جریان انحرافی به دنبال پرونده سازی امنیتی

یک جریان انحرافی تلاش دارد با بهره برداری خاص و خروج برخی اسناد مقاصد خود را تامین و از عنصر اطلاعات به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف خود سود جوید

یکی از آسیب هایی که بی شک سیستم های اطلاعاتی و امنیتی کشور را با تهدید مواجه می سازد،حرکت در راستای اهداف جناحی و جریان سیاسی خاص است. موضوعی که همواره مورد تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بوده و دیدار اخیرشان از نمایشگاه دستاوردهای این وزارتخانه بر آن تاکید داشتند.

بهره برداری سیاسی از اسناد و اطلاعات و تلاش برای خصوصی سازی آنان مساله ای بوده که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی همواره با آن روبرو بوده اند.این مساله که پیش از این در دوران دوم خرداد نیز خود را به نمایش گذاشته بود وجریانهای سیاسی درصدد نفوذ به دستگاه های امنیتی جهت تامین مقاصد خودبودند  گویا این موضوع  دراین ایام نیز مورد توجه یک جریان انحرافی است که تلاش دارد با بهره برداری خاص و خروج برخی اسناد و مدارک ویژه  مقاصد خود را تامین و از عنصر اطلاعات به عنوان اهرمی برای ترغیب وتهدید برخی از جریان ها و چهره های سیاسی و پیشبرد اهداف سود بجوید.

بی گمان این مساله و پی گیری آن خواه از سوی هر فرد و جریانی باشد مورد پذیرش مدیریت و بدنه نهادهای امنیتی نبوده و آنان تامین منافع ملی را به بازی های جریانی تنزل نمی دهند مساله ای که بی شک در این ایام نیز با این مقاومت ها روبرو هستیم.

اعلام موجودیت یک گروه تروریستی

به تازگی یک گروهک تروریستی به نام « فرسان النار الحوازیه » که دارای گرایشات وهابیت می باشند تشکیل شده است.

  به تازگی یک گروهک تروریستی به نام « فرسان النار الحوازیه » که دارای گرایشات وهابیت می باشند تشکیل شده است.
این گروهک در راستای دخالت های کشورهای عربی طرفدار  وهابیت و همچنین ایجاد ناامنی و جداسازی مناطق عرب نشین استان خوزستان از کشور ، در شهرهای آبادان و خرمشهر اعلام موجودیت نموده است.
سران این گروهک معلوم الحال اعلام نموده اند در حال حاضر مشغول جمع آوری سلاح با هدف ترور شخصیت های استانی و مسئولین نظامی و انتظامی می باشند.

دستگیری یکی از اعضای فرقه ضاله سلفیت در سنندج

به تازگی یکی از اعضای فرقه ضاله سلفیت در سنندج دستگیر شده است.

به تازگی یکی از اعضای فرقه ضاله سلفیت در سنندج دستگیر شده است.
از این فرد که از حامیان و پشتیبانی کنندگان اصلی جــریان فرقه ضاله سلفیت می باشد تعداد حدود 390 جلد کتاب و همچنین 74 حلقه CD تبلیغی کشف و ضبط شده است.
بیشتر کتب مورد بحث به زبان عربی بوده و ناشر بیشتر آنها ، کشورهای عربی خاورمیانه (از جمله عربستان ، مصر ، لبنان و بعضاً سوریه) می باشد که این گروهک ضاله قصد داشته کتب مکشوفه در سطح استان کردستان توزیع نماید.

آیت الله علم الهدی:انحراف مشایی علنی است

مشایی بین‌الغی و فردی است که انحرافش علنی‌شده از این رو می‌توان وی را به‌عنوان یک فرد منحرف معرفی کرد.

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: مشایی بین‌الغی و فردی است که انحرافش علنی‌شده از این رو می‌توان وی را به‌عنوان یک فرد منحرف معرفی کرد اما تهمت زدن به کسی که بین‌الغی نیست و انحرافش مشکوک است، جایز نیست.
آیت‌الله سید‌احمد علم‌الهدی نماینده مردم استان خراسان رضوی در مجلس خبرگان و امام جمعه مشهد در گفت‌وگو با  فارس با تأکید بر اینکه در همه مسائل باید به مر دستور مقام معظم رهبری دقیقاً عمل شود، اظهارداشت: مقام معظم رهبری، رهبر رسمی جامعه است و ایشان هر دستوری که می‌دهند باید به آن عمل شود هرچند با سلیقه ما هماهنگ نباشد.
وی بر همین اساس به فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه برخی مسائل نباید رسانه‌ای شود، اشاره کرد که هر نوع اظهاری غیر از آن خلاف است و تصریح‌کرد: وقتی رهبری می‌فرمایند اختلاف سلیقه مسئولان نباید رسانه‌ای شود هر کس غیر از این را انجام دهد تخلف کرده و این با ولایت‌پذیری آن شخص مطابقت نمی‌کند.
عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه متأسفانه امروز جامعه فاقد "تقوای سیاسی " است، یادآورشد: در اخلاق سیاسی جامعه تقوا وجود ندارد؛ برخی به مجرد اینکه در یک جریان سیاسی قرار می‌گیرند این تصور را دارند که همه حرام‌های خدا بر آنها حلال می‌شود و همه معاصی پروردگار در راستای جریان سیاسی که در آن قرار دارند بر آنها طاعت است از این رو تفاوت بین اخلاق سیاسی یک مؤمن با یک کافر در این زمینه مشخص می‌شود.
وی با بیان اینکه قرار داشتن در یک جریان سیاسی به معنی این نیست که محرمات الهی بر افراد حلال شده است، گفت: دروغ گفتن، غیبت کردن و اتهام زدن به دیگران در هر جایگاهی حرام است.
آیت‌الله علم‌الهدی بر همین اساس به افرادی اشاره کرد که بین‌الغی بوده و فسق و فجور آنها علنی شده است و خاطر‌نشان‌کرد: مشایی بین‌الغی و فردی است که انحرافش علنی شده از این رو می‌توان وی را به عنوان یک فرد منحرف معرفی کرد اما تهمت زدن به کسی که بین‌الغی نیست و انحرافش مشکوک است، جایز نیست.

