صادر می کند کمااینکه در زمان پخش سریال امام علی علیه السلام وتنهاترین سردارکه تصویرگر دوره ی تاریخی معاصر با حیات شریف کریم اهل بیت حضرت امام مجتبی علیه السلام بود و بعضی دیگر از مجموعه های تلویزیونی، فتاوای مشابه ازطرف ایشان صادر شده است . اما نگارنده بعید می داند برادران و خواهران عزیز اهل سنت درآن سامان گریزان از فهم صحیح و دقیق تاریخ اسلام باشند و چه بسا عمل به این فتوا چندان هم مور عنایت حتی مقلدین امام جمعه گرامی مسجد مکی زاهدان قرار نگیرد ، لیکن از باب علاقه ای که به هموطنان عزیز در آن دیار دارم لازم دانستم چند جمله ای هرچند شکسته در نقد این رویکرد دیرینه ی جناب مولوی اسماعیل زهی داشته باشم ،امید که مرضی رضای حی داور و مقبول پیشگاه مردم بیدار دل اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان به ویژه نمازگزاران شریف مسجدمکی قرار گیرد.انشاءالله

1- مگر نه اینکه قرآن کریم این یگانه کتاب آسمانی مصون ومحفوظ از زیادت و کاستی مملو از بیان های لطیف ،عمیق والهام بخش تاریخی است؟
نگارگرهستی گاه در کریمه های به ودیعه گذاشته برای همیشه بشریت ، چنان تصویرگر تاریخ پیشینیان است که تلاوت کننده ی مسلط به زبان قرآن همانا این حقایق تاریخی را پیش دیدگان ذهن خویش مصور ساخته و درپس بیان لطیف و موجز قرآن تصاویر تاریخ را به نظاره می نشیند .قطعا اینکه بخش اعظم قرآن بیان سرگذشت پیامبران الهی و امت های سلف است بی حکمت نیست و تاکیدات مکرر خداوند در قرآن کریم به تدبردر احوالات گذشته گان دلیل روشنی می باشد برای همه مسلمین که صرفه نظر از اختلاف در مشرب فقهی واعتقادی ، در مطالعه تاریخ عموما و تاریخ اسلام خصوصا اهتمام ،جد وجهد وافر نمایند.

2-تاریخ اسلام عزیز سراسر، مملو از قطعه های تلخ و شیرین بوده ، چه در زمان حیات گرامی پیامبراعظم صلی لله علیه و آله و چه پس از رحلت جان سوز آن وجود ذی جود ، از این رو شناخت تاریخ اسلام و تدبر در آن و دریافت عبرت های عمیق و دقیق آن ، وهمچنین شناساندن و تبلیغ و تر ویج بی پیرایه این تاریخ مشعشع ودر عین حال زشت و زیبا برهمه مسلمین اعم از شیعه و سنی فرض است.

3- ترویج اسلام ناب جز با ابزار تبلیغ امکان ندارد اسلام دین منطق ، استلال و بیدارگر فطرت پاک بشری است.و تبلیغ را باید با تکیه برزبان متداول روز به انجام رساند.
حقیقت این است که زبان ملت های این عصر و قرن زبان هنر و تصویر است و بهره گیری از پیشرفت های بشری برای تبلیغ آئین و شریعت ناب محمدی (ص) امری بدیهی و شیوه ای نکو و ستودنی است که صداو سیمای جمهوری اسلامی اهتمام دارد از این زبان روز ملت های معاصر بهره کافی و وافی جسته و در ترویج حقایق زلال این آئین پاک ، گامی به قدر توان خویش بردارد . از این روی شایسته است اهل تبلیغ ازجمله علمای فریقین ضمن پاس داشت این حرکت ، راه اعتلای آن رانیز هموارکرده و فرزندان مسلمان را توصیه کنند بجای استحاله شدن دربوق های تبلیغاتی یهود و نصارا دل به آوای تبلیغ کلام خدا در صدا و سیما و سایر رسانه های مروج دین و اخلاق بسپارند0
4-اما چند سئوال خیلی روشن در باب حقا یق تاریخی ،آیا نبودند صحابه ای که از طرف حضرت (ص) مامورجمع آوری زکات شدند اما راه به خیانت بردند و حضرت(ص) ایشان را به کیفر گناهشان تادیب کرد.؟ آیا درمیان حمله کنندگان به بیت خلیفه ی سوم و کشندگان آن جناب کم ازصحابه ی حضرت(ص) حضورداشتند؟ آیا این صحابه نبودند که بیعت با خلیفه ی چهارم راشکستند وراه دشمنی با حضرتش پیش گرفتند تا اینکه تیغ برابوتراب ، حیدر کرارکشیده ، حکومت پنج ساله آن جناب رامملو ازبرادرکشی وجفای مسلمان به مسلمان ساختند؟ چه کسانی در فاجعه ی جگرسوز کربلا سلاله ی رسول خدا، سید جوانان اهل بهشت ،حضرت اباعبدالله ، حسین بن علی (ع) واهل بیت و یارانش را تشنه لب میان دو نهر به خاک و خون کشیدند ؟مگردر بین لشکریان یزید وعمرسعد کم از صحابه وتابعین حضور داشتند؟ آیا جنگ علوی و اموی ومظالمی که امویان بربنی هاشم چه قبل ازبعثت وهجرت وچه پس ازآن وبویژه در دهه های 50 و 60 هجری قمری روا داشتند یک دروغ تاریخی است ؟ امویان که نوعآ از متآخرین در اسلام بودند و بعد از فتح مکه اسلام گزیدند اما به گواه تاریخ آیا کم بودند اصحابی که از سابقون در اسلام بودند اما در بزنگاه های تاریک تاریخ ، عنان نفس از کف داده و راه به ناصواب بردند ؟
مگر خداوند متعال در نقل تاریخ پیامبران وامت های سلف نقصان آنان را متذکر نشده ؟ پس چرا ما چشم عبرت بین خویش را بر خطا و نقصان اصحاب به اعتبار اینکه معاصر با آن حضرت (ص) بودند ببندیم و از مطالعه وتدبر در آن عبرت نگیریم؟


5- اگر امروز به دور از هتاکی و فحاشی روایت گر تصویری تاریخ های صحیح باشیم که اتفاقا اصلی ترین تاریخ نگاران آن مانند طبری و ابن اثیر سنی مذهب هستند و به همت آنان این کتب تاریخی برای مسلمین به یادگار مانده است چه اشکالی دارد ؟ چرا جوانان وفرزندان عزیزمان را فرصت نمی دهیم تا خود به مطالعه ، مشاهده و تدبر در تاریخ مشعشع ودر عین حال تلخ وشیرین اسلام و مسلمین بنشینند وگذشته را چراغ راه تعالی وحرکت به سوی آینده ای مالامال از نور و معنویت سازند؟ چرا حق دانستن و فهم صحیح تاریخ را از هم کیشانمان سلب می کنیم؟

6- خوب است جوانان فهیم اهل سنت ،علما و دانایان مذهب خویش را پیرامون سئوال هایی که مطرح شده به پرسش بگیرند و برای کشف حقایق تاریخ ، راه تحقیق ومطالعه را پیش گرفته نگران طلوع خورشید حقیقت در دل و ذهن تاریخی خود نباشند .
اختلافات فقهی در طول تاریخ بین مسلمین بوده و از این به بعد نیز خواهد بود اما تفاوتهای فقهی نباید باعث شود از استماع اندیشه ها و برداشت های یکدیگر اندیشناک باشیم .

باشد که در پرتو تحقیق عمیق و مطالعه و اندیشه دقیق حتی در متون متقدمین از اهل سنت وجماعت راه تقریب وهمگرایی بیش از پیش مسلمین در تمامی گیتی هموار و رهوار گردد. انشاء الله

تحریک های یک چهره سیاسی:مقید به خطوط قرمز نباشید!/برای مصون ماندن خود را ذیل تصویر امام(ره) تعریف کن

یکی از چهره های سیاسی حامی جریان فتنه که فتنه گران به دلیل شرایط ویژه اش بهره گیری از مناسبات و خانواده اش را در دستور کار خود قرار داده اند،توصیه هایی را به برخی تشکل های حامی فتنه نموده است.
فرد مزبور با تاکید بر فعال کردن تشکل های حامی فتنه خطاب به آنان گفته است،شما نباید آرام باشید،نباید خموده باشید.
وی همچنین بر تقویت تشکل های موجود حامی فتنه تاکید کرده و مهمترین عامل برای دور جدی فعالیت و تجهیز این جریان را حفظ هویت سبز عنوان کرده است.
این چهره سیاسی که ملت بارها نسبت به همنشینی با اصحاب فتنه به وی هشدار داده و از وی انتقاد کرده اند درخصوص چگونگی کاور گرفتن برای این تشکل ها گفته است که شما سبزها باید خود تان را ذیل تصویر امام(ره) قراردهید.
وی همچنین به تشکل های حامی فتنه توصیه کرده که برای موثر بودن خود را مقید به بسیاری از خطوط قرمز ننمایند.
گفتنی است این اظهارات در حالی صورت می گیرد که فتنه گران در پوشش اعتقاد به امام و با فراموشی جفاهایی که در فتنه 88 نسبت به امام و میراث گرانقدر وی داشتند،دور جدید فعالیت خود را آغاز و به دنبال بازگشت به نظام با زبان زور و تحمیل شرط به آن می باشند.

نصب دیش مجانی برای دراویش!

یکی از شیوخ این فرقه اعلام نموده مریدانی که تجهیزات ماهواره ای ندارند اعلام کنند تا ما هماهنگی برای نصب مجانی این تجهیزات را برای ایشان انجام دهیم.

کانالهای ماهواره ای یکی از ابزارهای مهم در طراحی جنگ های نرم امروزی است به همین دلیل سرویسهای جاسوسی غرب برنامه ریزی های بلند مدت برای اهداف خود در کشورهای هدف توسط این ابزار طراحی نموده اند.
در جلسه ای که در یکی از مراکز دراویش فرقه گنابادی در شیراز برگزار شده است آقای « آ » که یکی از شیوخ این فرقه در شیراز می باشد اعلام نموده مریدانی که تجهیزات ماهواره ای ندارند اعلام کنند تا ما هماهنگی برای نصب مجانی این تجهیزات را برای ایشان انجام دهیم.

خانم میلیشیا بازهم دروغ گفت

در حالیکه خانم میلیشیا در دروغی دیگر مدعی عدم اطلاع خود از همسرش شده است ،اخبار بدست آمده از رنگ باختن دروغ های وی برای بار چندم حکایت دارد.
فخرالسادات محتشمی پور که طی یک سناریو همواره به ناله های دروغین در خصوص وضوعیت همسر خود معروف و مشهور است اخیرا مدعی شده که از محل نگهداری همسر خود بی اطلاع بوده و از این بابت اظهار نگرانی کرده است.
این در حالی است که طی پی گیری بعمل آمده از سوی خبرنگار«جوان آنلاین»،خانم میلیشیا روز چهارشنبه 22 دی ماه با همسر خود مصطفی تاج زاده دیدار داشته است.
گفتنی است این چندمین باری است که همسر تاج زاده به دروغ پردازی مبادرت می کند.

 

آقای مسافرآستانه اباحه‌گری تئاتر نیست!

اجرای یک نمایش طی چند هفته گذشته در تئاتر شهر بار دیگر حساسیت دغدغه‌مندان نسبت به فرهنگ جامعه را برانگیخت. نام این نمایش «هدا گابلر» است که وحید رهبانی، نویسندگی و کارگردانی آن را انجام داده وافرادی چون نسیم ادبی، احمد ساعتچیان، مهدی بجستانی، رضا مولایی، شیوا ابراهیمی، روح الله حق‌گو لسان و ندا حاجی بابایی در این نمایش ایفای نقش می‌کنند.
 موضوع این نمایش که مبتنی بر نگره توهم‌افکن و سیاه‌آلود نویسنده نروژی آن یعنی هنریک ایبسن است، حول شخصیت یک زن خودخواه و هوسران و مطلقه استوار شده که هم‌اکنون با اینکه شوهر دارد با یک قاضی بی‌قید‌وبند نیز طرح دوستی ریخته و با وی رابطه نامشروع دارد. در یکی از ‌پرده‌های این نمایش مستهجن، شخصیت زن توسط زنجیری از سوی معشوق خود کشیده می‌شود که این تصویر نماد فرقه انحرافی بردگی جنسی است.
درنمایش فوق‌الذکر که مبتنی بر فلسفه نیست‌انگاری غربی است، بازیگر نقش زن هوسران نمایش در پی اجیرکردن عشق مردان برای خود بوده و به راحتی با شخصیت قاضی نمایش رابطه نامشروع دارد.
عادی‌سازی شرب خمر و حالات مستی پس از آن به صورت تلویحی با پوشش خوردن آب پرتقال و نیز برقراری رابطه نامشروع به صورت علنی و آشکار از دیگر نکاتی است که در این نمایش مبتذل دیده می‌شود. فردی که نقش قاضی را در نمایش بازی می‌کند با گفتن اینکه «من دوست دارم همیشه نفر سوم باشم» اباحه‏گری جنسی را رسما در نمایش تبلیغ می‌کند.
نمایشنامه «هدا گابلر» یک درام تراژیک - تخیلی با مختصات تفکر غربی است.که در آن نویسنده سعی کرده برای اینکه تأملات درونی‌اش را پنهان کند در قالب یک شخصیت دیگر آن را به مخاطب نشان می‌دهد. شخصیت داستان، فردی آشفته‌حال و ناامید است که برای اطمینان‌یافتن از قدرت خویش، موجب نابودی اطرافیان و نزدیکان می‌شود و سرانجام در مقابل کشمکش‌های زندگی تسلیم می‌شود و خود را به مرگ می‌سپارد. نگاه ایبسن به زندگی توهم‌آلود و سیاه است و شخصیت نمایشی او آدمی شکست‌خورده و ناموفق را به تصویر می‌کشد. فردی که از همه ناامید شده است و اعتماد به نفس پایین او را به کام مرگ می‌کشاند.
هر چند طرح این موضوعات در جامعه غربی امری بسیار عادی جلوه دهد، اما اجرای نمایش این نویسنده غربی بدون کوچکترین تغییری  در جامعه دین‌مدار ما سوالی است که بایستی مسئولان تئاتر شهر و وزارت ارشاد بدان پاسخ دهند.
انتشار عکس‌های این نمایش توسط یکی از خبرگزاریها اعتراض نمایندگان مجلس و اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس را در پی داشت. به گونه‌ای که ملک‌محمدی یکی از نمایندگان از جلسه خود با وزیر ارشاد درباره این تئاتر خبر داد و ستار هدایت‌خواه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس نیزاعلام داشت مسئولان فرهنگی در اعتراض به اجرای نمایش تئاتر «هدا گابلر» به مجلس احضار و با عاملان این اقدام غیراخلاقی قاطعانه برخورد خواهد شد. 
با اینکه عکس‌هایی که توسط عکاسان از این تئاتر منتشر شده، خود گواهی بر میزان انحراف موجود در این نمایش است اما  آقای حسین مسافرآستانه، مدیر مرکز هنرهای نمایشی وزارت ارشاد که مسئولیت این اجرا در درجه اول متوجه اوست، بجای ‌پذیرفتن اشتباه صورت گرفته در تئاتر شهر و عذرخواهی بابت این امر، در جوابیه خود اظهار داشته که عکس‌های منتشر شده از این نمایش به صورت غیرقانونی گرفته شده و اضافه کرده است: «علیرغم آنچه که از عدم رضایت نسبت به وضعیت کنونی تئاتر عنوان کردم و بسیاری از هنرمندان جامعه ما نیز نسبت به آن رضایت کامل ندارند، برخوردهایی از این دست را که معلوم نیست از سر غرض‌ورزی است و یا ناآگاهی نشانه ظلم آشکار و دشمنی نسبت به ماهیت تئاتر می‌دانم و هر انسان آگاهی که مختصر اطلاعاتی نسبت به تئاتر و نویسندگان این حوزه، مسئولین این حوزه و ... داشته باشد به راحتی به ناعادالانه بودن چنین اظهارنظرهایی پی خواهد برد.»
هر چند خبرگزاری فارس که اولین بار عکس‌های نمایش مذکور را انعکاس داده به این شبهه‌افکنی پاسخ داده و دعوت‌نامه رسمی تئاتر شهر و مجوز ورود عکاس را به محل اجرای نمایش انتشار داده است اما سوال این است که فرض مثال اگر عکاس‌ها نیز مبادرت به انتشار عمومی اباحه‌گری موجود در این نمایش نمی‌پرداختند آیا در آن صورت اجرای آن مشکلی نداشت و فقط مشکل این بوده که چرا عکس‌های نمایش در سطح جامعه منتشر شده و حساسیت دلسوزان و دغدغم‌مندان را برانگیخته است. در ثانی مگر چه چیزی در این عکس‌ها بوده که نگرانی مدیر مرکز هنرهای نمایشی ارشاد را برانگیخته است و مردم نبایست از گزارش آن مطلع می‌شدند.
واکنش وزیر ارشاد نیز به این موضوع جالب است آقای سیدمحمد حسینی روز چهارشنبه درحاشیه جلسه دولت درباره این گفت: «ما در این رابطه پیگیری کردیم. آن طور که گفتند نیست و در این مسئله اغراق شده است»
یکی از سوالاتی که مطرح هست اینکه چگونه این تئاتر با تبلیغ این نوع تفکر و ترویج بی بند و باری و خیانت درحق همسر که در تناقض کامل با آموزه‌های دینی و باورهای اجتماعی مردم ماست در ماه‌های محرم و صفر که در ایام عزای اهل بیت (ع) مجوز نمایش می‌گیرد. آیا افرادی که به این نوع نمایش‌ها مجوز می دهند نبایستی حداقل این مجوز را در ماه‌های دیگر صادر کنند تا این ایام مورد هتاکی عده‌ای ناآگاه قرار نگیرد. 
با فشارهای وارده توسط رسانه‌های اصولگرا و منتقدان بالاخره این نمایش متوقف شد ولی نکته اینجاست که اینگونه نمایش‌ها با کدام هدف مجوز می‌گیرند. مسافرآستانه در پاسخ خود گفته بود تئاتر را نابود نکنید؟ ایا انتقاد به این نمایش‌های مستهجن از نگاه این مسئول ارشاد یعنی زیرسوال بردن اصل تئاتر.

آتش زدن خودرو،خط دهی یک آقازاده به آشوب گران

به تازگی تعدادی خودرو در سطح خیابان های شهر ملایر توسط 2 نفر از اراذل و اوباش به آتش کشیده شده که عاملین این اقدام با گزارش مردم و توسط پلیس دستگیر شدند .
یکی از متهمان در اعترافات خود بیان داشته که مدت 2 ماه در تهران بوده و اکنون مدت 1 ماه است که به ملایر برگشته و از سوی یکی از عوامل مرتبط با یکی از آقازاده ها به ایشان خط دهی شده تا با اخذ مبلغی پول در سطح شهرستان ملایر ایجاد نا امنی نماید.

توقف اجرای نمایش «هدا گابلر» و چند علامت سؤال

بالاخره نمایش جنجالی و خبرساز هدا گابلر پس از گذشت نزدیک به یک هفته از اجرای آن در تئاتر شهر با تصمیم شورا نظارت و ارزشیابی متوقف شد.
این نمایش در حالی شب گذشته به روی صحنه نرفت که حسین مسافر آستانه رئیس مرکز هنرهای نمایشی و مسعود عابدین نژاد رئیس شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی در اولین واکنش‌ها نسبت به اجرای این نمایش در مصاحبه‌ای با روزنامه جوان از اجرای این نمایش دفاع کردند و حتی توصیه کردند که حتماً همه این کار را ببینند. جالب اینجاست که عابدین‌نژاد بر این موضوع اصرار داشت و گفت: هر کس با اجرای این نمایش مشکلی دارد بیاید یک بلیت رایگان از من بگیرد و این نمایش را کامل تماشا کند. زمانی هم که از عابدین نژاد در خصوص متن این نمایش سؤال پرسیده شد، ایشان به صراحت متن این نمایش را در راستای اهداف فرهنگی کشور دانست و گفت که نمایش هدا گابلر با کمرنگ کردن گریم‌ها قابل پخش در تلویزیون است. سؤال اینجاست که چطور می‌شود از متن نمایشنامه‌ای که با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توان از موضوع و داستان آن باخبر شد، به این صراحت دفاع کرد. همانطور که در گزارش قبلی ذکر شد جوزف کراچ منتقد شناخته شده اتریشی این نمایشنامه را برآمده از اندیشه‌های فروید دانسته است. این نمایشنامه شاید آن طور که عابدین‌نژاد معتقد است نقد وضعیت زن در جامعه غربی باشد ولی آن چیزی که به طور روشن راجع‌به این نمایشنامه ایبسن می‌توان گفت این است که متن این نمایش بی‌شک مبتنی بر فلسفه نیست‌انگاری غربی است و هیچ نسبتی با آموزه‌های ملی و مذهبی ما ندارد. جدا از اینکه این نمایش می‌تواند به شکل بسیار سخیف و نامناسبی اجرا بشود.
در خبر‌ها آمده بود که مسافر‌ آستانه و شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی برای احترام گذاشتن به نگرانی‌های ایجاد شده فعلاً اجرای نمایش «هدا گابلر» را متوقف کرده تا بررسی‌های لازم را در خصوص این رخداد انجام دهد و نتایج آن را اعلام کند.
حال چطور است که خرد جمعی اهالی تئاتر و وزارت ارشاد به این نتیجه رسیده است که این نمایش را توقیف کند، در صورتی که آقای مسافر آستانه به عنوان رئیس مرکز هنرهای نمایشی و مسعود عابدین‌نژاد رئیس شورای نظارت، توصیه دیدن این نمایش را برای همگان داشتند. این تناقضی است که به راحتی نمی‌شود آن را هضم کرد.
گفتنی است اجرای این نمایش بازتاب وسیعی در بین نمایندگان مجلس داشت و مقرر شده در دیدار با وزیر ارشاد موضوع اجرای این نمایش را پیگیری کنند.

تب سياسي فتنه‌گران و شليك در تاريكي


تحركات تند و راديكالي سردمداران فتنه با فرا‌رسيدن ماه دي بار ديگر شدت يافت و اكنون كه دي رو به اتمام است ولي مانور فتنه‌گران در ميدان جنجال‌آفريني هنوز تمام نشده و ادامه دارد.

  ارتباط اين تحركات با ماه دي به خاطره 9‌دي سال گذشته بازمي گردد كه ثابت مي‌كند آنان پس از تشنج يك ساله اينك قصد آماده‌باش براي حركتي بزرگ كرده‌اند! حركتي كه سيدمحمد خاتمي هر از چند گاهي با اميد دادن به هواداران از اتفاقات خوش در آينده‌اي نزديك خبر مي‌دهد و تلاش دارد كه حلقه حاميان فتنه را با اميدواري به روزهاي بهتر مستحكم كند.
اين روزهاي بهتر كه پيش از اين در آستانه هدفمندي يارانه‌ها نويدش داده مي‌شد، اما با اجراي اين طرح ملي تحقق نيافت و خبرهاي خوشي كه به نفع اپوزيسيون داخلي و خارجي باشد، منتشر نشد. نه پمپ بنزيني در آتش سوخت و نه حتي يك سطل زباله. نه آشوبي به پا شد و نه حتي يك فرياد و عربده خياباني. اينك اوضاع آرام كشور پس از پيدايش و پايداري طرح هدفمندي يارانه ها، خشم فتنه‌گران را برانگيخته و اين خشم از تجديد خاطره خروش مقدس مردم در 9 دي افزون‌تر مي‌شود و با تپش‌هاي پرگداز و نامنظم، روزهاي بهتر و خبرهاي خوش را به انتظار نشسته است.
   نهيب سياسيون به خاتمي
در آستانه 9 دي امسال سيدمحمد خاتمي ديداري با فراكسيون اقليت مجلس داشت كه در آن طي سخناني بازگشت اصلاح‌طلبان به عرصه انتخابات را منوط به تحقق شروطي كرد. در واكنش به شرط‌گذاري خاتمي بسياري از سياسيون ضمن يادآوري مواضع او پيش و پس از وقوع فتنه، اين نهيب را به وي زدند كه براي بازگشت به عرصه سياسي كشور به جاي شرط‌گذاري و اتهام زدن به نظام، بايد التزام عملي به قانون داشت. چنانكه در بين اين تلنگرها، دبير شوراي عالي امنيت ملي دولت اصلاحات نيز مصاحبه‌اي انجام داد كه واكنش وي به شرط‌گذاري رئيس دولت اصلاحات در آن ملموس است. حسن روحاني در آن مصاحبه به صراحت گفت:«در انتخابات قانون داريم و همه بايد ملتزم به قانون باشيم، پس اگر قانون شرايطي را براي كانديدا آورده است، همان شرايط بايد مدنظر باشد و هيچ شخصي نمي‌تواند به آن شرايط موردي را اضافه كند.»
   حركت در دو مسير موازي
در ديدار خاتمي با فراكسيون اقليت مسائل به گونه‌اي مطرح شد كه به نظر مي‌رسد دو مسير به طور موازي تعقيب شد: 1- عصباني كردن جريان مقابل و بهره‌برداري سياسي از عصبيت‌ها، 2- ترغيب حاميان فتنه به تحرك و اميدوار كردن آنان به روزهاي خوش. در اين زمينه پايگاه اينترنتي روزنت كه از پاريس مديريت مي‌شود، پس از اظهارات خاتمي در جمع فراكسيون اقليت در مطلبي نوشت:«عصباني‌تر كردن مخالفان خود، از روش‌هايي است كه تنها خاتمي قادر است انجام دهد». در همين حال سايت بالاترين اظهارات اخير خاتمي را ادامه بيانيه?? موسوي توصيف كرد و نوشت:«تأكيد خاتمي بر مفاد بيانيه موسوي نشان داد تمام شايعاتي كه از اختلاف ميان اين دو حكايت مي‌كرد، بي‌پايه است.» حركت رئيس دولت اصلاحات در اين دو مسير زماني شفاف مي‌شود كه طي چند روز گذشته به رغم ابراز واكنش‌هاي منطقي و عقلاني در برابر شرط‌گذاري خاتمي اما شاهد تحركات موج آفرين ساير اصحاب فتنه بوديم. نامه نويسي كروبي، مصاحبه موسوي با سايت كلمه، سخنراني خاتمي در جمع عده‌اي از اساتيد دانشگاهي و اعضاي جامعه پزشكي و ديدار زهرا رهنورد و فخرالسادات محتشمي پور با مادر ندا آقاسلطان و... همه تحركاتي است كه ترجيع بند تمام آنها متهم كردن جريان مقابل، تبرئه خويش از جرائم آشكار و تكرار ادعاهاي سابق است.
   پيگيري اهداف در اوج نااميدي
حركت در دو مسير مزبور و تحركات دنباله آن اما با زنجيره‌اي از اهداف دنبال مي‌شود؛ اهدافي كه كارشناسان مسائل سياسي به برخي از آن موارد اشاره كرده‌اند. سيد محمد جواد ابطحي عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس شوراي اسلامي طي گفت و گويي در اين باره اظهار كرد:«فتنه‌گران مي‌دانند كه در ميان مردم هيچ جايگاهي ندارند و دنبال بهانه‌اي مي‌گردند تا بتوانند شكست‌هاي آينده خود را توجيه كنند؛ لذا مي‌بينيم كه خاتمي براي نظام شرط و شروط مي‌گذارد تا بعداً اعلام كند كه ما شرايط خودمان را اعلام كرديم ولي نظام حاضر به پذيرش آن نشد.»
 اين ادعايي است كه اخبار موثق ديگري آن را تأييد مي‌كند؛ اخباري كه حتي از احتمال ادعاي مجدد تقلب در انتخابات بعدي توسط مسببان فتنه 88 خبر مي‌دهد و ثابت مي‌كند كه آنان قصد دارند با ورود به مسيرهاي مختلف شكست‌هاي آينده را از هر طريقي توجيه كنند. اما هدف ديگري كه آنان دنبال مي‌كنند فشار آوردن به نظام براي امتيازگيري است؛ امتيازهايي كه بتواند لااقل شخصيت سياسي بر باد رفته‌شان را بازگرداند. اما گويا غافل از آنند كه طرح مسائل جنجالي با زباني مصلحانه بيش از هر چيز پرده از نااميدي و يأس آنان برمي دارد كه از ترس مرگ سياسي، هر از چند گاهي ابراز وجود مي‌كنند.
  علت تب سياسي فتنه‌گران
تلاش آنان براي احياي خود كه همراه با اتهام زني به نظام است در شرايطي دنبال مي‌شود كه اگر فقط كمي به گذشته بازگرديم، علت نااميدي و تب سياسي فتنه‌گران را در خواهيم يافت. اكنون نزديك به يك ماه از هدفمندي يارانه‌ها مي‌گذرد و در حالي كه اصحاب فتنه طي مصاحبه‌هايي قصد تشويش و راه‌اندازي آشوب پس از آغاز طرح مزبور را داشتند، اما با عملياتي شدن اين طرح ملي كمترين اغتشاشي در شهر نشد و اين آرامش اكنون نزديك به يك ماه است كه ادامه دارد و لايه‌هاي ديگر آن نيز آرامش در 16 آذر و ايام محرم بود كه جملگي داغ سوزناكي را بر دل فتنه‌گران گذاشت.
از اين رو طبيعي است كه در شرايط موجود، فتنه‌گران به تكاپو افتند و با حاشيه‌تراشي راديكالي براي مقابله با نشاط سياسي و اقتصادي كشور و همراهي ملت و دولت، هر تيري را در تاريكي شليك كنند. يك تير را با شرط‌گذاري براي نظام، يك تير را طي ديداري با مادر ندا آقا سلطان، تير ديگر را با ارسال يك نامه و تيرهاي ديگر نيز در جريان سخنراني و مصاحبه كه همه يك رنگ و لعاب دارند و يك هدف را نشانه رفته‌اند.
هدفي كه سال‌ها پيش سعيد حجاريان تئوريسين جريان اصلاحات طي ديداري با دانشجويان آن را رونمايي كرد و گفت:«اصلاحات در غرب 500 سال طول كشيد و در ايران حداقل 50 سال زمان نياز دارد». اين نكته‌اي است كه خاتمي نيز در سخنراني اخير خود با بياني ديگر بر آن تأكيد كرده و با گرهي كور ميان تاريخ انقلاب و شرايط امروز فتنه‌گران، سركوب مردم در سال 42 توسط رژيم ستمشاهي را منجر به پيروزي انقلاب در سال 57 مي‌داند.
اين تازه‌ترين تيري است كه خاتمي در تاريكي شليك كرده تا از نتيجه تلاش‌هاي خود و حاميانش در 15 سال آينده خبر دهد. تيري كه البته تفنگدارش از هم‌اكنون خبرهاي 15 سال آينده در جريان براندازي نظام و انقلاب به سبك اصلاحات غربي را خوش دانسته و هر روز نسبت به نزديك‌تر‌شدن به هدف نويد متوهمانه‌اي را مي‌دهد.