رهبر انقلاب درجمع اعضای وزارت اطلاعات چه گفتند؟

حفظ انسجام در وزارت اطلاعات، لزوم نگاه فرا جناحی و فراگروهی، و دقت، حساسیت در قبال نفوذ دشمن و جریانهای معیوب فکری و سیاسی و استفاده از تجارب نیروهای مجرب از دیگر نکاتی بودند که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آنها اشاره کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(12 اسفند89) در بازدید از وزارت اطلاعات ضمن حضور در نمایشگاه فعالیتها و پیشرفتهای مختلف سربازان گمنام امام زمان(عج)، با مدیران، کارشناسان و کارکنان وزارت اطلاعات نیز دیدار کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به محل وزارت اطلاعات بر مزار سه شهید گمنام در این وزارتخانه حضور یافتند و ضمن قرائت فاتحه یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس را گرامی داشتند.
ایشان سپس با حضور در نمایشگاه فعالیتهای وزارت اطلاعات، از نزدیک در جریان اقدامات و پیشرفتهای بخشهای مختلف وزارت اطلاعات قرار گرفتند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای امروز همچنین در جمع مدیران، کارشناسان و کارکنان وزارت اطلاعات، ضمن قدردانی از تلاشهای مخلصانه و دلسوزانه سربازان گمنام امام زمان(عج)، این وزارتخانه را از معدود دستگاههای برآمده از انقلاب اسلامی خواندند و تأکید کردند: وزارت اطلاعات به همت نیروهای با ایمان، متعهد، متخصص، دلسوز و انقلابی خدمات بزرگی برای انقلاب انجام داده است و اکنون پایگاه عظیم مبارزه و جهاد در عرصه‌ی‌ جنگ اطلاعاتی در دنیای امروز است.
ایشان با اشاره به نحوه‌ی شکل گیری دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران بدست جوانانی مؤمن و انقلابی، خاطر نشان کردند: از امتیازات برجسته‌ی دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، بومی بودن آن، و الگو نگرفتن از هیچ مجموعه اطلاعاتی در دنیا است.
رهبر انقلاب اسلامی، این مجموعه برآمده از انقلاب اسلامی را ترکیبی از تلاش و توکل خواندند و افزودند: با توجه به ویژگیهای ممتاز این مجموعه، وزارت اطلاعات باید همواره در حد اعلای پایبندی به اصول و مبانی انقلاب و رعایت حدود شرعی و قانونی باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پایبندی به قانون و ضوابط را بسیار مهم دانستند و تأکید کردند: لازمه‌ی تعهد، تدین و تقوا، عمل به قانون و امید به آینده است.
ایشان با تأکید بر لزوم نگاه کلان، راهبردی و عمیق وزارت اطلاعات خاطر نشان کردند: طرح های بلند مدت خوبی در وزارت اطلاعات تهیه شده است اما باید طرح های جامع و راهبردی در دیگر موضوعات مهم تهیه و کامل شود زیرا اساسی ترین وظیفه این دستگاه تهیه طرح های عمیقِ بلند مدت است.
حفظ انسجام در وزارت اطلاعات، لزوم نگاه فرا جناحی و فراگروهی، و دقت، حساسیت در قبال نفوذ دشمن و جریانهای معیوب فکری و سیاسی و استفاده از تجارب نیروهای مجرب از دیگر نکاتی بودند که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آنها اشاره کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان خود مدیران، کارشناسان و کارکنان وزارت اطلاعات را به اُنس با قرآن، نماز، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و اخلاق متکی بر مبانی الهی توصیه کردند.
ایشان همچنین با قدردانی از وزیر اطلاعات در بخش دیگری از سخنان خود، بیداری اسلامی روز افزون کنونی در منطقه را حادثه ای فوق العاده عظیم خواندند و افزودند: تحولات کنونی در منطقه قطعاً در آینده جهان تأثیرگذار خواهد بود، بنابراین باید این تحولات را فعالانه رصد و ابعاد مختلف آن را بررسی دقیق کرد.
ایشان بیداری اسلامی کنونی در منطقه را الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران و نتیجه ایستادگی ملت ایران دانستند و تأکید کردند: جبهه استکبار و در رأس آن آمریکا به خوبی می دانند که الگوی این حرکت های مردمی، انقلاب اسلامی ایران است بنابراین تلاش دارند تا این الگو را تجربه ای ناموفق و شکست خورده جلوه دهند در حالیکه در مقابل عظمت جمعیت میلیونی مردم در 22 بهمن درمانده ‌اند .
در ابتدای این دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در سخنانی با اشاره به موفقیت های سالهای اخیر وزارت اطلاعات آنرا نتیجه حضور نیروهای مؤمن و جوان در کنار نیروهای انقلابی و با تجربه دانست و گفت: پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی و بومی بودن دانش و تخصص، دو ویژگی بارز وزارت اطلاعات است که موجب تحول در ابعاد مختلف فنی و اطلاعاتی شده است. وی با اشاره به جنگ نرم دشمن و همچنین تحولات کنونی منطقه خاطر نشان کرد: سربازان گمنام امام زمان(عج) اکنون از توان و ظرفیت بسیار بالایی برخوردار هستند و رویکرد پیش دستانه و تهاجمی در دستور کار وزارت اطلاعات است.

حکم انفصال از خدمت برای یک چهره برجسته جریان انحرافی اصولگرایان


حکم انفصال از خدمت یکی از چهره های برجسته جریان انحرافی صادر شده است.

حکم انفصال از خدمت یکی از چهره های برجسته جریان انحرافی اصولگرایان صادر شده است.
حکم انفصال از خدمت یکی از چهره های برجسته جریان انحرافی به دلیل پاره ای از مسائل«...» صادر شد و وی برابر قانون به مدت 4 سال از حضور در مناصب محروم می باشد.

مرزبندی اصولگرایانه با فتنه و فراماسونری


اگر در شرایط امروز جامعه ایران، مشابهاتی میان جریان فراماسون در دوران مشروطه با تشکیلات جدید فراماسونری درک کرده شده، آیا نباید نسبت به آن هشدار دهد تا ...

پس از هشدار آیت الله مصباح یزدی مبنی بر شکل گیری تشکیلاتی فراماسونری در کشور و رشد نفوذی ها در بین خودی ها، عده ای تلاش کردند تا این روشنگری و امر به معروف و نهی از منکر آیت الله مصباح را سیاه نمایی علیه دولت القا کنند. تلاش این عده به گونه ای پیش رفت که گویی موضع گیری آیت الله مصباح با هدف خاص سیاسی صورت گرفته است و موج انتقادات علیه دولت ناشی از عملکرد ایشان است. حال آنکه خطری که ایشان علیه اسلام حس کردند و نسبت به آن هشدار داده اند، خطری است که پیش از آیت الله مصباح نیز از سوی سیاسیون انقلابی گوشزد شده بود. هشدار رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با جمعی از مسئولان شورای عالی زنان در مقابل جریان انحرافی معروف در دولت که نام سردسته آن بر همگان آشکار است، مطرح شد. هشداری که مشابه آن در کارنامه سوابق آیت الله مصباح مشهود است و این اولین باری نبود که ایشان خطرات موجود در برابر پیشرفت انقلاب را گوشزد کردند.

سوابق آیت الله مصباح در هشدارهای به وقت
در پایان دهه 1370 آیت الله مصباح یزدی با ارائه سلسله گفتارهای انتقادی خود پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران علیه گفتمان ماسونی اصلاح‌طلبان شوریده بود. هشدار این عالم سیاستمدار در روزهای آغازین دهه 1390 نیز بار دیگر یادآور تذکرات ایشان نسبت به بازتولید ایدئولوژی و تشکیلات فراماسونری در ایران بود. آیت الله مصباح، در آغاز راهی که سازمان منافقین انقلاب نیز در پیش گرفته بود، انحرافات آنها را دریافت و نسبت به آن هشدار داد. سوابق دیگر آیت الله مصباح نیز بیانگر آن است که ایشان تکلیف امر به معروف و نهی از منکر که بر همه مسلمین واجب است را به واقع دریافته اند و هر جا در هر زمان که باشد بی تعارف نسبت به آن اقدام می کنند. مانند هشدار اخیری که ایشان نسبت به جریان انحرافی در دولت دادند و خاطرنشان کردند: «خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا کنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند.»

انذاری از باب تکلیف و نهی از منکر
با این حساب طرح این سوال جدی است که چرا و با چه توجیهی عده ای سعی دارند، امر به معروف و نهی از منکر آیت الله مصباح را جناحی و با هدف خاص سیاسی جلوه دهند؟ در حالی که ایشان هرگز به دنبال مطامع سیاسی و حزبی نبوده و نخواهد بود و هشداری که داده اند فقط از باب احساس تکلیف بوده است. این تکلیف زمانی برای ایشان واجب الاجرا شد و اغماض را جایز ندانستند که جریان انحرافی در دولت بر سخنان ملی گرایانه و مرزبندی اسلام ایرانی با اسلام غیر ایرانی تاکید کرد. به رغم انذار و انتقاد احزاب و گروه های سیاسی خیرخواه اما این جریان بر ادامه سخنان ملی گرایانه اصرار ورزید و در عین حال با تکیه به مضامین مهدویت و آخرالزمانی تاکید داشت که این حرف ها ملی گرایانه نیست و برای مدیریت جهانی کاربرد دارد. بکارگیری و اداره این روش توسط جریان انحرافی و اشاعه آن در بدنه دولت، موجب شد تا آیت الله مصباح با اتخاذ موضعی شدید اینطور اظهارنظر کنند: «امروزه در درون جامعه ما تشکیلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است، و همان‌طور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد، امروز نیز فراماسونری با شعارهای انقلاب و اسلام جلوه می‌کند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان می‌کند، یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض می‌کند.»