نفوذ دستگاه ‌اطلاعاتی ایران‌ در سیستم اطلاعاتی موساد

منافقین در اروپا با عوامل موساد جلساتی را برگزار می‌کنند که در این نشست‌ها این موضوع مطرح شده که اقدامات خود را بر روی سایت‌های هسته‌ای کشورمان متمرکز کنند.

وزریر اطلاعات گفت: منافقین در اروپا با عوامل موساد جلساتی را برگزار می‌کنند که در این نشست‌ها این موضوع مطرح شده که اقدامات خود را بر روی سایت‌های هسته‌ای کشورمان متمرکز کنند.
به گزارش فارس، حجت‌الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات صبح امروز در نشست خبری با تشریح جزئیات دستگیری عوامل ترور شهید مسعود علی محمدی، موفقیت اطلاعاتی جمهوری اسلامی در غلبه بر سیستم اطلاعاتی موساد که با پشتیبانی کشورهای غربی و آمریکا فعالیت دارد را به ملت ایران غیور و مقاوم ملت ایران تبریک گفت.

وی در عین حال شهادت مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری از دانشمندان برجسته کشورمان که توسط عوامل تروریست رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند را به خانواده‌های آنان تسلیت گفت.

* فتنه 88 یک حفره اطلاعاتی بود

وزیر اطلاعات اظهار داشت: فتنه 88 یک حفره اطلاعاتی بود که برای دشمنان امید ایجاد کرده که به خیال خام خود می‌توانند از این فرصت جهت ضربه زدن به نظام اسلامی استفاده کنند که قطعا باید سران فتنه پاسخگوی این مسئله باشند.

حجت‌الاسلام مصلحی افزود: ترور دانشمند شهید مسعود علیمحمدی از جمله فرصت‌هایی بود که دشمن با این تصور که دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی سرگرم مقابل با فتنه‌گران است، صورت گرفت اما بعد از این ترور دستگاه اطلاعاتی کشورمان اقدامات قابل توجهی را برای شناسایی طراحان و عوامل این اقدام تروریستی انجام داد.

وی ادامه داد: از جمله اقدامات وزارت اطلاعات استفاده از تکنولوژی اطلاعاتی علیه تکنولوژی پیشرفته اطلاعاتی موساد و استفاده از عوامل و نیروی انسانی کار آمد بود که در اختیار داشتیم.

* عوامل ترور شهید علیمحمدی با نفوذ در سیستم اطلاعاتی اسراییل دستگیر شدند

وزیر اطلاعات نفوذ را مهمترین دستاورد اطلاعاتی کشورمان در مواجهه با سیستم اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دانست و گفت: دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی با نفوذ در داخل تشکیلات اطلاعاتی رژیم صهیونیستی موفقیت خوبی در اشراف اطلاعاتی بر سیستم جاسوسی رژیم صهیونیستی به دست آورد و با کمک اطلاعاتی مردم توانستیم عوامل دشمن را شناسایی کنیم.

حجت الاسلام مصلحی افزود: دستگاه اطلاعاتی با استفاده از نفوذ در سیستم اطلاعاتی موساد شبکه‌های مختلفی که این رژیم طراحی کرده و آموزش‌های قابل توجهی را به آنها داده بود شناسایی کرده و در هم کوبیده که یکی از عوامل یکی از این شبکه‌ها شب گذشته در تلویزیون به مردم معرفی شد.

* وزارت اطلاعات شبکه‌های تروریستی دیگری را نیز کشف کرده است

وی ادامه داد: رژیم صهیونیستی رژیمی است که بر اساس غصب، وحشت و ترور شکل گرفته و تصور می‌کند می‌تواند از این طریق به اهداف پلید خود برسد اما به حمدالله وزارت اطلاعات با نفوذ در شبکه جاسوسی این رژیم موفقیت بزرگی کسب کرد.

" دستگاه اطلاعاتی با شناسایی عوامل ترور شهید علی محمدی شبکه‌های دیگری را نیز مورد شناسایی قرار داد که بخشی از آنها دستگیر شدند و در موارد دیگری نیز دنبال بهره‌برداری‌های اطلاعاتی هستیم که انشاءالله پس از حصول نتیجه به اطلاع مردم عزیز خواهد رسید. "

وزیر اطلاعات گفت: سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی مناطق آلوده اطلاعاتی اطراف جمهوری اسلامی را مورد بهره برداری قرار داد که این مناطق شناسایی شده و کنار آنها پایگاه‌های اطلاعاتی قابل توجهی ایجاد کرده‌ایم.

حجت الاسلام مصلحی افزود: از این طریق شبکه‌های مختلف مرتبط رژیم صهیونیستی را شناسایی کرده و ضربه بزرگی به آنها وارد کرده ایم.

* نحوه مقابله اطلاعاتی ایران با اقدامات جاسوسی رژیم صهیونیستی

وی در پاسخ به این سؤال که آیا جمهوری اسلامی به جای طرح شکایت در مجامع بین المللی که به دلیل نفوذ صهیونیست‌ها به جای نمی‌رسد، با رژیم صهیونیستی مقابله به مثل خواهد کرد، گفت: در مقابله با اقدامات اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دقیقا و قطعا مقابله‌های اطلاعاتی و اقداماتی خواهیم داشت.

وزیر اطلاعات ادامه داد: اسناد قابل توجهی که در اختیار ما قرار داد ثابت می‌کند رژیم صهیونیستی با هر گونه پیشرفت علمی در کشورهای اسلامی و منطقه و به ویژه در ایران مخالفت است.

حجت الاسلام مصلحی افزود: دانشمندان برجسته کشورهای منطقه در معرض تهدید و ترور رژیم صهیونیستی هستند که بر اساس وظیفه خود به این کشورها در این زمینه اطلاع رسانی خواهیم داشت.

وی تصریح کرد: رژیم صهیونیستی اهداف اطلاعاتی خود را با استفاده از مزدوران لمپن و بی ریشه و ورشکسته‌گان سیاسی و اجتماعی پی‌گیری می‌کند.

* بر اقدامات گروهک‌های تروریستی اشراف کامل داریم

وزیر اطلاعات از گروهک تروریستی ریگی، گروهک تروریستی منافقین، گروهک‌های چون کومله و دموکرات و پژاک به عنوان پیاده نظام موساد یاد کرد اما در عین حال گفت: که جمهوری اسلامی بر این گروهک‌ها اشراف اطلاعاتی دارد.

حجت الاسلام مصلحی ادامه داد: گروه‌های که از جمهوری اسلامی ضربه‌های سنگینی خورده‌اند در کشورهای اروپایی و غربی با سران رژیم صهیونیستی و ناتو نشست‌های را برگزار و در این جلسات این مباحث را دنبال می‌کنند که چگونه می‌توان از این مزدوران در جهت مقابل با نظام اسلامی بهره برداری کرد.

" به عنوان نمونه سرکرده گروهک جندالشیطان نشست‌های مختلفی با عوامل رژیم صهیونیستی و ناتو برگزار کرده بود که آنها در این جلسات وی را تحریک می‌کردند که اقدامات خود را به جای محدود کردن در شرق کشور در شهرهای بزرگ توسعه دهند.

وی گفت: منافقین نیز در اروپا با عوامل موساد جلساتی را برگزار می‌کنند که در این نشست‌ها این موضوع مطرح شده که اقدامات خود را بر روی سایت‌های هسته‌ای کشورمان متمرکز کنند و برای ما روشن است که افراد مورد استفاده رژیم صهیونیستی مزدوران شکسته خورده در مقابل جمهوری اسلامی هستند.

وزیر اطلاعات با بیان اینکه جمهوری اسلامی با نفوذ در سیستم اطلاعاتی موساد موفقیت‌های بزرگی در جهت شناسایی و رصد فعالیت‌های شبکه‌های وابسته به این رژیم کسب کرده، در پاسخ به سؤالی در خصوص نوع فعالیت شبکه‌های این شبکه‌ها اظهار داشت: اقدامات این شبکه‌ها به صورت سلولی انجام می‌شود.

وی افزود: این شبکه‌ها به گونه‌ای فعالیت می‌کنند که عناصر آن از اقدامات همدیگر بی اطلاع هستند و به عنوان نمونه کسی که در عملیات ترور شهید علی محمدی مسئول خرید موتور سیکلت بوده، به هیچ عنوان کسی ریموت بمب را روی این وسیله نصب کرده نمی‌شناسد و کسی که خانه برای فرد تروریست اجاره کرده هم از هویت این فرد بی خبر بوده است.

حجت الاسلام مصلحی افزود: نوع آموزش‌های که این افراد در سرزمین‌های اشغالی دیده بودند نیز نشان می‌دهد که این مجموعه فردی نیست و مجموعه ای شبکه‌ای است که هادی خارجی دارد و از نکات قابل توجه در مقابله با این شبکه، بهره برداری از تکنولوژی اطلاعاتی بومی جهت شناسایی آن است.

* بیش از 10 نفر در رابطه با شبکه‌های تروریستی مختلف دستگیر شدند

وی در پاسخ به سؤالی در خصوص تعداد و هویت دستگیر شدگان نیز گفت: که بیش از 10 نفر در رابطه با شبکه‌های مختلف دستگیر شدند که با برنامه ریزی‌های صورت گرفته این روند ادامه دارد.

وزیر اطلاعات گفت: از نکات قابل توجه این است که با وجود تاکیدات رژیم صهیونیستی به مزدوران خود برای تمرکز در موضوعات مختلف ما می‌دانیم که آنها یک موضوع را دنبال نمی‌کنند.

حجت الاسلام مصلحی افزود: به عنوان نمونه هدف دشمنان ما فقط سایت‌های هسته‌ای ما نیستند بلکه آنها هر نوع موفقیت و پیروزی نه فقط در جمهوری اسلامی بلکه در منطقه را بر نمی‌تابند.

وی ادامه داد: اسناد و اطلاعات ما نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی و حامیان این رژیم هر نوع پیشرفت علمی را مورد هدف قرار دادند و به خیال خود از این طریق می‌خواهند به جمهوری اسلامی و کشورهای منطقه ضربه بزنند.

وزیر اطلاعات بر همین اساس به کشورهای منطقه و همسایه متذکر شد که هر نوع تعامل با رژیم صهیونیستی و امکاناتی که در اختیار این رژیم قرار می‌دهند تهدیدی برای منطقه و جمهوری اسلامی است.

حجت الاسلام مصلحی افزود: وجود پایگاه برای اقدامات جاسوسی و تروریستی رژیم صهیونیستی در منطقه به ضرر کل منطقه است و به عنوان نمونه اقدام رسوایی که این رژیم در قالب حرکت تجاری و بازرگانی در دبی انجام داد، نشان داد که این رژیم تنها به دنبال ترور و ناامنی است که امیدواریم کشورهای منطقه و همسایه به این موضوع توجه داشته باشند.

حجت الاسلام مصلحی در پایان از حمایت خوب مردم و همکاری آنها با دستگاه‌های اطلاعاتی در جهت شناسایی عوامل ترور علیمحمدی تقدیر و ابراز امیدواری کرد در سایه این همکاری‌ها در آینده توفیقات بزرگی کسب شود.

گفتنی است پس از نشست خبری وزیر اطلاعات، خبرنگاران از نمایشگاه بخشی از تجهیزات و اقلام مورد استفاده شبکه‌های عناصر تروریستی دستگیر شده در محل وزارت اطلاعات بازدید کردند.

وزارت اطلاعات طی بیانیه‌ای خبر داد:

وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای تاکید کرد: سربازان گمنام امام زمان‌(عج) در پی اقدامات گسترده امنیتی و رصد دقیق اطلاعاتی و با عنایات خاص الهی موفق شدند عوامل اصلی این جنایت تروریستی را شناسایی و دستگیر و یک شبکه متشکل از جاسوسان‌ و تروریست‌های وابسته به رژیم اشغالگر قدس را منهدم کنند.
وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای از نقش موساد در ترور شهید مسعود علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران پرده برداشت.
متن کامل اطلاعیه وزارت اطلاعات به شرح زیر است:
همزمان با اولین سالگرد شهادت دکتر مسعود علیمحمدی استاد دانشگاه و دانشمند برجسته کشورمان سربازان گمنام امام زمان‌(عج) در پی اقدامات گسترده امنیتی و رصد دقیق اطلاعاتی و با عنایات خاص الهی موفق شدند عوامل اصلی این جنایت تروریستی را شناسایی و دستگیر و یک شبکه متشکل از جاسوسان‌ و تروریست‌های وابسته به رژیم اشغالگر قدس را منهدم کنند.

عملیات همه جانبه شناسایی و دستگیری این جاسوسان و تروریست‌ها با تمرکز اطلاعاتی و امنیتی بر روی سرنخ عوامل و شبکه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی آغاز شد و پس از ماه‌ها مجاهدت‌های خاموش و اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیستی منجر به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم‌های جاسوسی و عملیاتی موساد شد که در پی آن ضربات سهمگینی به ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی وارد شد.

اطلاعات به دست آمده بیانگر آن است که موساد برای تحقق اهداف ضد انسانی ، اسلامی و ضد ایرانی خود از پایگاه‌هایی در برخی از کشورهای اروپایی و غیر اروپایی و همچنین برخی کشورهای همسایه جمهوری اسلامی ایران برخوردار بوده است که در هدایت عملیات ترور ناجوانمردانه شهید دکتر مسعود علیمحمدی از آن پایگاه‌ها استفاده کرده است.

به استحضار مردم شریف می‌رساند اطلاعات بسیار مهمی از عملیات نفوذ سرویس جاسوسی موساد و انهدام شبکه‌های جاسوسی آن‌ و طراحی ترور دانشمند برجسته کشورمان به دست سربازان گمنام امام زمان (عج) رسیده است که در شرایط مقتضی و به تدریج اعلام خواهد شد.

رمزگشایی از کدهای براندازانه یک جزوه

آنچه که در پی می آید،نقدی بر جزوه کشف شده در منزل علیرضا بهشتی است که توسط محمد رضا تاجیک نگاشته شده است.
این نقد سال گذشته در روزنامه جوان و همچنین امسال در «پتک جمهوریت» ویژه نامه این روزنامه به مناسبت سالروز 22 خرداد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نگاشته شده بود.

*****
"چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما؟" عنوان تمهیداتی است که پس از انتخابات دهم بر پیشانی جزوه ارائه شده به میرحسین موسوی حک گردیده است.

بررسی مانیفست ارائه شده از سوی مشاوران موسوی بیانگرمطالعاتی چندین ساله برای خلق «اصلاحات 2» با اعطای نقش لیدری به میرحسین بوده است.
این مهم بی تردید، از رابطه آخرین تدبیرهای پیشنهاد شده به موسوی همراه و همنشین با بررسی پیشنهادات به سید محمد خاتمی در سالهای 81 تا 83 بدست می آید.
«چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما؟» عنوان تمهیداتی است که پس از انتخابات ریاست جمهوری بر پیشانی جزوه ارائه شده به میرحسین موسوی حک گردیده است.تحلیل ها،رویکردها و راهکارهایی که دکتر«محمد رضا تاجیک» مشاور پست مدرن موسوی در 5 سطح به وی ارائه کرده ، بازخوانی مجدد «تخمین ها و تدبیرها»یی است که وی پیش از این برای نیمه دوم دهه سوم انقلاب در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری ، در دولت دوم سید محمد خاتمی به انشاء درآورده بود.
دولتی که با گفتمان اصلاح طلبی - به باورمشاور وقت خاتمی و یار کنونی میرحسین- دوران افول خود را طی می کرد ، آماده می شد تا با رصد شرایط سیاسی،فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی کشور، طرحی نو در انداخته و شرایط ظهور و بروز«اصلاحات2» را درسپهراجتماعی فراهم سازد.دراین میان اما زایشی که بنا بود در سال 84 حادث شود شرایطش به سال 88 موکول شد.
اما برآوردها آنی نبود که تحلیل شده بود.آن ها که خود را «مشکل گشایان» می خواندند و از«صورت» و«سیرت» زیبای ابرگفتمان خود سخن به میان می آوردند ، شکست خود را پایه ای برای استراتژی اصلی خود قراردادند ؛ راهبردی که با بررسی جزوه ارائه شده از مشاور ارشد موسوی با «تخمین و تدبیرها»ی تصنیف شده وی در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری ،هیبت و چهره اصلی «راه بیراهه» را به نمایش خواهد گذاشت. کدام «راه و بی راهه»؟خواهیم گفت.


تحلیل های 5گانه از وقایع انتخاباتی
مشاورارشد میرحسین که باورهای وی در چپ نو شکل گرفته و در مرام پست مدرن ها غسل تعمید یافته ، تحلیل های خود از وقایع انتخاباتی را در 5 سطح برای موسوی ارائه می کند.


تحلیل سطح اول – جنبش سبز
مشاور پست مدرن میرحسین ، بر این باوراست که جنبش سبز نتیجه پدیده دیگری به نام «قیام شرایط» یا «شورش موقعیت» و به تعبیر صریح تر«حالا وقتشه » می باشد.
وی سپس به این موضوع اشاره می کند که «حالا وقت تبدیل خیابان به پارلمان مردم» و«شورش زمانه» ذیل «شورشی رنگین کمانی» است.شورشی که در واقع هم از جنس جنبش های مبتنی بر نافرمانی مدنی است و هم از نوع جنبش های اکسپرسیونیستی.
بنظر می رسد در این سطح تحلیل ، تاکید بر قیام شرایط و شورش موقعیت ، بروز دیدگاه پست مدرن هایی است که همواره و در هرشرایطی اصالت را به «تغییر» داده و مدام از وضعیت های نو سخن به میان می آورند ، بی آنکه نقش و تدبیر خود را در همان وضع مسبوق تعریف کنند و یا حتی آلترناتیوی برای وضع موجود بیندیشند.در مرام آن ها هیچ یک از ارزش ها امان و مصونیتی از تغییر ندارد.امر قدسی حاشیه ای از امر و خواسته عرفی است.تغییرمورد نظر آنان که همه گونه جنسی را با دامنه هایی از سنتی،مدرن و پسا مدرن شامل می شود در این سطح تحلیل ، گرایش های «چپ نو» را تداعی می کند.توجه به جنبش و تاکید بر پارلمان خیابانی نکته ای است که این مشاور پست مدرن موسوی قبلا" درمقاله ای قوام یافته در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری (دوره خاتمی) ، بدان اشاره کرده بود.
او در این مقاله می نویسد:« به جنبش 1968 نگاه کنید.احتمالا با این بیان موریس بلانشو موافق خواهید بودکه،«جنبش 1968 به عنوان یک تلافی تصادفی و هیجان انگیز بدون برنامه،بدون پروژه و در قالب اشکال اجتماعی که فی الفور پذیرفته می شد،حال و هوای یک عید را داشت...در آن لحظه هیجان ناشی از زیست برابر و این که هر کس امکان سخن گفتن داشته باشد،هدف بود.هر کس می تواند هر آن چه که خواسته بر زبان آورد و حتی بر در و دیواربنویسد.مهم این نیست که چه می نویسد،مهم این است که می نویسد،چون که آن لحظه آزادی است،این نوع آب و هوای کارنااول گونه،همان لحظه ای را به دنبال می آورد که فضای برابری مراسم عید در پی دارد،مگر نه اینکه انتظار بچه ها هم از روی عید،خروج از سلسله مراتب والدین – بچه ها می باشد؟».
این استقبال صریح مشاور میرحسین از حرکت های کارناوالیستی ، توجیهی قبلی برای استراتژی اردوکشی های خیابانی در زمان تبلیغات و حتی راهپیمایی ها ی غیر قانونی پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری است. گویا هدف از انتخابات نه سطح اول خواست آنها برای انتخاب شدن که ایجاد یک جنبش بوده است؛«مبارزه جنبشی».
جنبشی که به باور آنها هم می تواند در نقش یک گفتمان «هژمونیک» ظاهر شود و هم «ضد هژمونیک».هژمونیک از آن رو که بتواند کنش های جمعی را در خدمت نظمی دیگر قرار دهد و ضد هژمونیک به این معنا که در نظم موجود «اختلال» ایجاد کرده و« طغیان های فرهنگی» ،« قید گریزی» و « ضدیت با اقتدارموجود» را رقم بزند.
اینگونه است که به موازات این تحلیل و راهبردها، آموزه های جین شارپ نیز توسط تصمیم سازان میرحسین در دستور کار قرار می گیرد،نماد سازی شده و تظاهرات خیابانی به راه انداخته می شود. دیوار نویسی و اسکناس نویسی انجام می گیرد و خروج از سلسله مراتب والدین با اغتشاش معنا می یابد. فضا «وانموده شده» و«هست ها»،«نیست» می شود و برعکس.شرایط « وهم » که بی شک ضد خرد است حاکم می شود وشیشه های کبود بی شماری مقابل چشمها قرارمی گیرد تا «اقلیت» خود را «اکثریت» بداند، وضعیت «قیام شرایط و موقعیت» نام می گیرد تا اینگونه طرح شود که «حالا وقتشه».
این «وهم» اما زمانی که در برابر قانون قرار گرفت بازهم بر« تغییر» تاکید کرد و قانون را نیزقابل تجدید نظردانست ؛همانگونه که موسوی گفت«قانون اساسی وحی نیست و قابلیت تجدید نظر دارد». و این چنین است که پست مدرن ها باز هم نشان می دهند که هیچ امر قدسی و قانونی در مقابل تغییرآنان رنگی از واقعیت ندارد.
بخش دیگری از این واقعیت را البته می توان در مواضع مشاورارشد میرحسین موسوی در سال 81 و طی سخنرانی مکتوب وی ارزیابی کرد که با تاکید برخصلت جنبشی در مبارزات آینده سیاسی تاکید کرده بود:«شکل بروز دسته جمعی و تظاهرات آینده حالت جنبشی و کارناوالی دارد و شکل مستمر آن به صورت سازمان دادن نوعی«مقاومت محلی» در هریک از«محل ها» و «موضع های» قدرت حاکم ،خود را نشان می دهد.»
بی تردید شاید آن زمان، این گفتن ها چندان روشن نمی نمود اما گفته های میرحسین و برنامه های او در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،زوایای این گفته ها را مشخص تر ساخت.زمانی که میرحسین از« هر شهروند یک ستاد» سخن گفت،وقتی که تصمیم گیرندگان ستادش در راهبرد« 10 موج تا اوج» ازطرح «هر تاکسی یک ستاد »سخن به میان آوردند وازهر ستاد به عنوان یک کانون« آگاهی و مقاومت» یاد کردند و در ایامی که بناگاه موسوی برای برانگیختن خصلت های محلی، قومیت ها را نشانه رفت و از حضور آنها در ترکیب قدرت با تحریف وضع موجود سخن گفت، مشخص بود که قرار است جنبشی «هم این ،هم آن» و به زعم آنها فراگیر تشکیل شود که حتی با شکست، همگی گرد آمدگان درآن سهیم شده و هریک برای احقاق حق خود شعار«موسوی رای منو پس بده » را سردهند.
برای راه یافتن به عمق این موضوع اما بهتر است بازهم به جزوه و تالیفات گذشته آقای مشاور اشاره کنیم. وی در جزوه خود با بیان اینکه «حالا وقت ایجاد زنجیره ی همگونی در میان هویت های متمایز است» این بخش از تالیف 7 سال پیش خود را زنده می کند که «دوم خرداد یاد داد که تنها آن دسته از نیروهای اجتماعی امکان پیروزی در تسابق های عظیم سیاسی را دارا هستند که بتوانند همچون نخ تسبیح هویت های متمایز را به یکدیگر متصل نموده و به اصطلاح زنجیره ای همگون از هویت های متمایز ایجاد نمایند.به بیان دیگر،بتوانند با بسیج گروه ها و نیروهای مختلف وگونه گون اجتماعی،قومی،فرهنگی،سیاسی،و... جنبشی کارناوالیستی را سامان دهی نموده و با به رسمیت شناختن تکثر هویتی،مردمان را در جهتی واحد و رو به سوی افقی واحد رهنمون شوند».
نمونه دیگرتاکید برمبارزه جنبشی درآمیختن آن با شیوه فعالیت شفاهی و علنی بود.این موضع ، بوضوح در برنامه های انتخاباتی میرحسین موسوی تاکید شده و خیابان ها،پارک ها ،جلسات،ستادها و خیابان ها به جولانگاه فعالیت های شفاهی تبدیل شده بود.اما رابطه این فعالیت شفاهی و علنی و با جنبش مورد نظر آنان چه بوده است؟
به باور تصمیم گیرندگان ستاد میرحسین«شیوه فعالیت شفاهی به جای شیوه متمرکز و سازمانی به گونه ای است که به راحتی می تواند به اشکال شورشی بشود و مرز بین «شورش» و «کارناوال» یک مرز عبور ناپذیر است».
در حقیقت می توان گفت در دستور کار قرار گرفتن این شیوه برای آن بود که مبادلات لفظی ، عمق یافته و هرکسی یک سخنگو و بازیگر شود. کافی بود که هر فرد تنها زبان مشترک را دریابد. این زبان مشترک رگه هایش در نهضت سخنرانی ، در وبلاگ ها ، در شعارها و تظاهرات بوضح دیده شد.به دیگر بیان ، تاکید بر اهمیت فرهنگ شفاهی به این دلیل بود که « نحوه انتشاراندیشه شورشی نتایج فوری به دنبال دارد».
بی گمان تاکید بر بهره گیری از این روش بدین دلیل است که بحث و تمرین لفظی که در گردهمایی های کوچک ، بی وقفه بازتولید می شوند ؛ بطور خود انگیخته،حاملان معانی را پرورش می دهند و اینان می توانند در جای دیگر مفاهیم را بازتولید کنند.وجود فرهنگ شفاهی ، مقاومت جنبش را تشدید می کند و آن را در قالب یک قدرت و نیروی پنهان در می آورد.پس چندان بی مناسبت نبود که این روش تا امروز از طریق سخنرانی و رسانه های مجازی حامیان موسوی دنبال می شود.