شباهت های فراماسونری از مشروطه تا امروز
برای باز شدن این مطلب لازم است تا اشارتی به رویه و روش فراماسونرها در دوران مشروطیت شود. پیش از آن یادآوری این نکته ضروری است که فراماسونری تشکیلاتی مخفی و پنهان است که بدین طریق قادر است تا از آسیب حکومت ها در امان بماند. بنابراین لژهاى فراماسونرى به مجمعى براى تجمیع و جریانی شدن تمام ساختارشکنان با هر طرز فکر منحرفی تبدیل مى‏شود؛ یعنى کسانى که به دنبال شکستن ساختارهاى فرهنگى، اقتصادى و سیاسى هستند. حال با نگاهی به تاریخ مشروطه می توان چنین حرکت و مجمعی را به وضوح دریافت. در آستانه انقلاب مشروطه تعداد زیادى از مشروطه‏خواهان در یک جریان سیاسی قرار گرفتند که میرزا ملکم‏خان آن را اداره و رهبرى مى‏کرد. این طیف ابتدا با ظاهر اسلامى و با اعلام این‏که مشروطیت همان برقرارى اصول اسلامى است، وارد صحنه مى‏شوند. حال آنکه ملکم خان نخستین فردى بود که اولین فراموش‏خانه یا اولین لژ فراماسونرى را در ایران تأسیس کرد. این عده به مرور زمان اقداماتی را در دستور کار قرار دادند که به طور خلاصه می توان به این موارد اشاره کرد:
 1- اضمحلال فرهنگى، اقتصادى و سیاسى ایران
 2- نبرد با تشیع و روحانیان شیعه در عرصه فرهنگی
3- مى‏کوشیدند تا ایران دوره باستان را در آثار و نوشته‏هاى خود احیا کنند
4- به روحانیان درجه دو و سه شیعه (غیر از مراجع) نزدیک شوند. از شاخص ترین روحانیونی که در آن مقطع زمانی در برابر این انحرافات واکنش نشان داد، مرحوم آیت‏الله حاج شیخ فضل‏اللّه نورى بود که در مقابل بدعت گذارى جریان نفوذى در مشروطه موضع‏گیرى کرد. مرحوم حاج شیخ فضل‏اللّه معتقد بود که روحانیان و نهضت مى‏بایستى حسابشان را از جریان نفوذى جدا کنند و مشخص نمایند که چه مى‏خواهند. هشدارهای آن عالم بزرگوار البته در آن مقطع زمانی منجر به دار آویخته شدن او انجامید و در نهایت ایران به اشغال سازمان فراماسونرى درآمد و آن‏ها عملاً با آشکار کردن کامل دیدگاه‏هاى افراطى خود، روحانیون اصولگراى شیعه ـ چه علماى نجف، چه علماى تهران ـ را کنار گذاشتند؛ پاى غربى‏ها را در ایران باز کردند و صراحتا به جنگ مفاهیم دینى رفتند. پس از مدتى تلاش، وقتى مقاومت مردم را مشاهده کردند، تصمیم گرفتند که ساختار سیاسى ـ فرهنگى ایران را به یکباره تغییر دهند. ابتدا با کودتاى 1299 خلع قاجاریه را سامان دادند و بعد با اقدامات ضد دینى رضا شاه، نابودى تشیع را در ایران هدف گرفتند که خوشبختانه توفیق زیادى در این زمینه به دست نیاوردند. بنابراین اگر در شرایط امروز جامعه ایران، آیت الله مصباح مشابهاتی را میان جریان فراماسون در دوران مشروطه با تشکیلات جدید فراماسونری درک کرده است، آیا نباید نسبت به آن هشدار دهد تا اتفاقات تلخ تاریخ تکرار نشود؟ پاسخ مثبت به این سوال، پرسش دیگری را به وجود می آورد که آیا عده ای با استدلالات انحرافی خود، قصد دارند سرنوشت این عالم وارسته را در افکار عمومی با عاقبت شیخ فضل الله یکی بدانند؟

8 میلیاردرسرشناس ایرانی رابشناسید

شناختن میلیاردرهای ایرانی زیاد سخت نیست. به مدد افزایش قیمت مسکن ظرف چندسال گذشته هرکس بالاتر از خیابان انقلاب تهران،خانه داشته باشد باید او را جزو میلیاردرها به حساب آورد اما دراین میان هستند کسانی که نه فقط آزروی خانه ای که دارند،که از روی سهام و کارخانه و تولیدشان می شود فهمید که چقدر دارایی دارند.

 به گزارش  تجارت نیوز، البته بازهم اثبات این که آدم ها در بورس چقدر سهم دارند یا ارزش داراییهای منقول وغیرمنقول آنها چقدر است بسیار سخت تر از آن است که فکرش را می کنیم چه آن که در ایران نه نظام مالیاتی شفاف است ونه آدم ها علاقه ای به خود اظهاری دارند.

با این وجود میتوان به برخی دارایی های قابل اثبات اشاره کرد که یا در ترازنامه شرکتها مشهود است یا آن قدر بزرگ ومشهوراست که امکان تکذیب آن وجود ندارد.

غول گردشگری ایران

کمتر کسی است که درمسافرت به کیش، بزرگی هتل داریوش را ندیده باشد. یا برای دیدن دلفینهای سیرک باز، به پارک دلفینها سرنزده باشد.

اینها کار دستی های شخصی به نام حسین ثابت هستند. حسین ثابت بکتاش متولد ۱۳۱۳ در مشهد است. خیلی جوان مانده! از عناوین او: کارآفرین ثروتمند ایرانی، دلال فرش، و صاحب گروه هتلهای ثابت را گفتهاند. ثابت تا پنج سال قبل در جزایر قناری ۵ هتل (۵ هزار تخت) داشته است و در ایران نیز هتل بزرگ داریوش را به سبک تخت جمشید در کیش ساخته است.

وی، غیر از این هتل، چهار هتل دیگر نیز در کیش دارد (هتلهای هلیا، لاله، تماشا، و پانیذ) شرکت تجارت بینالمللی ثابت و مجموعه پارک دلفین های کیش (دلفیناریوم و باغ پرندگان با مساحت بیش از ۶۵ هکتار) متعلق به اوست.

او کلنگ سرمایه گذاری هتل ۷ ستاره کوروش که سیستم های آن با انرژی خورشیدی کار میکند (به عنوان نخستین هتل سبز ایران) و ۵۰۰ اتاق خواهد داشت را نیز در جزیره کیش بر زمین زده است و قرار است قبل از پایان امسال در کیش افتتاح شود. سوئیت‌های هتل داریوش او در زمان های عادی سال هر شب ۴۰۰ هزار تومان و در ایام عید نوروز و.. تا ۷۰۰ – ۸۰۰ هزار تومان هر شب اجاره داده می‌شود.

ثابت پیش از این تصمیم داشت تنها هتل‌دار کیش شود و اقدام به خرید ۶ هتل آماده کرد با قیمت های تقریبی هر هتل ۸ -۹ میلیارد تومان به بالا اما برخی هتل داران زیر بار این کار نرفته و وی نتوانست به این آرزوی خود برسد.

حسین ثابت چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کرده و هم‌اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل داری اسپانیا را صاحب است و خود او نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی میکند.

ایجاد کورس های اسبدوانی با تاسیس شرکت اسب ایران که ناتمام ماند از دیگر فعالیتهای اوست. او همچنین ۲۵درصد سهام گروه هتلهای لاله را در اختیار دارد. ثابت همچنین اقدام به خرید هتلهای لاله تهران،یزد و سرعین از شرکت توسعه گردشگری ایران، متعلق به میراث فرهنگی و گردشگری و ثابت،کرد ولی به علت عدم پرداخت به موقع اولین مرحله تعهداتش، شرکت توسعه گردشگری ایران ضمانت نامه پنج میلیاردی او را ضبط و مزایده خاتمه یافت.

در سر در دفتر آلمان آقای ثابت نوشته شده است: « حق الناس را دست نزن. مصمم باش. عاشق تصمیمت باش. آن وقت است که محال پا به فرار میگذارد »

او در یک اظهار نظر گفته است: «برخی میگویند خوب است آدم فقیر باشد اما سالم باشد. اما من اعتقاد دارم آدم باید هم سالم باشد و هم ثروتمند. »

اگرچه خیلیها فکر میکنند دولتیها با سرمایه داران رابطه خوبی ندارند، اما اینطور نیست. احمدینژاد به وسیله یکی از نزدیکترین مردانش یعنی رحیم مشایی با آنها در ارتباط است. در خرداد ۸۷ در حالی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از فروش هتلهای لاله تهران، یزد و سرعین با قیمتی معادل یک هزار و ۲۰۰ میلیارد ریال خبر داد آقای رحیم مشایی در مورد خریدار این خرید بزرگ گفته بود: خریدار این هتلها یکی از سهامداران این مجموعه است که دارای سوابق درخشان و موثری در صنعت گردشگری و هتل داری در داخل و خارج از کشور است. این خریدار همان ثابت بود.

غول فولادی
تابستان سال ۸۷ است. خبر خرید بلوک ۳.۵۰ درصدی فولاد خوزستان به وسیله یک شخص حقیقی موجب هیجان بازار شده است. شاید این هیجان بیشتر به خاطر آن باشد که کسی در ایران جرات کرده سرمایه خود را رو کند!

این خبر وقتی منتشر شد که بیشتر فعالان بازار شاهد رقابت تنگاتنگ متقاضیان خرید طی ۹ روز بودند. یک شخص حقیقی که تاکنون فعالیتی در بازار سهام نداشته توانست گوی سبقت را از حقوقیهای بازار برباید و ۵.۳۰ درصد بلوک فولاد خوزستان را از آن خود کند.

محمد جابریان مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند خریدار بلوک فولاد خوزستان بود که حتی افزایش ۸۷ درصدی قیمت عرضه نسبت به قیمت پایه نیز او را از دور رقابت خارج نکرد و سرانجام با اضافه کردن یک ریال سهامدار عمده فولاد خوزستان شد. او به همراه شش برادرش حدود سه دهه است که در بازار فولاد فعالیت میکنند. ارزش سهامی که تنها در این معامله خرید ۱۳۶۰ میلیارد تومان بود که حتما تمام ثروت این مرد نبوده است. او که بعدها در همن خرید با دولت و سازمان خصوصی سازی به مشکل برخورد چند روز بعد از خریدش به هفته نامه شهروند امروز در مورد شفافیت در بازار ایران و ترس ثروتمندان از شفافیت ثروتشان گفته بود: «در بازار ایران متاسفانه یک عدهای شایعاتی را پراکنده کردند مبنی بر اینکه سرمایهگذاری در ایران خطرناک است در صورتی که اصلاً این طور نیست. سرمایهگذاران نباید از سرمایهگذاری در ایران و روکردن میزان سرمایه خود بترسند چرا که به نظر من سرمایهگذاری در ایران بسیار امن است. نباید از سرمایهگذاری در ایران بترسند، بهتر است برای مملکت خودمان سرمایهگذاری کنیم تا خارج از مرزهای ایران. »جابریان که بچه کف بازاراست،درحال حاضر یک کارخانه فولاد دارد ودربازار آهن تهران یکی از سرشناسترینهاست. یک نفر جدی یا شوخی گفته بود حاضر است سرقفلی موبایل جابریان را ۱۰۰میلیون تومان بخرد. فکرش رابکنید او با این خط موبایل چه میکند.


غول بازار پول
شاید شما نامی از شرکت استراتوس نشنیده باشید که یکی ازبزرگترین شرکتهای عمرانی ایران است اما به طور قطع با نام بانک اقتصاد نوین آشنایی دارید. رئیس هیات مدیره این بانک خصوصی مردی است که درمورد ثروتش افسانه سرایی میشود اما او به طور قطع یکی از میلیاردرهای سرشناس ایران است. سال گذشته در یکی از نشست های هیات نمایندگان اتاق تهران،زمانی که فرهاد فزونی یکی از اعضای هیأت نمایندگان این اتاق با حرارت به انتشار نامش در فهرست ۳۰میلیاردر اعتراض میکرد و در حالی که از شدت عصبانیت رنگ رخسارش سرخ شده بود و میگفت چرا نام او و بعضیها در کنار بعضیها دیگر آمده، محمد صدر هاشمینژاد با آرامش روی بلندگوی مقابلش خم شد، با آن کت تک مارک دارش، اول لطیفهای تعریف کرد و کلی خندید و بعد گفت«ظاهرا دوستان از اینکه نامشان کنار من آمده ناراحت هستند!؟» تقریبا تنها کسی بود که گزارش میلیاردرها را تکذیب نکرد. او با ذکاوت اعضای هیات نمایندگان را خطاب قرار داد و گفت«بیش از این گزارش مواظب جریانی باشید که چندین قرن است در ایران ریشه دارد و مدام چنگ میزند، ربطی هم به ان دولت و دولتهای قبل ندارد»حالا که به گزارش میلیاردرها واکنش منفی نشان نداده است، همان رزومه را در اینجا هم نقل میکنیم.

از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأتمدیره بانک اقتصاد نوین، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمیداند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمانسازی و بازرگانی از بزرگان به شمار میرود. البته چنانکه در جلسه هیات نمایندگان گفت، ما در اینجا او را گودزیلا، دراکولا، اختاپوس یا مافیا خطاب قرار ندادیم!

غول صادرات
شاید نام یک یا دو نفر از این فهرست برای شما تازگی داشته باشد، اما همه اینطور نیستند، از جمله اسدالله عسگر اولادی، پیر مرد دیگر در برابر اتهام غرور انگیز(به قول مسعود دانشمند)مولتی میلیاردر ایران ظاهرا سر شده است.

از آن دسته افرادی هم بود که در برابر گزارش سی میلیاردر هیچ واکنشی نشان نداد و ترجیح داد در مورد موضوعات مهمتری هم چون صادرات اظهارنظر کند. هرچه هست او رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ما از چین هم معلوم است و از همین جا خیلی چیزها معلوم میشود.... در گزارش میلیاردرها نوشته شده بود: همین ماه گذشته، جوابیه معترضانهای را به یکی از روزنامههای کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام بردهاند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی معتبر و مستند پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بینالمللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیاننشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه میدهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم! این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. علاوه بر اینها، چندین سال قبل، مجله معروف آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه میکند به ثروت اسدالله عسگراولادی اشاره کرده بود و داراییهای او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی به چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی،یک نفر گفت آقای عسگراولادی ۱۳۰میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت:به ۱۰۰میلیون دلار نمیرسد.