سطح تحلیل دوم- پدیده ضد جنبش سرخ
مشاور ارشد میرحسین درادامه تحلیل خود در جزوه مورد اشاره به موضوع حوادث بعد از انتخابات اشاره می کند و معتقد است «دیری نپائید که جنبش لبخند ها تبدیل به جنبش اشک ها شد؛ امیدها به ناامیدی ها گرائیدند؛ رفتارهای جمعی مدنی به خشونت گرائیدند؛هویت های متمایز در کنار هم در برابر هم قرار گرفتند؛جنگ با شمشیرهای برکشیده از نیام جای جنگ با کلام را گرفت.»
وی همچنین وجود این وضعیت را نتیجه تحولات ژرف سالیان زیر پوست جامعه در میان نخبگان و در مردمان دانسته و بحران های آتی کشور را شامل:«بحران اعتماد؛ مشروعیت و مقبولیت؛ کارآمدی و مدیریت و وحدت و یگانگی جامعه» عنوان می کند.
این تحلیل در حالی از سوی مشاور پست مدرن صورت می گیرد که بیش از همه باید اصل بحران را در درون سران جنبش سبز جستجو کرد.بحرانی که می توان آن را «بحران برآورد و تخمین» نامید.
تاکید بربحران های گفته شده توسط مشاور ارشد میرحسین موسوی نکته جدیدی از سوی وی نیست که مطرح می شود بلکه این مساله در سال 81 نیز ازسوی او مورد توجه قرار گفته بود.یعنی درست در زمانی که دولت اصلاحات در راس کار بوده و تمامی سیاست های فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی درآن ایام در ید آنان بوده است. می توان گفت که این نکته در حقیقت بیان مواردی است که به عنوان آسیب های جدی دوم خرداد در آن زمان طرح گردید.
در این زمینه کافی است به نتایج یک تحقیق ملی که درآن ایام (دولت دوم خاتمی) در کتاب مشاور ارشد موسوی درج شده بود ، بود اشاره ای داشته باشیم.دراین تحقیق آمده بود:«احساس بی عدالت اجتماعی در بین شهروندان بر احساس عدالت در نزد آن ها غلبه دارد.میانگین احساس بی عدالتی اجتماعی در کل و در ابعاد سه گانه اقتصادی،قانونی و فرصتی کم تر از حد متوسط و منفی است و در این بین ،بیشترین احساس بی عدالتی مربوط به عدالت اجتماعی است».
توجه به نتایج این تحقیق نشانگرآن است که بحران های موجود گفته شده در حقیقت زایشی در دوران زمامداری جریان دوم خرداد بوده است.در حقیقت اگر بپذیریم که در یک جامعه ، اعتماد ، ارتباط کاملا وثیقی با کارآیی و پاسخگویی قدرت حاکمه دارد باید بگوئیم که بحران بی اعتمادی که در دل خود بحران های دیگر مقبولیت و مشروعیت و کارآمدی را نهفته دارد دست کم شامل دو عنصر حیاتی می باشد اولی ایمان به صداقت و دومی اعتقاد به کارآیی. به بیان دقیق تر ، صداقت به معنای این است که لایه های پنهانی ذهن با آنچه در ظاهر وجود دارد هماهنگ است و کارآمدی ، میزان تخصص و توان به فعلیت رساندن اهداف است.
با این گفته ها می توان گفت که دوم خردادی ها درآن ایام نسبت به نقدینگی اعتماد به خود دچار کسری شدند و مقبولیت و مشروعیت گفتمان آنها در انتخابات سال 84 مورد قبول توده مردم واقع نگردید و آن بحران های گفته شده ، در عدم اعتماد مجدد مردم به کاندیداهای مورد حمایت جریان دوم خرداد تجلی پیدا کرد.
از دیگر سو در حالی مشاور پست مدرن از بحران سخن می گوید که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با مشارکت نمایان 40 میلیونی ایرانیان مواجه شد و اعتماد به نظام در حد بالایی تبلور یافت.
از دیگر سو در حالی در جزوه ارائه شده به میرحسین موسوی از «تبدیل لبخندها به اشک» سخن به میان آمده است که اولا" هیچ گونه اشاره ای به فرآیند انتخابات نشده و اصل برهمان وهم تقلب درانتخابات است.بی تردید اگر جزاین بود تاکید بر وجود بحران وحدت در جامعه نمی شد.بحران وحدتی که با دوانگاری سازی و دوقطب سازی از سوی تصمیم سازان موسوی درحوادث بعد از انتخابات کلید خورد و پایه ای برای حمله به نقطه ثقل نظام گردید.اینکه از نظرطیف جریان سبز، وحدت بر پایه چه چیز تعریف شده که عدم رای آوری به بحران وحدت تعبیر می شود از نکات مغفول در این جزوه است.
این اما همه گفته ها در این سطح از تحلیل نمی باشد.مشاور ارشد موسوی در ادامه پیش بینی خود را از استراتژی پیروز انتخابات این گونه شرح می دهد:
- اتکای بیش تر بر اقلیت معتقد
- تلاش برای ممانعت از شکل گیری 22 خردادی دیگر
- گشایش نسبی در فضای اجتماعی- فرهنگی
- تلاش برای حفظ علقه و علاقه دهک های پائین جامعه
- گرایش فزاینده به یک نظام بناپارتیستی و نو بناپارتیستی
- گرایش فزاینده به یک نظام بحران زا و بحران زی و...
این پیش بینی ها درحالی صورت می گیرد که ذکر چند نکته لازم بنظر می رسد:
1- تاکید بر اتکای بیش تر به اقلیت معتقد در راستای همان دو انگاره سازی ها و دو قطبی سازی های جریان سبز بوده و اصولا توجه به «وانمودگی» هنوز در دستور کار آنان قرار دارد.اینکه اتکای دولت به اقلیت می باشد تاکید دوباره بر وجود تقلب در انتخابا و وجود جریاناتی اقلیتی در برابر اکثریتی به نام جریان سبز است! نکته قابل توجه این که این بند ، دو حالت را هدف قرار داده است.اول این که اگر منظور - بر پایه توهم توطئه- وجود اقلیت دولت ساز است که این توهم در دوم خرداد 76 و دور اول انتخابات شوراها به آن پاسخ داده شده است.مضافا" این که ادعای میرحسین موسوی این بود که بدنه رای این دولت اقلیت دولت ساز با وی می باشند.ضمن این که ستاد موسوی تنها ستادی بود که کمیته ای خاص در انتخابات برای جذب به تعبیر خود اقلیت دولت ساز تشکیل داده بود.
دوم اینکه اگر تعریف و تفسیر بر روی کارآمدن دولتی با انبان رای اقلیت بوده ، باید گفت که این منظور در تضاد کامل با بخش دیگر این پیش بینی ها یعنی بحث حفظ دهک های پائین جامعه است.چرا که مشاورپست مدرن میرحسین موسوی در 30 فروردین طی سخنانی تاکید کرده بود که مشکل اساسی اصلاح طلبان در 5 دهک پائین جامعه بوده و باید برای آن فکری اندیشید و بیان این پیش بینی که دولت دهم همچنان به دنبال حفظ این 5 دهک می باشد در حقیقت به معنای عدم موفقیت اصلاح طلبان در رای آوری در این دهک ها بوده است.دهک هایی که با استناد به آمارها می توان گفت میزان رأی دهندگان آن در جامعه روستایی 15 میلیون و 300 هزار نفر، معادل 33 درصد و شهرهای کوچک 19 میلیون و 600 هزار نفر، معادل 43 درصد بوده است؛یعنی چیزی معادل 76درصد. به تعبیر دیگر، بنا به تعبیر و گفته تصمیم سازان موسوی امکان تقلب با این نسبت کاملا" منتفی بوده و هدف از تحرکات اخیر توسط جریان سبز واقعیت های دیگری را فریاد می زند.
2- تاکید برگرایش فزاینده به یک نظام بناپارتیستی و نو بناپارتیستی،درحقیقت تاکید دوباره بر دیدگاههای سعید حجاریان است که برای نخستین باردر خرداد 1380 در یادداشتی با عنوان «18 خرداد 18 برومر» نسبت به خطر بناپارتیسم هشدار داد و گفت که اگر مردم می خواهند دچار بناپارتیسم 18 برومری نشوند باید در 18 خرداد به خاتمی رای دهند.
حجاریان همچنین بعد از انتخابات سال 1380 در «مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه ‏پزشکی» کشور گفت: « ‏من در چشم انداز آتی زمینه های اجتماعی بناپارتیسم را می بینم. بناپارتیسم شکل ‏خفیف فاشیسم است». وی همچنین قبل از انتخابان دوره نهم ریاست جمهوری در سال هشتاد و چهار در گفتگویی با نادر فتوره چی گفت: «در یک حالت ، دولت استثنایی معمولاً زمانی رخ می نماید که نوعی موازنه قوای طبقاتی به وجود آمده باشد و هیچ یک از طبقات اصلی نتوانند کار را به نفع خود یکسره کنند. لذا در اتحادی نا نوشته قدرت را به اقشار و گروه هایی واگذار می کنند که به طور موقت این وضعیت را از سر بگذرانند اما بعداً با قدرت گیری یک طبقه، دولت استثنایی که دولت انتقالی هم هست، عمرش به پایان می رسد. در غرب هنگامی که طبقات بورژوازی و پرولتری و احزاب هادی آنها به نوعی بالانس رسیدند ناچار شدند قدرت را به اقشار بی سر و پای شهری همچون لمپن پرولتر،خرده بورژوازی سنتی و بازماندگان طبقات ما قبل سرمایه داری و غیره واگذار کنند که یکی را در امپراطوری لوئی بناپارت /برادرزاده ناپلئون/ و دیگری را در حکومت توتالیتر نازی ها در آلمان و البته تا حدودی فالانژها در اسپانیا و نیز فاشیست های ایتالیا دیدیم.»
تاکید برگرایش به دولت بناپارتیسم دراین جزوه در حقیقت کنایه ای به این است که حماسه 22 خرداد بیش از هرچیزی حاصل کودتای نظامیان است.
دراین خصوص باید گفت که طرح این نکته بازهم ناشی از همان توهم توطئه است که وجود یک اقلیت دولت ساز را سرچشمه عدم رای آوری خود مطرح می کند.درصورتی که در دهمین دوره اتخابات ریاست جمهوری آنچه که بیش ازهرچیزی نمود داشت ، تلاش برخی نیروهای امنیتی سابق و سرویس دهی آنان به موسوی بود که حضور برخی چهره ها در ستاد وی قابل کتمان نبود.مضاف بر اینکه تاکید مشاور ارشد موسوی در سال 83 در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری مبنی براینکه نقش آفرینی جریان« رنجبران ژنده پوش»،«قشرهای وازده»،«قشرهای بی طبقه»،«حاشیه نشینان بی هویت»،«بازیچه های جناح راست»،«سیاهی لشگرهای جریان های فاشیستی و ارتجاعی»...درآینده محتمل بوده ، نوع نگاه اشرافی آنان به دمکراسی و رای برابر را نشان می دهد که چگونه درابتدا رای اکثریت به نام جریان بناپارتیستی و سپس درقامت ژنده پوشان تفسیر شده بود.
در مجموع بنظر می رسد تاکید بر گرایش بناپارتیستی توسط جریان سبز بیش از هر چیزی می تواند از سناریویی پرده بردارد که هدف آن آشفتگی های سیاسی و ایجاد بحران توسط این طیف باشد. این واقعیت در بخش تاکتیک های جریان سبز برای ادامه بقاء در جزوه مورد اشاره مورد توجه قرار گرفته که در بخش خود مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
3- طرح گرایش فزاینده به یک نظام بحران زا و بحران زی نیز در حقیقت همان بیان ساده تلاش های جریان سبزی است که می کوشد 4 سال آینده را صحنه درگیری های بسیاری نماید.تاکید بر حضور مردم در خیابان ها و خلق مناسبت های مختلف برای این اردوکشی های خیابانی درهمین راستا قابل ارزیابی است.علاوه براین تاکید بر«عدم تثبیت دولت» خود بوضوح بحرانی را تصویر می کند که عامل آن جریان سبز می باشند.لذا پیش بینی مبنی بر استراتژی بحران زایی بیش از هرچیز مبتنی بر تلاش این جریان برای خلق این وضعیت می باشد.از دیگر سو بازهم باید تاکید کرد ترسیم «کنش های موضع آفرین» و تلاش برای ایجاد وضعیتی که دولت «حافظ بهانه های جریان اپوزیسیون باشد» محورهای دیگری هستند که در لابلای تاکیدات تصمیم سازان موسوی قابل رصد است.

سطح تحلیل سوم- کنش اجتماعی – سیاسی
در این سطح از تحلیل ،مشاور پست مدرن میرحسین ، به مقتضیات «مرحله کنشی» بعد از انتخابات پرداخته و موضوع «عمل سیاسی» را به پیش کشیده است. وی با طرح این پرسش که اقتضای نظری وعملی جریان سبز بعد از انتخابات چیست؟،شرایط این دوران(فردای بعد از انتخابات) را با بیان اینکه فردای بعد ازانتخابات بسیار متفاوت خواهد بود اینگونه بر می شمرد:
- فردایی که در آن باید انتظارتغییری ژرف و گسترده در فرماسیون(آرایش و چینش) سیاسی جامعه دانست.
- فردایی که در آن باید شاهد رادیکالیزه شدن هویت های مقاومت بود.
- فردایی که باید درآن باید شاهد تعمیق و گسترش شکاف میان حاکمیت و مردم،روحانیت و حاکمیت،روحانیت و مردم،روحانیت و روحانیت،دین ودین از یک سو، و شکاف های درون-حکومتی، از سوی دیگر بود و...
این اقتضائات زمانه بی شک برشی از مقاله مشاور ارشد موسوی در همایش «رقابت ها و چالش های سیاسی» در سال 81 می باشد که چند گزینه آن بطور قابل فهمی حذف شده ،گزینه هایی همچون:
- شکاف میان بازیگران(الیت) رسمی حکومتی(حاکمیت دوگانه)
- شکاف میان رهبری و طیف چپ
- شکاف میان «عمل» و «نظر» نخبگان سیاسی
- شکاف میان نظام اجتماعی و نظام سیاسی و...
نکته قابل توجه این که مشاور پست مدرن پس از طرح این گزینه ها معتقد است وجود این شرایط ، از نظام و جامعه چهره ای ناسازه گون تصویر خواهد کرد.وی درهمین راستا از مواردی سخن می گوید که به واقع شرحی از ماجراهای امروز است،مباحثی که گرچه درآن زمانه(دولت دوم خاتمی) به عنوان یک آسیب مطرح می شد اما در این ایام(بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری) به عنوان یک نقشه راه برای یک «مبارزه جنبشی» مورد تاکید قرارگرفته است.این مشاور پست مدرن در خصوص وضعیت مورد اشاره می گوید:« در این وضعیت ، نظام حافظ سوژه های اپوزیسیون مشرب خود می شود، ضربه های وارده بر پیکر نظام، از خود نظام تحلیل می شود، نظام و نظم مستقری که می باید نماد تمرکز و وحدت باشد،به نمود کثرت زایی و پراکندگی (آنارشیسم) تبدیل می شود...نخبگان مسلط که می باید نقش«پوزیسیون» را ایفا نمایند،مقبولیت و مشروعیت خود را از رهگذر مشرب اپوزسیونیستی خود کسب می کنند،پروژه اصلاحات آن تولید انقلاب می کند ،توسعه آن به ارتجاع می انجامد» .وی همچنین با طرح این مباحث معتقد است شکاف ها و ناسازه ها و وفاق هایی نیز دراین زمینه شکل می گیرد:«وفاق میان نقش ها (نقش طیف هایی از خودی های رون نظام به نقش دگرهای رادیکال برون نظام) و...».
درحقیقت آنچه که در این میان به عنوان اقتضای زمانه به آن اشاره شده تبدیل « نظام به انقلاب» از طریق ریزبدنه ای اجتماعی است که در بخش های بعد بدان پرداخته خواهد شد.
سطح تحلیل چهارم – تدبیرهای ممکن و مطلوب
سطح تحلیل پنجم- تدوین و تقریرگفتمان هژمونیک برای دوران کنونی
مشاور ارشد میرحسین در ادامه به بیان تدبیرهای ممکن پرداخته و تاکید کرده است:
- هم باید دغدغه صیانت «سیرت» نظام را داشت،هم باید دلمشغولی صیانت«صورت» آن بود
- هم باید از انبوه ای از حاملان و عاملان این جنبش(آنانی که در تمامی مسیر همره و همگام ما نیستند)فاصله زدایی کرد و هم فاصله زایی(برای عقب نماندن از قافله)
- هم باید دغدغه موج(در اوج نگاه داشتن موج)داشت و هم دغدغه و گرداب های حایلی که پسآمد این موج و موج سواران است
- هم باید کت پوزیسیونیستی پوشید و هم شلوار اپوزیسیونیستی
- هم باید به تغییر اندیشید و هم به ثبات
وی سپس جغرافیا و حریم «تصمیم و تدبیر» خود را با قانونی بودن(مخالف نبودن)،مدنی بودن ،آوانگارد بودن(پیشتازکنش ها و واکنش های نظری و عملی سیاسی- اجتماعی)،چند ساحتی(اجتماعی،فرهنگی،سیاسی،حقوقی،اقتصادی)بودن،ملی بودن(با تاکید برچارچوب های فراخ هویتی دینی – ایرانی) و تشکیلاتی بودن و...تعریف نموده و به بیان باید ها و نباید های مورد تاکید خود برای ادامه حرکت های جریان موسوی اشاره کرده است.بایدها و نباید هایی چون:
1- نباید در صورت و سیرت یک اپوزیسیون رادیکال برون نظام فعالیت کرد،باید از تعریف و تصویر شدن به عنوان پوزیسیون نیزپرهیز کرد.
2- نباید در حریم گفتمان مسلط و در چرخه قدرت مسلط تعریف شد،باید در چرخه تصمیم ها و تدبیرها حضورداشت
3- نباید جنبش را در قالب تنگ و باریک حزبی محدود و محصور کرد،باید در تقاطع سازماندهی و خود جوشی،و جنبش و تشکل ایستاد.
4- نباید فعالیت های آتی را جنبش را در یک ساحت خاص و واحد(مثلا اجتماعی یا فرهنگی و یا سیاسی)،محدود و محصور کرد،باید تمامی عرصه ها و ساحت های جامعه را جغرافیای فعالیت خد تعریف کرد.
5- نباید جنبش را در یک فضای گفتمانی و ایدئولوژیک خاص و واحد محدود و محصور کرد،باید به گفتماین فراگیر با حفظ اصول محکمات عقیدتی- هویتی اندیشید.
6- نباید فعالیت های آتی جنبش را در چارچوب تنگ و باریک تفسیرهای رسمی از دین و قانون،محدود و محصور کرد،باید با بازگشت به دین و قانون،این تفسیرهای رسمی را به چالش کشید.
7- نباید فعالیت های آتی جنبش را در جغرافیای کنش ها و واکنش های موردی و روزمره و نقیضی و شخصی،محدود و محصورکرد،باید با تعریف اهداف و آمال خود،کنش ها و واکنش های استراتژیک را دردستور کارخود قرار داد.
8- نباید هدف جنبش را به کسب قدرت سیاسی(ماکروفیزیک قدرت)،و یا سهیم شدن در قدرت،محدود ومحصور کرد،باید به تسخیر میکروفیزیک قدرت و تسخیر ریزبدنه های جامعه همت گماشت.
9- نباید از اندیشه رهبری جنبش خود را رهانید،باید به رهبری جمعی و یا برنامه آن اندیشید.
10- نباید به تاسیس تک رسانه ها برای انعکاس صداو پیام خودایمد بست،باید به انبوهی از رسانه های حقیقی و مجازی در سپهرهای مختلف اندیسید.
11- نباید از گفتمان«تغییر» عدول کرد،باید از رهگذر در انداختن جنگ با کلام و جنگ قرائت ها از دین و قانون وسازو کارهای مدنی بسترهای تغییر را فراهم آورد.
1- نباید از جمع و جمعیت کردن افراد و شخصیت های موثر سراسر کشور (اعم ازروحانی و غیرروحانی) غافل شد،باید پیرامون دستورکارهای مختلف و گوناگون(متناسب با سلایق و علایق و مشی و مشرب ها)نستر این جمع و جمعیت شدگی را فراهم آورد.
2- نباید از امکانات ومقدورات و مقدرات انسانی و غیر انسانی خارج از کشور غافل شد،باید در هر شرایط حفظ استقلال و عدم وابستگی جنبش و رهبران آن دغدغه اصلی باشد.
3- نباید از اصلی و فرعی کردن چالش ها(یا آن چه در ادبیات چپ،اصلی و فرعی کردن تضادها معروف است) غافل شد،باید در هر مواجهه و تقابل و تخالف خود،نقش و منفعت دگ رادیکال را محاسبه کرد.
4- نباید نت استراتژی های تغییر،تلطیف،تحدید و تصحیح خود را در یک دستگاه نواخت،باید از تمامی دستگاهها و نیز از بداهه نوازی و بدیعه نوازی نهایت استفاده را برد.
5- نباید با کارتی که دردست نیست بازی کرد،باید با کارت های اندک در دست،بهینه باز یکرد.
6- نباید از هدایت اعتراض های مختلف اجتماعی،سیاسی،اقتصادی،قومی و... در یک مسیر و تجمع قدرت ها و اراده های متکثر غافل شد،باید ا آنارشی نظریو عملی پرهیز کرد و...
این مشاور پست مدرن موسوی در ادامه بر ایجاد یک ستاد مشترک رهبری،مرکب از نمایندگان خاتمی،موسوی،کروبی وهاشمی تاکید کرده وتشکیل کمیته تدبیر شرایط حال را لازم دانشته و وظایف این کمیته را شامل: تدبیرآنچه به نام جنبش سبز جاری است و بازخوردهای مثبت و منفی آن ، بیان کرده است.وی همچنین «ممانعت ازگذر رقیب از شرایط گذار بحرانی و تثبیت خود» و «جنگ مواضع برسر هر موضوع» را دو تاکتیک اصلی دراین سطح اصلی عنوان کرده است.
وی به شکل عملیاتی تر وظیفه «کمیته تدبیر شرایط حال» را شامل موارد ذیل عنوان کرده است:
1- زندانیان و خانواده های آنان:پیگیری حقوقی و سیاسی وضعیت زندانیان،رسیدگی به خانواده های زندانیان،کمپین چند میلیون امضاء در دفاع از آزادی زندانیان،هماهنگی خانواده های زندانیان برای اقدامات مشترک ،خنثی کردن اقدامات تخریبی علیه زندانیان و مستندسازی وضعیت زندانیان
2- آسیب دیدگان (درون و برون زندان):همچون مورد نخست
3- بیانیه ها:تشخیص صدور بیانیه و تنظیم و تدوین برنامه
4- ارتباط با شخصیت ها(روحانی و غیرروحانی):ارتباط با مراجع و روحانیون ذینفوذ ،ارتباط با شخصیت های دانشگاهی،روشنفکری و سیاسی ذینفوذ
5- مناسبت ها و مراسم:تقویم مناسبت ها،خلق مناسبت ها ،برنامه ریزی جهت بهره برداری
6- تبلیغات و ضد تبلیغات
7- مجلس
8- مقامات و نهادها
9- انتخابات
وی درادامه وظایف «کمیته تدبیرشرایط آینده را نیزشامل :زیرمجموعه های تخصصی همچون کمیته تشکیلات و سازماندهی،کمیته تدوین استراتژی و گفتمان،کمیته تبلیغات و رسانه،کمیته پشتیبانی با وظیفه و اقتدار عالی ترین ارگان تصمصم و تدبیر جنبش عنوان کرده است.