غول تکنولوژی
امکان ندارد موبایل داشته باشید و نام « علاءالدین» را نشنیده باشید. صاحب هر برند موبایلی که میخواهید باشید، باید موبایلتان در ایران به فروش برسد، در ایران هم باید در پایتخت عرضه شود و در پایتخت هم باید اول در پاساژ علاءالدین باشید. صاحبش مردی است به همین نام. از پاساژ سرخ رنگ حافظ-جمهوری صحبت میکنیم، همان که در کنار ساختمان سازمان بورس واقع شده است. سرمایه حاجی علاءالدین مشخص نیست، ما هم اینجا چیزی نمیگوییم، اما بزرگ بازار گوشی موبایل، که امروزه دست هر ایرانی یکی هست، کم کسی نیست. جالب است بدانید، این مرد همیشه در اتاقی کوچکی مینشیند که در طبقه همکف پاساژ قرار گرفته است. ظاهر مغازه چیز خاصی ندارد و رنگ و رو رفته هم هست، اما از پلههای آهنی باریک انتهای مغازه که بالا بروید، حاجی، بزرگ بازار موبایل جمهوری، آنجا نشسته. سرمایه دار بازار موبایل جمهوری در دفتری با سقفى کوتاه، عرضى کم و طولى حدود ۲ تا ۲.۵ متر مینشیند.

این هم طنز روزگار است. ثروت آقای علاء الدین به سرقفلی فروشگاههایی است که واگذارکرده ومی کند. مجتمع علاء الدین صدها وشاید هزاران کسب وکار پر رونق را درخود جا داده بنابراین عجیب نیست اگر گردش مالی روزانه این مجتمع تجاری را میلیاردی بدانیم وفکرش را بکنید آقای علاء الدین به اشکال مختلف دراین گردش پربرکت سهم دارد.


غول بازار مبل
محله و خانه قدیمیاش در مهرآباد جنوبی، ۲۰ متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق (ع) بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت. خودش وبرادرانش که اکنون صاحبان و مالکان اصلی یافت آباد هستند. البته میگویند بخش کوچکی از اموال و داراییهای علی انصاری، بخش زیادی از زمینهای یافت آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. علی انصاری، اگرچه رئیس گروه سرمایهگذاری تات است و رئیس اتحادیه مبل سازان تهران، اما برای چهره شدن، ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری با وجود داشتن سمت نایب رئیسی در فدراسیون دوچرخه سواری، تا همین چند ماه پیش چهره چندان معروف و شناخته شدهای نبود. اما حالا رئیس فدراسیون دوچرخه سواری است. اما با حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال تبدیل به چهره خبر ساز شد و حالا او با حسین هدایتی مالک باشگاه استیل آذین، مقایسه میکنند که ثروت چشمگیری دارد و برخی میگویند حتی از هدایتی هم ثروتمندتر است. به قدرت فوتبال ایران دقت کنید. انصاری برای آنکه در بدو ورودش به هیات مدیره استقلال خودی نشان دهد پیشنهاد داد تا بازار مبل ایران به عنوان اسپانسر دو باشگاه استقلال و پرسپولیس انتخاب شود. در کل انصاری شخصی محافظه کار و محتاط است اما مشکلات مالی استقلال تاحدودی به دست انصاری حل و فصل شد. گفته میشود بضاعت مالی علی انصاری چیزی از حسین هدایتی کم ندارد که البته کمی تا قسمتی اغراق است، اما به هر حال این طور هم نیست که ثروت انصاری را بتوان با ماشین حساب معمولی برآورد کرد. این تاجر مبل، ثروت متحرکی است که آشتیانی ابتدا ان را به دوچرخه سواری کشاند و به کمکش آنجا را آباد کرد وحتی باعث قهرمانی استقلال شد.

غول ورزش
او که در سنین جوانی پدرش را از دست میدهد با تلاش و زحمت خرج خانواده را در میآورد. محمدرضا هدایتی ۴۵ ساله و متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانههای فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمینهای کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت میدهند. آغاز راه پولدار شدن او، درست از میانه این سن و سال بود.خودش میگوید: ۲۲ سال است در کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان سازی فعالیت میکنم. به عنوان مثال، بزرگترین مجموعه پرورش میگو را در ایران دارم. کارخانجات فولاد دارم. بخش عمده کارم متعلق به مرحوم پدرم بوده که مربوط به قبل از انقلاب است. به حول و قوه الهی و فضل خداوند، آدم خوش روزی هستم. در قرآن میفرماید گروهی از شما را خوش روزی قرار دادیم و فکر میکنم من آدم خوش روزی هستم. در این کشور یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را میپردازم و یک ریال هم بدهی بیمهای و مالیاتی ندارم. در این میان همه هدایتی را با استیل آذین میشناسند، یعنی همان نامی که روی یک باشگاه دسته اولی گذاشته شد تا با هزینه ۶ میلیاردی این مرد و همراهی دوست و بچه محلش، علی پروین، به لیگ برتر بیاید که این اتفاق نیفتاد. استیل آذین اولین و تنها تولیدکننده تزئینات ساختمانی است و به قول خود هدایتی با وجودی که کارکنان آن دو شیفت کار میکنند، باز هم مشتریان برای دریافت کالا باید یک ماه در نوبت باشند! استیل آذین یکی از ۴۰ شرکتی است که سال گذشته به خاطر حضور مثبت در ورزش، از سازمان تربیت بدنی لوح تقدیر گرفت. یکی از بچه محلهای حسین هدایتی میگوید او دهها کارخانه بزرگ در آسیا و خاورمیانه دارد، در یکی از حسابهایش در ایران بیش از ۱۰۰ میلیارد پول دارد و بیش از ۵۰۰ میلیارد هم در بانک دبی پس انداز کرده که البته راست و دروغش پای خودش. عابر بانک پرسپولیسیها (لقب هدایتی) حاضر است ۲۰ میلیارد تومان برای تصاحب این تیم و پر طرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغوا کننده حسین هدایتی توجه کند.

غول نوکیا
روزنامه اعتماد ملی از او با عنوان پدرخوانده نوکیا در ایران یاد کرده بود، در تابستان داغ سال ۸۸ و همزمان با حاشیههای انتخابات، گزارشی در روزنامه اعتماد ملی از وارد کننده نوکیا در ایران منتشر شد، گزارشی که خیلی زود در سطح اینترنت پخش شد و سر و صدا به پا کرد، بسیاری از وارد کننده نوکیا در ایران با عنوان «الف. الف» یاد میکنند. همان الف الفی که در روزنامه کیهان هم چند باری به وی حمله شده بود. اما او کیست؟ احمد ابریشم چی، متولد سال ۱۳۱۷ قم از کسانی است که در واردات تلفن همراه و وسایل جانبی و دستگاههای مخابراتی یکی از چهرههای شاخص در ایران به شمار میرود. همه نام او را در کنار ایراتل، نوکیا میشناسند. آقای نوکیا فقط در زمینه واردات و تجارت فعالیت نمیکند، ابریشمچی در امور خیریه هم فعالیتهایی داشته است. از آن جمله میتوان به پذیرایی از مهمانان در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و مشهد، اشاره کرد. همان چیزی که یکبار مورد نقد و حمله شدید روزنامه کیهان نسبت به او شد. موضوع این بود که کیهان معتقد بود میهمانان خاصی به ویلاهای او سر میزنند، از جمله برخی مقامات. در هفته اول اسفندماه سال ۸۵، و در جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن برخی از افراد در فرار شهرام جزایری میپردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد حمایت میشدند. در این یادداشت نامی از این افراد برده نمیشود و تنها به اشارتی از محلها و مکانها اکتفا میشود. ماجرای جزایری و حامیان او مسکوت میماند تا فروردین سال گذشته. در ۲۲ فروردین سال ۸۸ حسین شریعتمداری در شماره ۱۹۳۳۲ در ستون «یادداشت روز» سرمقالهای به امضای خود تحت عنوان «آنجا چه خبر است؟» نگاشت که تامل برانگیز بود و به موارد مورد ابهام در پرونده جزایری اشاره داشت. نامبرده در بندهفتم این یادداشت نوشته: کاش برخی از مسئولان محترم دستگاه قضایی به جای آنکه گذران اوقات فراغت خود – که متاسفانه خیلی هم زیاد هست! – به نقاط خوش آب و هوای کشور رفته و در خانههای اشرافی کلان سرمایهداران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود – بخوانید وقت متعلق به ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از مدیران این دستگاه میکردند ـ البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم. مثلا چرا تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای «الف» – در منطقه خوش آب و هوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایهدار لم دادهاند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این «لم دادن»ها را از کیسه ملت هزینه کنند؟!موضوع وقتی پیچیده میشود که بدانید الف. الف دایی پ. ف نویسنده کتاب شوالیههای ناتوی فرهنگی و از نویسندگان تند روزنامه کیهان نیز هست، خود پیام فضلی نژاد در یکی از صفحات شخصیاش در فیس بوک عکسی را از حضورش در ویلایی «دایی» منتشر کرد که در اینترنت به سرعت منتشر شد.