اهداف کد گذاری شده در سطوح تحلیلی چهارم و پنجم
مشاور ارشد میرحسین موسوی بی شک برای ترسیم سطح تحلیلی چهارم و پنجم ، سه سطح استراتژی را مورد توجه قرارداده و موارد گفته شده بالا را به تقریر درآورده است.این سه استراتژی عبارتند از: ‌استراتژی «خلق موقعیت‌های مطلوب»؛ استراتژی‌« بهره‌برداری بهینه از استراتژی‌های موجود»، و استراتژی‌« تغییر موقعیت‌های نامطلوب».درواقع کنش های سیاسی پیشنهاد شده برای جریان سبز برپایه این سه استراتژی و برای «بهره برداری، تغییر و خلق موقعیت» بوده است.پس بنابراین هدف های تعریف شده با توجه به این سه سطح استراتژی عبارتند از:
1- فعالیت سیاسی هدف گذاری شده در سال های 81 تا به امروز با تاکید بر «جنبش و توجه به تاثیرگذاری و به حرکت واداشتن ریزبدنه های جامعه» کوشیده و می کوشد با«کوچکتر شدن و گروهکی تر شدن» دامنه تاثیرات خود را برای خنثی کردن تاثیر قدرت حاکم نه در یک تریبون مرکزی،بل که در محلی ترین نقاط اعمال قدرت خنثی نماید.انتقال از هویت جویی های سازمانی و تشکیلاتی به هویت جویی های گفتمانی مرکزیت گرا نیز بر دامنه این تاثیرات می افزاید.چرا که هدف« کنترل ناپذیر تر بودن این جریان» می باشد. به عبارت دیگر هدف اصلی این جریان آن است که با وارد ساختن«سمت اصلی ضربه» به جانب هزاران مرکز کانون قدرت، در پایین و در سطح جامعه مدنی کار خود را به پیش ببرند.شاید به تعبیر دیگر بتوان شیوه مورد تاکید آنان را به گفته مرحوم جلال آل احمد «مبارزه پاتوقیستی» نام نهاد.
همچنین خلق موقعیت در این فضا دو محور اصلی را نشانه رفته است که یک محورآن به میدان آوردن « روشنفکر آگاه و ناجی» و محور دیگر« توده بی هویت حامل آگاهی مبهم» است.پس در همین فضا است که در تبلیغات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دیده شد که آن روشنفکر آگاه وناجی چگونه تعریف شد.مشاور ارشد موسوی در سال 83 مختصات این روشنفکر اینگونه ترسیم می کند،«در آینده نزدیک،تنها یک سیستم دو چهره امکان بازیگری موثر و سیادت و سروری را دارد:سیستمی که هم چهره اقتدار داشته باشد و هم ناظر به رضایت مردم باشد؛هم مصلح باشد و هم مقتدر؛هم پراگماتیست باشد و هم پراکتیست؛هم مصلحت طلب باشد و هم عزت طلب؛هم اقتصاد محور باشد و هم فرهنگ مشرب؛هم تکثرگرا باشد و هم تمرکزطلب؛هم به زندگی روزمره مردم بیندیشد و هم به آیندهای دوردست آنان؛هم درون گرا باشد و هم برون گرا؛هم محلی گرا باشد و هم جهانی گرا».همانگونه که مشاهده می شود این کدها همان تبلیغاتی است که در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دنبال شد. موسوی هم خود را اصولگرا می دانست هم اصلاح طلب؛هم از بازگشت به راه امام(ره) سخن می گفت و هم از مصلحت های کشور در خصوص برخی گذرها (ماجرای در الویت بودن ملت ایران در برابر ملت فلسطین) هم از اصل 43 قانون اساسی و تعاون می گفت و هم ازآزادی های فرهنگی ،دوستانش در استراتژی ای دوگانه در خفا از رهبری جنبش می گویند وخود او از تابعیتش از مردم و...
2- موضوع حاملان و عاملان جنبش سبز اما موضوع دیگری است.تاکید بر جنبش و اینکه جنبش خصیصه ای دینی – ملی داشته باشد ونه اسلامی- ملی ، بیانگر آن است که ایجاد یک چتر بزرگ و از هر نحله و فکری تنها برای ثبت جمعیت انبوه دغدغه اصلی این جریان می باشد.وقتی که حاملان وعاملان این جنبش از گروه های مرجع جدید تا نیروهای ملی – مذهبی ،قومی – قبیلگی و ملی خارج از کشور تعریف می شوند می توان دریافت که هدف گذاری صورت گرفته برای ترکیب سازواره از استراتژی انقلاب 57 و استراتژی های نوین مبارزاتی برای خلق موقعیت «حالا وقت تغییر اساسی است»، می باشد. تلقین شرایط انقلاب گونه و اینکه بسترگفتن ها آغاز شده یکی از تاکیدات اصلی در این زمینه است.
3- تاکید بر پوشیدن کت پوزیسیونیستی و شلوار اپوزیسیونیستی هم ماجرای جالبی دارد .تاکید برانکه نه با نظام تعریف شد و نه بر نظام چند هدف عمده دارد.هدف اول اینکه با ژست اپوزیسیونیستی لایه های مخالف اپوزیسیون را با خود همراه ساخته و از مقدورات و امکانات انسانی – فکری آنان یک هم افزایی صورت گرفته و ازدیگر سو حمایت های خارجی به این جنبش به عنوان یگانه آلترناتیو نظام میسر گردد.دوم اینکه با ژست پوزیسیونیستی هم فشارهای بودن در مقام اپوزیسیونی را از خود کاهش داده و هم کاستی ها،نارسایی ها و ناکارآمدی های انسانی – فکری خود را پنهان دارند.درحقیقت اینان می کوشند با این نقش دوچهره ، یک مرجعیت فکری برای حامیان ساخته تا کنش های آنان وام گرفته شود.از دیگر سو اتخاذ این نقش دو چهره برای رسوخ در لایه های مورد نظر جامعه و بهره برداری از نارضایتی ها و جهت دادن به ناراضیان اجتماعی نیز می باشد.
3- تاکید برعدم تعریف و محصور نساختن خود در قالب یک حزب و یک گفتمان از این حقیقت پرده برمی دارد که هدف، تشکیل سلسله ای همگون از هویت های متمایز برای «نه» گفتن به وضع موجود می باشد.
هدف ، به میان کشیدن بسیاری از «دگر»ها زیرچتر گفتمان پهن شده آنانی است که اصول،عقاید و ایدئولوژی برایشان مهم بشمار نیست و مهم از نظر آنان تنها «نه» به وضعیت موجود است و تاکید اصلی آنان تلاش برای تغییرگفتمان مسلط است.به این معنا که برای جابجایی قدرت و پیروزی ، باید نقاط اصلی و دقایق و عناصر اصلی گفتمان مستقر از محتوا تهی و دگرگون شود.
4- تاکید بر بهره گیری از هرگونه اعتراض نیز یکی ازموارد مهم مورد تاکید جنبش سبز در جزوه مشاور پست مدرن موسوی است.درحقیقت این جنبش خواهد کوشید تا «رونوشتی پنهان» را در برابر رونوشت عمومی حاکمیت تعریف کند.در حقیقت کوشش خواهد شد رقابت سیاسی به «تنفر سیاسی» نزول کرده و جریان دور مانده از قدرت یک انگیختگی سیاسی هم برای فعالیت خود و هم مزاحمت برای دولت ایجاد کند.
اما رونوشت پنهان چیست؟رونوشت پنهان مجموعه رفتارهایی است که در حاشیه و به دور از صحنه اتفاق می افتد و نظارتی برآن وجود ندارد.گروه تابع در ظاهر با طبقه حاکم هماهنگ است،ولی در باطن از آن متنفر است.این رونوشت،منجربه ایجاد جایگاه و پایگاه اجتماعی خاص تابعین و انگیزه کنش و واکنش های آنان می شود.استراتژی های این رونوشت نیز عبارتند از: ریا،غیبت،شایعه،تهدید،تصرف روحی،نامه های گمنام،حملات توده ای،حسن تعبیر(نشان ندادن معنای واقعی خود)،غر زدن،فرهنگ شفاهی،کارناوال ها ،جشن ها و شعائر وارونه نسبت به ارزش های مورد تبلیغ.
دراین زمینه مشاور ارشد موسوی معتقد است:«هراندازه بردامنه و عمق رونوشت عمومی افزوده شود،رونوشت پنهان نیز،از فراگیری و ژرفای بیش تری برخوردار می شود.به بیان دیگر،قدرت باعث می شود تا افراد به چهره خود ماسک بزنند.هرچه این قدرت قوی ترباشد.ماسک هم به همان اندازه بزرگ تر می شود.تابعین سعی می کنند برای نشان دادن جدایی خود از حاکمان،حتی در مذهب خود تغییری دهند».
5- تصریح بر اینکه نباید هدف جنبش را به کسب قدرت سیاسی و یا سهیم شدن در قدرت محدود و محصور کرد ، بیانگر آن است که هدف موسوی و حامیانش اصولا" آنچه که تصور می شود - حضور در قدرت متمرکز در ریاست جمهوری - نبوده است.مشاور پست مدرن میرحسین دراین بخش معتقد است:« چنانچه با بهره‌ای آزادانه از آموزه‌های «رزا لوکزامبورگ» قدرت واقعی جنبش اصلاحات را عبارت از تکثر و گسترش پذیری آن بدانیم، آنگاه نباید بگذاریم کسب یک موفقیت نسبی و مرحله‌ای ما را وسوسه و از تعمیق و گسترش این جنبش غافل کند». وی تصریح می کند:«از مقتضیات دیگر، مقدم و مرجع دانستن منافع و مصالح جنبش اصلاحات بر منافع و مصالح حاملان و عاملان آن است. در این مرحله به هیچ اصلاح‌طلبی که عزت و شان و منزلت خود را مرهون و مدیون جنبش اصلاحات است، نباید اجازه داد که با چپ‌روی‌ها و راست‌روی‌ها و فراز و فرودهای کودکانه خود به جنبش جفا کنند. به بیان دیگر، اقتضای عمل سیاسی در این مرحله، جاری شدن‌کنش‌ها و واکنش‌ها اصلاح‌طلبان در «کادر ضابطه» است».
6- با توجه به پیشنهادات مطرح شده می توان گفت ، هدف دیگر جنبش« طرح رادیکال دمکراسی» خواهد بود. به بیان دیگر و به گفته مشاور پست مدرن ، زمانی شرایط ایده آل آنان فراهم خواهد شد که: «گروه ها و اقشار مختلف اجتماعی گوناگون،همگی در تدبیر جامعه خود سهیم شوند و در یک رابطه عرضی با هم بتوانند یک جامعه پویای فاقد دولت(فاقد قدرت مرکزی و فاقد سلسله مراتب طولی قدرت) را بنیان نهند.»
7- تصریح بر خلق انبوهی از رسانه های مجازی دربردارنده موارد مهمی است.مشاور ارشد موسوی در سخنرانی سال 81 خود نیز به بیان برخی از اقدامات احتمالی اپوزیسیون درآینده پرداخته که بی گمان می توان دریافت بیش از هر زمان دیگری همان پیش بینی ها به به مانیفست جریان سبز کنونی تبدیل شده است.وی در سخنرانی مذکور می گوید:«پدیده جهانی شدن یا جهانی سازی این امکان را فراهم آورده که حصارهای اپوزیسیون حصارهای کنترلی- نظارتی دولت را دور زده و با ایجاد انجمن ها و احزاب مجازی و وارد کردن آنان به درون شبکه ارتباطات سیال،سریع و انبوه،به اهداف مبارزاتی خود جامعه عمل بپوشاند.تکنولوژی اطلاعاتی،افراد،گروه های سازمان یافته و موجودیت های دیگر را قادر می سازد تا از فواصل دور و فقط با یک کامپیوتر،مودم و یک خط تلفن سخت ترین ضربه های فلج کننده را به دولت وارد سازند».
این نکته بوضوح نقش شبکه های اجتماعی و در اختیار قرار گرفتن شبکه هایی همچون «توئیتر»،«فیس بوک» و حضور وبلاگ ها و سایت های دیگر در ایجاد تنفر سیاسی و اطلاع رسانی در خیابان ها و شیوه های مبارزاتی روشن می سازد.
از دیگر اهداف ، جنگ مواضع با دولت و تلاش برای عدم تثبیت آن با شیوه هایی همچون بارگذاری مصاحبه ها با کروبی و میرحسین در اینترنت ، توزیع اعلامیه ها به شکل غیر رسمی در شبکه مجازی و هجمه و حمله به دولت در فضای غیر رسمی است که بیانگر سرمایه گذاری در شبکه های مجازی و سپس استفاده از فرهنگ شفاهی برای انتقالات میان فردی در جامعه است.در همین زمینه و با توجه به سرمایه گذاری جریان سبز در تقاطع های ذکر شده ، تحریر های پیشین مشاور موسوی بیش از پیش جالب توجه به نظرمی رسد. آنجا که وی می گوید:«تکنولوژی اطلاعاتی این توان را به افراد و گروه ها می دهد که علیه دولت دست به جنگ اطلاعاتی بزنند.این امر باعث می شود که خشونت در ساختارهای اجتماعی جامعه پخش شود. به طوری که دولت ها ناچار می شوند در یک جنگ پارتیزانی دائمی وارد شوند... در این شبکه ها،افراد و گروه ها بدون حضور فیزیکی یا ساخت نهادی- مثل احزاب که احتیاج به رسمیت شناسی داشته باشند- برای اقدام مشترک به هم مرتبط می شوند.این تکنولوژی های جدید دارای استعداد تقسیم جامعه درعرض مرزهای جدیدی هستند. شبکه های الکترونیکی راس و مرکز ندارند،بلکه دارای گلوگاه های متعددی هستند که درآنجا مجموعه ای از افراد و گروه ها برای اهداف مشترک باهم تعامل می کنند».
8- ضرورت توجه به فعالیت مدنی نیز بیانگر یک امر مهم دیگر است.چرا که به باورآنان :«چپ جدید دریافته است که ارتباط بین نیروهای اجتماعی در جامعه مدنی،دست کم به اندازه این که چه کسی قدرت دولتی را در اختیار دارد،اهمیت دارد.هرچند قدرت دولتی دارای اهمیت فوق العاده ای است.لکن تنها در صورتی که بتواند اکثریت توده ها را بسیج و هژمونی خود را در جامعه مدنی اعمال نماید،قادر به دگرگون کردن جامعه خواهد شد». درحقیقت سران جبهه سبز کوشش می کنند تا از طریق جامعه مدنی اعمال هژمونی نمایند. مضاف براینکه کوشش می شود با توجه به نبود گفتمان آلترناتیو، اختلاط گفتمانی و مصادره گفتمانی- شخصیتی نیز در دستور کار این جریان قرار گیرد.
9- هدایت اعتراض های مختلف سیاسی،اجتماعی و... در حقیقت تلاشی است برای حاد کردن خصلت های اعتراضی عمومی. در این رابطه به نظر می رسد از این پس باید منتظر سیاسی کردن حرکت های اجتماعی- فرهنگی،صنفی،قومی و حتی فراگیری سریع آن توسط جریان سبز باشیم.تاکید بر فراگیر بودن جنبش دقیقا" در همین نقطه اهمیت می یابد که از این پس قرار است هر اعتراض ، بهانه ای برای حضور در خیابان و تزریق بحران های متوالی در این زمینه باشد.تشکیل کمیته برای صدور بیانه ها و نیز ضرورت انتشار آن در مناسبت ها نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.


چرا اصلاحات 2
با توجه به موارد گفته شده می توان گفت که جریان سبز راهبردهای ذیل را در دستور کار خود قرار می دهد:
1- تلاش برای کاهش رضامندی سیاسی،فرهنگی،اجتماعی و سیاسی در برابرحاکمیت
2- ایجاد چالش های قومیتی و صنفی و انگیختگی اعتراض در میان آنان
3- صدور بیانیه های مختلف و تهی شدن مفاهیم انقلابی نسبت به رویدادهای مختلف درآن
4- مخاصمه های کلامی نسبت به هرگونه تفسیر حاکمیت در موضوعات مختلف
5- فرهنگی ساختن اقدامات راهبردهای سیاسی و سیاسی ساختن اقدامات حاکمیت در تمامی حوزه ها
6- عدم موضع گیری های صریح نسبت با اخذ شعارهای رادیکال حامیان(نه تائید نه تکذیب)
7- بالا بردن هزینه های تصمیم گیری برای حاکمیت در بخش های مختلف
8- راه اندازی و همکاری با رسانه های برون مرزی برای ایجاد فشار رسانه ای از برون و بازتاب آن در داخل
9- ایجاد پایگاه نخبگانی و مقاومت ساز در این سطح
10- فعال شد گروه های مختلف و سازمان های مردم نهاد در حوزه حقوق بشر،مطبوعات و زنان و کارگران
11- تاکید بر «غیرسیاسی بودن و فردی بودن دین»
12- تشکیل کارگاههای آموزشی و رادیکال ساختن ساحت دانشجویی
13- ایجاداختلال ها موضعی و موضعی در عرصه های فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی
14- ایجاد انسداد سیاسی
15- تشدید فضای مجازی
16- تشدید روند مشروعیت،مقبولیت و اعتمادزدایی از مقامات و نهادهای کشور
17- تلاش برای کاهش اقتدار درونی و افزایش فشار بیرونی
18- تلاش برای جهت گیری کلی گفتمانی جریان سبزها بر اساس دین حداقلی
19- بالا برد هزینه های دفاع و حمایت از دولت
20- ایجاد اختلال تحلیلی در میان جریان مقابل خود
21- باز تولید حاکمیت دوگانه
22- وسعت بخشیدن و کیفی سازی شبکه های اجتماعی
23- تعریف ،تفسیردولت به عنوان حاکمیت(هدف همراه سازی اپوزیسیون خارج و داخل نظام)
24- ایجاد اختلال درکارویژه های دولت و حاکمیت برای ایجاد بحران کارآمدی
25- تاکید براردوکشی های خیابانی برای ایجاد بحران مقبولیت
26- مرجعیت سازی و جلسات نوبه ای با مراجع همسو و تلاش برای موضع گیری آنان جهت ایجاد بحران مشروعیت
27- نمادسازی های جدید متناسب با اقتضائات پراگماتسیتی برای ایجاد موج جدید و...
درمجموع می توان گفت با بررسی های صورت گرفته عملا" می توان دریافت که جریان اصلاحات پس ازآغازبکار دولت دوم خاتمی ، تئوریزه ساختن اصلاحات 2 را در دستور کار خود قرار داده است.تبیین شرایط آینده و نیزاعلام مختصات موسوی درآن ایام که در بالا نیز به آن اشاره شد،بیانگرآن است که درسال 84 بنا بر حضور میرحسین موسوی در انتخابات بوده است.اما به دلیل حضور هاشمی رفسنجانی این مساله با تاخیر مواجه شد و حضور میرحسین به انتخابات 88 موکول شد.با توجه به این قرائن در حقیقت می توان گفت حضور خاتمی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری یک بازی سیاسی بیش نبوده و چون وی لیدر جریان اصلاحات شماره یک بوده تنها از وی به عنوان یک حامی و یک فعال در جامعه مدنی برای رای آوری موسوی استفاده شده است.
از دیگر سو تاکید مشاور میرحسین مبنی براینکه « حکومت یک امر عرفی است و نه قدسی و حکومت دینی به معنای تسری دین برهمه عرصه ها و احکام نیست» مبین تشکیل جمعیت توحید وتعاون توسط موسوی در سال های گذشته بوده که خروجی آن منتهی به تز «روش زیست مسلمانی» شده است.روشی که درآن به تزعبدالکریم سروش تاکید شده و براین باور تصریح شده است که جامعه مومنان امکان ممکن برای مسلمین است چرا که اگر جامعه مومن باشد حکومت خود شرایط را برای مومنان فراهم خواهد آورد.درحقیقت مدل مورد اشاره این جریان ، مدل مالزی است که گویا سخت مورد توجه تصمیم سازان میرحسین موسوی می باشد.
اما ازدیگر سو بنظر می رسد درآینده این جنبش، در مرحله ابتدایی تلاش خود را برای رسیدن به یکی از کرسی های قدرت متمرکز سازد و با توجه به دو قطبی سازی هایی که انجام داده و نظر به اینکه موسوی دیگر به لحاظ جسمی یارای حضور در انتخابات ریاست جمهوری را نداشته باشد از هم اکنون همان مصادره شخصیتی به یاری آنان آمده و کاندیدای آنان از همین نردیکی ها خود را ٱماده حضور دریازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نماید.

اقدامات ایران در برابر تروریست‌پرورها چگونه باشد؟

روز دوشنبه وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای از دستگیری عوامل اصلی ترور شهید مسعود علیمحمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران که روز سه‌شنبه 22 دی‌ماه 1388 در مقابل منزلش ترور شد، خبر داد و از نقش موساد در این جنایت پرده برداشت. هرچند که این واقعیت یعنی وابستگی تروریست‌های داخل کشور به سرویس‌های جاسوسی نظیر موساد از قبل پیدا بود اما باید دید که اکنون با قطعیت و سند‌دار‌شدن این موضوع، مسئولان سیاست خارجی کشورمان چه واکنشی نشان می‌دهند؟

پس از ترور دو دانشمند هسته‌ای ایران در آذرماه امسال که منجر به شهادت دکتر شهریاری شد، رئیس‌جمهور کشورمان خاطرنشان کرد: «دشمنان اشتباه می‌کنند، چراکه نمی‌توانند ملت ایران را متوقف کنند و همه اینها به حساب آنها نوشته می‌شود و به زودی به این پرونده رسیدگی خواهد شد.»