ماجرا از این قرار بود که یک نفر ویلای دایی پیام فضلی را شناخت، آن ویلا، ویلای احمدابریشمچی بود. با توجه به اینکه این مدیر در یکی از شهرهای شمالی کشور، املاک زیادی دارد، برخی از منابع معتقد بودند احتمالا منظور شریعتمداری از «الف. الف» همان مدیر شرکت ایراتل است. آیا این گمانه درست است؟ احمد ابریشمچی بنیانگذار یک صندوق قرض الحسنه نیز به حساب میآید. البته همه اینها یک طرف، وجهه ابریشمچی در واردات تلفن همراه به کشور طرف دیگر. شاید تمام این موقعیت از همان وجهه ابریشمچی به عنوان تاجری موفق در واردات تلفن همراه برآمده باشد.

 

تصاویر پارتی شبانه یک آقازاده در شب عاشورا

 

فتنه گران لندن نشین تقویم زدند!


به تازگی سایت جرس اقدام به انتشار تقویم سال 1390 هجری شمسی نموده است.

به تازگی سایت جرس اقدام به انتشار تقویم سال 1390 هجری شمسی نموده است.
در تقویم مذکور علاوه بر درج مناسبتهای معمول در دیگر تقویم ها، تاریخ های حوادث مربوط به جریان فتنه از جمله تاریخ های انتشار بیاینه های میرحسین موسوی، همراه با ذکر قسمتی از هر بیانیه، تاریخ های سخنرانی های سران و عوامل شاخص فتنه، تاریخ های برگزاری راهپیمایی ها و تظاهرات های اعتراض آمیز در سال 88 و 89 نیز درج شده است.
اتاق فکر لندن نشین فتنه همچنان امیدوار است تا بتواند با این چنین اقداماتی و درج تاریخ اغتشاشات انجام شده اقدام به درونی کردن تاریخ ها جهت ماندگاری در اذهان و احیاء جنبش روبه زوال فتنه88 نماید.
لازم به ذکر است در سال گذشته نیز این سایت اقدام به انتشار این نوع تقویم نموده است.

به بهانه تحريم‌هاي جديد اتحاديه اروپا عليه مسئولان ايراني

13 فرمانده نظامي و 19 مقام قضايي. اينها مقامات كشورمان هستند كه به تازگي در ليست تحريم‌هاي اتحاديه اروپا قرار گرفته‌اند و قرار است از ورود آنها به خاك اروپا جلوگيري شود. علاوه بر اين گفته مي‌شود كه در كنار ممنوعيت ورود قرار است دارايي‌هاي آنها در اين كشورها مسدود شود؛ دارايي‌هايي كه پيش از اين نيز امريكايي‌ها آن را مسدود كرده بودند. اين در حالي است كه تمامي مقامات ايراني تحريم شده، وجود هرگونه دارايي در كشورهاي مختلف را تكذيب كرده‌اند؛ ماجرايي كه نشان‌دهنده اشتباه تحليلي غرب در نوع عملكرد خود درخصوص تحريم مقامات است.
در اين خصوص سردار محمدرضا نقدي، رئيس سازمان بسيج مستضعفين كه چندي پيش امريكا ادعا كرد كه موفق شده اموالش را توقيف كند و پس از اين بازهم نامش در ليست تحريم‌هاي اتحاديه اروپا قرار گرفته است، به اين اقدامات واكنش نشان داده و گفته بود: مردم خود به اين اكاذيب آگاهند، چراكه من يك بسيجي هستم و مال و اموال آنگونه‌اي هم ندارم، ولي اگر هم ثروتمند بودم پولي را در حساب‌هاي بانكي‌هاي امريكايي نمي‌سپردم بلكه در يك كشور امن‌تر آن را سرمايه‌گذاري مي‌كردم، زيرا امريكا يك ورشكسته اقتصادي است كه از نظر سرمايه‌اي در حال فروپاشي است. اگر ثروتمند بودم، پولم را در يك كشور امن نه امريكا سرمايه‌گذاري مي‌كردم! امريكا به حدي از خواري رسيده است كه بايد كل شوراي امنيت را براي مسدود كردن حساب نداشته مسئولان جمع كند.

سردار احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي هم كسي است كه همانند سردار نقدي نامش در ليست دوگانه تحريم و توقيف اموال امريكا و اروپا قرار گرفته است.

وي نيز با لطيفه ناميدن اين اقدامات كور غربي‌ها، از آنها مي‌خواهد تا ليست اين اموال تحريمي را اعلام كنند تا حداقل خود او از ميزان آنها آگاه شود و پيگيري‌هاي خود را براي بازگرداندن‌شان آغاز كند. عباس جعفري دولت‌آبادي دادستان تهران نيز اين تلاش غربي‌ها را عبث عنوان مي‌كند چراكه هيچ اموالي در كشورهاي خارجي ندارد.

نام‌هايي براي ادعاهاي كوچك

انتشار اين 32 نام در حالي صورت مي‌گيرد كه امكان دسته‌بندي اين اسامي به 2 بخش وجود دارد. نفراتي كه عضو نهادهاي نظامي نظير نيروي انتظامي و سپاه پاسداران هستند و در بخش دوم شاهد درج نام‌هايي از مسئولان قضايي كشور هستيم.

در اين ميان نكته جالب اين است كه براساس قوانين، نيروهاي نظامي كشورمان اجازه سفر به كشورهاي خارجي را ندارند جز در موارد معدودي نظير زيارت، درمان يا مأموريت كه آن هم با تشخيص مراجع ذيصلاح صورت مي‌گيرد. بنابراين مي‌توان عملاً تحريم درخصوص سفر به كشورهاي اروپايي را براي 13 نفر از اين اسامي، كاري بيهوده عنوان كرد.

در سوي ديگر با بررسي اسامي برخي مسئولان قضايي كشور نيز كه جزو اين ليست قرار گرفته‌اند، درمي‌يابيم كه اين افراد صرفاً قاضي بوده يا رده‌هاي پايين‌تري نسبت به مقامات ارشد قضايي كشورمان دارند. به طور مثال در اين ليست نام محمدعلي زنجيري به چشم مي‌خورد كه وي معاون سازمان زندان‌هاي كشور است. بنابراين در تحليلي كلي مي‌توان انتشار اسامي قضات و ديگر مسئولان قضايي را صرفاً در راستاي انتقام‌گيري از اين افراد قلمداد كرد. مدلي كه تنها از دست منافقين بر‌مي‌آيد و نبايد شك كرد كه ارائه اين اسامي كه نقش نه چندان شاخصي در سياستگذاري‌هاي قضايي كشور دارند، توسط همين گروهك صورت گرفته است. گفتني است، انتشار اطلاعات كشور و ارائه آنها به كشورهاي اروپايي و امريكا طرحي است كه منافقين دنبال مي‌كنند تا از اين طريق بتوانند امتيازات بيشتري را از غربي‌ها بگيرند. پيش از اين نيز منافقين بارها اطلاعات هسته‌اي كشورمان را از طريق سمپات‌هاي خود در ايران تهيه كرده و در اختيار اروپايي‌ها قرار داده بودند و از همين طريق توانستند نام خود را از ليست سازمان‌هاي تروريستي اتحاديه اروپا خارج كنند.