علی‌اکبر صالحی نیز که در آن زمان ریاست سازمان انرژی اتمی را برعهده داشت طی واکنشی قاطعانه خطاب به دشمنان ابراز کرد: «با آتش بازی نکنند، زیرا صبر ملت ایران هم حدی دارد و اگر کاسه صبر، لبریز شود، عاقبت بدی نصیب دشمنان خواهد شد.»

سردار وحیدی وزیر دفاع کشورمان هم از توانایی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور برای خنثی‌سازی و سرکوب این تحرکات شوم خبر داد.

این واکنش‌ها در حالی بود که عملیات ترور دو دانشمند هسته‌ای ایران با شیوه و تجهیزاتی رخ داد که نشانه‌ها و تجهیزات آن برخاسته از یک سرمنشأ بود، سرمنشأیی که دکتر علیمحمدی را نیز سال گذشته در یک عملیات تروریستی به شهادت رساند و واکنش‌هایی مشابه این موارد را برانگیخته بود.

هر اقدام احتمالی ایران موجه و مشروع است

سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی در گفت و گو با خبرنگار روزنامه جوان پیش از آنکه چگونگی واکنش ایران به ترورها و نقش آفرینی آشکار رژیم‌صهیونیستی در این جنایات را توضیح دهد، عملیات ترور را غیراخلاقی‌ترین اقدام علیه یک کشور می‌داند و می‌گوید: «زمانی ‌به این ترور مبادرت می‌شود که راه‌های دیگر مثل عملیات مستقیم نظامی یا ساز و کارهای بین‌المللی به بن بست رسیده باشد و حتی مجموعه‌ای از اقدامات مکمل نتواند اهداف کشوری که دست به ترور می‌زند را محقق کند.»

وی بر همین اساس عملیات تروریستی را نه نشانه قوت بلکه اوج ضعف و انفعال برای طراحان آن به حساب می‌آورد و با بیان اینکه در جریان ترور شهید علیمحمدی و شهید شهریاری، مائیر داگان، رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی رژیم‌صهیونیستی رسماً مسئولیت موساد را در این ترورها اعلام کرده است، می‌گوید: «این پذیرش مسئولیت رسمی نشان دهنده نیاز اسرائیل بر اعلام عملیات تروریستی است و این نشاندهنده ضعف است. زیرا آنان با این عمل می‌خواهند محدودیت خود را در انجام اقدامات معقول بپوشانند. با این‌حال ترور سه دانشمند هسته‌ای ایران و ربایش علیرضا عسگری مقام سابق ایرانی، دست ایران را برای ضربه‌زدن به رژیم صهیونیستی باز کرده و هر گونه اقدام احتمالی ایران را موجه و مشروع کرده است. ایران باید اساس مقابله با رژیم‌صهیونیستی را در یک برنامه جامع که شامل اقدامات مختلف است، قرار دهد و این رژیم را به چالش کشد.

ایران همچنین می‌تواند از طریق اقناع کشورهای همسایه برای امضای پروتکل‌های مشترک این اجازه را برای خودش کسب کند که از فضا و خاک این کشورها برای تعقیب و مجازات عناصر اسرائیل استفاده کند و ریشه اطلاعاتی رژیم‌صهیونیستی را در منطقه بخشکاند تا همه منتفع شوند. جمهوری اسلامی همچنین قادر است از طریق طرح دعوا در دادگاه‌های بین‌المللی، اسرائیل را مورد پیگرد حقوقی قرار دهد و به پلیس بین الملل برای دستگیری تروریست‌ها فشار وارد کند و به نوعی همکاری با پلیس بین‌الملل را مشروط به دستگیری عوامل ترور در هر نقطه از خاک کشورها کند. در واقع ما می‌توانیم همکاری با اینترپل را به تلاش آنان برای دستگیری تروریست‌ها گره بزنیم.»

محاکمه اسرائیل در دادگاه‌های جنگی و مجامع بین‌المللی؟!

سازمان‌های بین‌المللی به رغم آگاهی از سرمنشأ فعالیت‌های تروریستی هیچ اقدامی در راستای انسداد آن انجام نمی‌دهند و اینک ترورهایی را که از بابت حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق و افغانستان رخ می‌دهد، به راحتی زیر گرد و غبار انبوه پرونده‌های آشکار ترور پنهان می‌کنند.

محمدکریم عابدی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی مسئولان اصلی ترور را آمریکا، انگلیس و اسرائیل می‌داند و می‌گوید که رژیم صهیونیستی ذاتاً تروریست است و کمتر روزی بوده که این رژیم دست به ترور نزده باشد.

ناگفته نماند که انگلیس و امریکا‌‌ ‌از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل هستند که هرگونه حکم علیه پرونده‌های ترور و هر قطعنامه‌ای که به ضررشان باشد را با حق وتو حذف می‌کنند تا تروریسم دولتی تحت حمایت لابی‌های صهیونیستی هیچگاه کم کار یا احیاناً بیکار نباشد. عابدی که نائب رئیس کمیته دفاعی و کمیته حقوق بشر مجلس نیز است، ایران را دارای بیشترین قربانیان ترور در دنیا می‌داند و به خاطر همین از راه‌اندازی فراکسیون مبارزه با ریشه‌های تروریسم در مجلس شورای اسلامی خبر می‌دهد.

وی در گفت‌و‌گو با جوان می‌گوید: «کمیته حقوق بشر سازمان ملل، رژیم صهیونیستی را در جریان جنگ 33 روزه با لبنان و محاصره غزه، یک رژیم تروریستی نامید اما هیچ اقدام مؤثری برای آنکه جلوی این رژیم‌تروریستی را بگیرد، انجام نداد، در حالی که طبق قوانین بین‌المللی چنین رژیمی باید در دادگاه‌های جنگی و مجامع بین‌المللی محاکمه شود.»

واکنش تدافعی یا تهاجمی یا هر دو؟

به هر حال آنچه تاکنون مشهود بوده است، نوعی نمایش سازمان‌های بین‌المللی برای مبارزه با ترور را نشان می‌دهد. نمایشی که‌ به ویژه پس از حوادث ظاهراً تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 پرده‌های تازه‌ای را به سرکردگی امریکا‌‌ ‌به تماشا گذاشت و اهدافی را از جمله مبارزه با آزادی و پیشرفت سایر کشورها را به بهانه مبارزه با تروریست دنبال کرد.
در این مسیر به عقیده کارشناسان سیاسی لابی‌های صهیونیستی نقش بسزایی را ایفا کرده‌اند و تروریسم دولتی تاکنون توانسته است جنگ پنهانی را در قالب ترور افراد دنبال کند. حال در شرایطی که برخی از کشورهای غربی و رژیم خونخوار اسرائیل به بهانه مبارزه با تروریست، افراد مؤثری را در کشورهای مختلف ترور می‌کنند و به جنگ با برخی از ملت‌ها و دولت‌ها روی آورده‌اند، باید دید که جمهوری اسلامی ایران که بیشترین قربانیان ترور را داشته است و اخیراً نیز دو استاد هسته‌ای خود را توسط عوامل تروریستی رژیم‌صهیونیستی از دست داد، چه واکنشی را در مقابل آمرین اصلی ترور انجام خواهد داد؟ واکنش تدافعی یا تهاجمی یا هر دو؟

اعترافاتی از عرب سرخی/دلیل سبزها برای حضور در انتخابات مجلس

عرب سرخی ضمن اعتراف به رویگردانی مردم از اصلاح طلبان ،میدان داری رایکال ها را یکی دیگر از مشکلات اصلاح طلبان عنوان کرد و از حامیان فرقه سبز خواست تا ...

عضوسازمان منحله مجاهدین انقلاب در نوشتاری ضمن نقد اصلاح طلبان به انتقاد از رفتارهای رادیکال توسط در فرقه سبز پرداخته و از دیگر سو توصیه های پیشنهادی مصطفی تاج زاده را در راستای حمله به نهادی انتصابی و درگیر در انتخابات را عملیاتی ساخت.
فیض الله عرب سرخی در مطلبی که در سایت ضد انقلابی جرس انتشار یافت ضمن تاکید بر بهره گیری از تجارب کسب شده در دوره اصلاحات خواستار دوری فرقه سبز از حرکت ها و رفتارهای رادیکالی و احساسی شد.
وی نداشتن درکی روشن و تحلیلی واقع بینانه از شرایط وقت را یکی از مشکلات اصلاح طلبان در ایام اصلاحات دانست و گفت که این مساله موجب شد که دوم خردادی ها در جهت افزایش مطالبات مردمی حرکت کنند.
عرب سرخی در ادامه ضمن اعتراف به رویگردانی مردم از اصلاح طلبان ،میدان داری رایکال ها را یکی دیگر از مشکلات اصلاح طلبان عنوان کرد و از حامیان فرقه سبز خواست تا با عبرت از تجربه اصلاح طلبان شعارهای رادیکالی سرندهند.
وی همچنین به طرح شعارهای رادیکالی در آشوب های خیابانی سال گذشته اذعان کرد و لیکن گفت این شعارها رسمی نبوده است.!
این عضو سازمان منحله مجاهدین انقلاب در ادامه به حضور سکولارها دربدنه فرقه سبز اعتراف کرده و نوشته است:فعالان جنبش از کادر رهبری آن گرفته بخش های مذهبی و سکولار معتدل، همواره نسبت به درغلطیدن جنبش به افراطی گری و رادیکالیسم نافرجام انذار داده اند.
وی دربخش دیگری از یادداشت خود اظهارات خاتمی در جمع اعضای فراکسیون اقلیت مجلس را همان طرح خواسته های میرحسین موسوی در بیانیه 17 آن دانسته و با اشاره به انتقادات برخی از حامیان فرقه سبز به این گفته خاتمی مبنی بر شرط گذاری برای حضور در انتخابات نسبت به دچار شدن فرقه سبز به فرجام اصلاحات هشدارداده است.
وی که به نظر می رسد پالس های حضور گسترده مردم در انتخابات آتی را از هم اکنون دریافت کرده برای عقب نماندن فرقه سبز از جریان انتخابات نوشته است که خاتمی شروطی را که مطرح کرده شرط گذاری برای حضور در انتخابات نبوده است.
عرب سرخی با بیان اینکه حضور در انتخابات باعث حفظ انسجام میان فرقه سبز خواهد شد در عین حال به پی گیری توصیه های مصطفی تاج زاده مبنی بر زیر سوال بردن سلامت انتخابات آتی پرداخته و از دخالت نیروهای نظامی درانتخابات گفته و از برگزار نشدن آزاد انتخابات سخن به میان آورده است.
گفتنی این یادداشت عرب سرخی بوضوح نشانگرآن است که
1- فرقه سبز از هویتی چهل تکه برخوردار بوده و به تعبیر عرب سرخی از مذهبی و سکولار در آن حضور دارند.
2- فرقه سبز با رادیکالیسم شدیدی در متن و بطن خود روبرست و تعارض لایه های عمده ای از آن با نظام و انقلاب اسلامی کاملا مشهود است.
3- این فرقه تلاش دارد در انتخابات مجلس حضور پررنگی داشته و از هم اکنون عدم توفیق خود را به شروطی که خاتمی بیان کرده گره زده و به برهم زدن قواعد بازی بپردازد.

اصول نبرد نامتقارن در ارتش مبتنی بر وقایع پیرامون کشور است

ما در ارتش با توجه به تجربه گذشته و وقایع پیرامونمان، به حوزه جنگ نامتقارن می‌پردازیم.

: فرمانده کل ارتش جنگ‌ها و اشغالگری‌ها در همسایگی کشور را به مثابه یک رزمایش و درس برای نیروهای مسلح دانست و گفت: ما در ارتش با توجه به تجربه گذشته و وقایع پیرامونمان، به حوزه جنگ نامتقارن می‌پردازیم.
امیر سرلشکر عطاءالله صالحی فرمانده کل ارتش در گفتگو با فارس، با بیان اینکه تجربه دفاع مقدس و 8 سال جنگ تحمیلی همواره همراه ما خواهد بود، اظهار داشت: ما به تمام جنگ‌ها و اشغالگری‌هایی که در همسایگی کشورمان اتفاق می‌افتد به عنوان یک رزمایش و یک درس پیش روی خود نگاه می‌کنیم.
وی ادامه داد: ارتش این موضوعات و آموخته‌های قبلی را کنار هم قرار می‌دهد و متون کتاب‌های ارتش را طبق این تجربه‌ها تغییر داده‌ایم.
سرلشکر صالحی با بیان اینکه تمام نیروهای ارتش در جهت ارتقا و آمادگی کامل تلاش می‌کنند، تصریح کرد: به عنوان مثال اگر الان در حوزه جنگ هوایی تمرین می‌کنیم نسبت به همان آموزه‌های هوایی و تجربه‌ها در رابطه با جنگ نامتقارن نیز فعالیت داریم و یا در نیروی دریایی ضمن اینکه به صورت کلاسیک کار می‌کنیم در حوزه جنگ نامتقارن مانند اعزام نیرو به خلیج عدن نیز به فعالیت می‌پردازیم.
وی در ادامه تاکید کرد: در تمام نیروهای ارتش با توجه به تجربه گذشته و وقایع پیرامونمان، به حوزه جنگ نامتقارن پرداخته می‌شود.

درخواست آمریکا از برخی کشورها برای جاسوسی از ایران

اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد که آمریکایی های در برنامه ای رسمی از برخی کشورهای همسایه ایران درخواست کرده اند تا از طرق مختلف نیازمندهای اطلاعاتی این کشور را در برابر ایران تامین کنند.
نیروهای آمریکایی در نامه خود به برخی کشورهای همسایه ایارن خواستار جمع آوری اطلاعات در خصوص موضوعات ذیل شده اند :
1- گزارش کامل از برنامه های هسته ای ایران
2- ارائه تمامی مختصات نیروگاه ها و تاسیسات هسته ای .
3- شرکت ها و پوشش های مختلفی که برنامه هسته ای ایران را تحت کنترل قرار می دهند .
4- اطلاعاتی پیرامون دانشمندان ایرانی و اشخاصی که در رابطه با برنامه هسته ای فعالیت دارند.
5- کشورهای پشتیبانی کننده از برنامه هسته ای ایران .
6- شناسایی مراکز و تاسیسات مخصوص تولید آب سبک و سنگین .
نیروهایی که در استانها فعالیت می کنند و مسلط به زبان فارسی هستند را به برخی از کشورهای موردهدف خود انتقال دهند.
گفتنی است نیروهای آمریکایی قصد دارند این عناصر را پس از ارزیابی های امنیتی و حفاظتی وارد دوره های آموزشی ویژه ای نمایند تا در راستای اهداف خود علیه ایران بکار گیرند .