جمهوري اسلامي مخالف ثروت اندوزي

نكته مشترك در ميان تمامي اين نام‌ها كه مي‌تواند ادعاي توقيف اموال آنها توسط اروپا را تكذيب كند، مخالفت و برخورد شديد جمهوري اسلامي به ويژه رهبر معظم انقلاب با مسئولاني است كه اقدام به ثروت‌اندوزي مي‌كنند.

بنابراين ساده‌زيستي و پرهيز از دنياطلبي وجه مميز تمامي مسئولاني كشور است. از اين رو ساده‌انديشي است اگر تصور كنيم نفراتي همچون سردار جعفري فرمانده سپاه پاسداران، سردار نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين، سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي، سردار فضلي معاون سازمان بسيج مستضعفين و ديگر نيروهاي انقلابي كه نامشان در اين ليست قرار گرفته است ثروتي در كشورهاي اروپايي يا امريكا داشته باشند و همچنان در سمت خود باقي مانده باشند.

تحليل‌هاي اشتباه براي 32 سال

غربي‌ها با انتشار اين اسامي و ادعاي دروغ درخصوص بلوكه شدن اموال مقامات جمهوري اسلامي ايران، اثبات كردند كه همچنان تحليل‌هاي اشتباه درباره نظام جمهوري اسلامي ايران دار‌ند و بر مبناي همين تحليل‌ها عليه كشورمان اقدام مي‌كنند. آنها پيش از اين بر مبناي همين تحليل‌هاي غلط دست به تحريم اقتصادي ايران زدند و عملاً با اين حركت باعث رشد و شكوفايي استعدادهاي درون كشور شدند و همين تحليل‌ها و اخبار و اطلاعات غلط بود كه باعث حمله امريكا و متحدانش به عراق براي پيدا كردن سلاح كشتار جمعي شد و آنها را در باتلاقي عميق گرفتار كرد.
آن چيز كه در اين ميان مسلم است مردم و مسئولان بدون توجه به اين اقدامات كور غرب همچنان مسير خود را در رسيدن به قله‌هاي ترقي و افتخار در سايه مقام معظم رهبري ادامه مي‌دهند و اين سنگ‌اندازي‌ها نه‌تنها نمي‌تواند در اين راه خللي ايجاد كند، بلكه اراده‌ها براي رسيدن به هدف را دو‌چندان مي‌كند.

اعتراف یک ضد انقلاب به توخالی بودن اپوزیسیون

درگیری میان اپوزیسیون و لایه های مختلف فرقه سبز موجب شده است که بخشی از تمایلات و دیدگاه های پنهان این فرقه به سطح بیاید.
سایت جرس متعلق به عطاء الله مهاجرانی در یادداشتی به قلم ابراهیم نبوی طنزنویس فراری از کشور تلاش کرد به برخی از انتقادات وارده به شورای هماهنگی راه سبز امید پاسخ دهد.
وی در این یادداشت با تاکید بر انتصابی بودن این شورا،بر بستن درهای شواری مزبور بر روی گروه های مختلف سیاسی تاکید کرده و گفته است:
مشکل اینجاست که افرادی شورای هماهنگی راه سبز امید را که مسئولیت هماهنگی برنامه های جنبش را دارد، را مورد انتقاد قرار می دهند که اصولا خودشان را در محافل و مجامع ایرانی سبز نمی دانند. مثلا یکی از منتقدین آقای مزروعی خبرنگاری است دو ملیتی، که در فلان کشور خود را سبز می داند، و در میان ایرانیان کل جنبش سبز و رهبری آن را زیر سئوال می برد، اصلا خودش هم خودش را سبز نمی داند، که لازم باشد برای هماهنگ شدن خود به شورای هماهنگی مراجعه کند. یا فلان وب سایت تقریبا همیشه رهبران جنبش سبز را تمسخر کرده و موسوی و کروبی را برای رهبری جنبش اعتراضی نالایق دانسته، اصلا خودش هم خودش را سبز نمی داند که لازم باشد، برای هماهنگی به چنین شورایی مراجعه کند. اگر کسی جنبش سبز را قبول نداشته باشد، چرا باید خود را با آن هماهنگ کند؟
وی در ادامه برخی کاسب کار ی ها را تحت عنوان جنبش سبز افشاء کرده و در این زمینه می نویسد:برخی از ایرانیان خارج از کشور یک دستبند سبز در جیب شان دارند که در محافلی که می خواهند با اروپائیان به عنوان نماینده جنبش سبز مواجه شوند، دستبند به دست حاضر می شوند.
نویسنده سایت ضد انقلابی جرس در ادامه در پاسخ به این پرسش که چرا اعضای شورای هماهنگی سبز امید خود را معرفی نمی کنند،به برخی از فعالان رسانه ای اپوزیسیون در خارج از کشور تاخته و در پاسخ نوشته است: مثلا آقایانی که مطمئن اند هرگز به ایران نمی روند، نیز در سایت فلان، یا بالاترین با اسم مستعار مطلب می نویسند. کسی از آنها سئوال نمی کند، وقتی شما مردم را به رفتن به خیابان دعوت می کنید، یا کسی که در ایران است به وزارت اطلاعات لو می دهید، چرا از اسم واقعی تان استفاده نمی کنید؟ و چرا انتظار دارید، پدری که دخترش یا مردی که همسرش یا زنی که شوهرش در ایران است، با اسم واقعی خودش را معرفی کند؟.یکی از مشکلات ما با برخی از نیروهای خارج از کشور، در این است که نمی توانیم به آنها بگوئیم که دوست عزیز؛ شما سالهاست که دیگر از نظر سیستم اطلاعاتی و امنیتی ایران مرده ای، علت استفاده شما از نام مستعار چیست؟
وی در ادامه در حالی که بسیار ی از فتنه گران از حضور تمامی اقشار و اصناف در فرقه سبز سخن به میان می آورند،به توخالی بودن بسیاری از تشکل های جریان فتنه اذعان کرده و در این مورد می نویسد: نهایت تاسف اینکه در روز هشتم مارس با وجود حمایت سبزها و اعلام حمایت انجمن های زنان، چیزی به جمعیت معمول اضافه نشد. داستان اتحادیه های کارگری و اقلیت ها نیز در ایران شوخی است. اگر چه برخی جوانان عزیز و دوست داشتنی وطن این داستان ها را در خارج از ایران، جدی می گیرند، اما عملا در داخل چنین چیزی نیست.

راهبردهای جریان انحرافی در سال 90

جریان انحرافی اصولگرایان تلاش وسیعی را برای اعمال در برخی سیاست های موثر ساماندهی کرده است.

جریان انحرافی اصولگرایان علاوه بر تلاش برای بدست گیری مجلس نهم و ریاست قوه مجریه در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،تلاش وسیعی را برای اعمال در برخی سیاست های موثر ساماندهی کرده است.
یکی از برنامه های مهم این جریان انحرافی را تاثیر گذاری بر سیاست خارجی عنوان کرد.
وی در این زمینه افزود:جریان انحرافی در راهبردهای خود برای سال 90 پی گیری موضوعاتی همچون«ارتباط با آمریکا» و نیز«دفاع از تبادل سوخت هسته ای» را دردستور کار خود قرار داده است.
این منبع آگاه همچنین افزود:این جریان با توجه به وضعیت رو به افول سران فتنه توجه به برخی شخصیت ها و مانور بر روی آنها برای اخذ واکنش جهت تزریق تنش های موضوعی و موضعی را مورد توجه قرارداده است.

 

عزیمت نمایندگان جریان انحرافی به استان ها

لیدر جریان انحرافی به تازگی نمایندگانی را به استان های سراسر کشور فرستاده و برای هریک مأموریت واحدی در نظر گرفته است.

در ادامه فعالیتهای انتخاباتی لیدر جریان انحرافی برای آماده نمودن فضای مناسب جهت شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری نامبرده به تازگی نمایندگانی را به استان های سراسر کشور فرستاده و برای هریک مأموریت واحدی در نظر گرفته است.
گفته می شود مقرر شده این نمایندگان با حضور در مجموعه های تحت نظر و مدیریت این جریان انحرافی با عناصری از شهرهای مختلف ارتباط گرفته و افراد موثر و تأثیر گذار و با نفوذ در شهرها را شناسایی نموده تا بتوانند با کمک گرفتن ازاین افراد مقدمات راه اندازی ستادهای انتخاباتی و فعالیتهای تبلیغاتی خود را هموارتر نمایند.

آیا آل سعود تجربه صدام را تکرار می کند؟

یک تهدید پوشالی... این تمامی چیزی است که می توان از سخنان "احمد القطان" سفیر عربستان سعودی در مصر برداشت کرد.

یک تهدید پوشالی... این تمامی چیزی است که می توان از سخنان "احمد القطان" سفیر عربستان سعودی در مصر برداشت کرد. وی در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی "الحیات" ایران را متهم به دخالت در کشورهای عربی کرد و ادعا کرد: من به این چیزی که می گویم اعتقاد دارم: امیدوارم ایرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. آنها نباید قدرت ما را تست کنند. آنها اگر بخواهند کشورهای حاشیه خلیج فارس را بی ثبات کنند، ما توانایی مقابله با ایران را داریم.
این تهدید در حالی از سوی این مقام عربستان سعودی مطرح می شود که خود آنها با نقض آشکار تمامیت ارضی بحرین نیروهی نظامی خود را به کشور شیعه نشین بحرین گسیل داشته اند و در حال نسل کشی و قتل عام مردم این کشور هستند. پروژه ای که به گفته آنها بر اساس پیمان سپر دفاعی جزیره یا همان پیمان دفاعی مشترک میان کشورهای حوزه خلیج فارس در حال اجراست، اما هیچ گاه توضیح نداده اند که این نسل کشی بر مبنای کدامیک از بندهای معاهده سپر دفاعی جزیره در حال اجراست. چراکه این معاهده تاکید می کند که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می توانند در قبال حمله کشوری ثالث به هریک از اعضا اقدام به اعزام نیروی نظامی به منطقه جنگی کنند. اما آیا مردم بی دفاع بحرین از کشوری دیگر آمده اند که امارات و عربستان برای سرکوب آنها نیروی نظامی به بحرین اعزام کرده اند. در حالی که در طرف مقابل جمهوری اسلامی ایران نه با حضور نظامی بلکه تمامی تلاش های دیپلماتیک خود را به کار بسته است تا این روند نسل کشی را متوقف کند. بنابراین می توان این سخنان سفیر عربستان در مصر را نوعی وحشت از رسوایی در مجامع بین المللی به واسطه این تلاش های جمهوری اسلامی عنوان کرد.

ترجمان گفتمان آمریکا
اما آن چیز که می توان از این اظهارات تند سفیر عربستان در مصر برداشت کرد، نزدیکی نوع گویش آنها، به گفته های قلدر معابانه دولتمردان امریکاست. گویشی که در هرکجای خاورمیانه که منافع آمریکا به خطر می افتد آغاز می شود و انگشت اتهام را به سمت جمهوری اسلامی ایران نشانه می رود. نمونه این مدل رفتار را می توان در اتهام زنی های مکرر آمریکا به ایران در خصوص دخالت در عراق و افغانستان دید. البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که با توجه به روابط نزدیک آل سعود و دولت آمریکا این اظهارات و تهدیدها قطعا با خط دهی و هماهنگی آمریکائیان مطرح شده است. چراکه مقامات عربستانی به خوبی از قدرت ایران در منطقه خاورمیانه مطلع هستند و هرگز جرات زور آزمایی با ایران را ندارند. چراکه دوست ندارند پس از عراق دومین کشور عرب شکسته خورده از ایران باشند و تجربه تلخ صدام را تکرار کنند.

قدرت دفاعی ایران زبان زد خاص و عام
در این حال با فرض قرار دادن صحبت های این مقام عربستانی مبنی بر شکل گیری درگیری نظامی بین ایران عربستان، نتیجه این جنگ منطقه ای قطعا چیزی جز شکست سنگین عربستانی ها نخواهد بود. چراکه ایران پس از پشت سر گذاشتن جنگ تحمیلی و به رغم تمامی تحریم هایی که از سوی شرکای غربی عربستان متوجه کشورمان شد، امروز به درجه بی نظیری از خودکفایی در صنایع نظامی دست پیدا کرده است و حتی خود اربابان آمریکایی عربستان هم به این قدرت بی نظیر اعتراف کرده اند. ایران امروز نه تنها توانسته تمامی نیازهای دفاعی خود در زمین، آسمان و دریا را مرتفع کند بلکه به یک صادر کننده تجهیزات نظامی در دنیا تبدیل شده است. در مقابل عربستان کشوری است که پس از سرنگونی حکومت پهلوی در ایران، جایگزین این حکومت در منطقه شد و کشور خود را انباری از سلاح های آمریکایی کرد. سلاح هایی که اختیار بسیار کمی از آنان در اختیار خودشان است و مستشاران امریکایی کار سرویس دهی به این تجهیزات را بر عهده دارند. این موضوع تا جایی پیش رفته است که حتی گفته می شود خلبانان جنگنده های عربستانی نیز از بین خارجی ها انتخاب شده اند.
از طرف دیگر نکته مهمی که در قبال عربستان صادق است، عدم مقبولیت حاکمیت این کشور در میان شهروندان عربستانی است و بسیاری از آنان خواستار سرنگونی این حکومت هستند. این موضوع را می توان در تظاهرات های گسترده ای که در مناطق مختلف عربستان برگزار شده است به خوبی مشاهده کرد. گرچه سفیر عربستان در مصر در مصاحبه خود منکر این تظاهرات های گسترده می شود و تعداد تظاهرکنندگان را 10 تا 15 نفر عنوان کرده است!

نگرانی از نفوذ معنوی ایران در منطقه
اما در کل باید این سخنان تند مقامات عربستانی و همچنین دیگر مقامات عرب حاشیه خلیج فارس را ترس و نگرانی از نفوذ معنوی و الگو گیری مردم منطقه از انقلاب ایران قلمداد کرد. الگویی که توانست تونس و مصر را به موفقیت برساند و مردم مسلمان بحرین را در آستانه پیروزی قرار دهد. مدلی که قطعا بر خلاف روند فعلی حرکت کشورهای عربی است و دست آمریکا را از منابع مسلمانان کوتاه خواهد کرد. این موضوع در سخنان مقامات اسرائیلی نیز کاملا مشهود است و انها نگران شکل گیری کشورهای مستقل عربی هستند. در همین خصوص آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه اسرائیل در مصاحبه ای با اشاره به شدت گرفتن موج انقلاب های مردمی در کشورهای اسلامی و تاثیر پذیری این انقلاب های از الگوی انقلاب اسلامی می گوید: با ازسرگیری موج انقلاب ها در مصر باز هم نگرانی از شکل گیری ایرانی دیگر بروز کرده است.
وی ادامه می دهد: به نظر می رسد دیگر نمی توان جلوی جمعیت 80 میلیون نفری مصر را گرفت.
او در جواب به این پرسش که چرا اسرائیل با انقلابهای اخیر برخی کشورهای عرب زبان، مشکل دارد و آیا این تحولات را بیشتر برای خود تهدید می پندارد، تنها به این پاسخ بسنده کرد که این مساله برای من خیلی ارزشمند است که بتوانم به آنها بقبولانم مناقشه میان اسرائیل و فلسطین، پایه و مبنای ناپایداری در منطقه خاورمیانه نیست.