نگاه به روزگار و تحولات دنیای پیرامونی انسان را با واژه‌هایی بسیار زیبا و جذاب آشنا می‌سازد.

 نگاه به روزگار و تحولات دنیای پیرامونی انسان را با واژه‌هایی بسیار زیبا و جذاب آشنا می‌سازد. واژه‌هایی که در نگاه اول، شور و شعف آدمی ‌را از این همه احساس انسان‌دوستانه و درک نسبت به واژه‌های انسانی متحول می‌سازد و احساس شرایط ایده‌آل را برای انسان تداعی می‌کند.
استعمال واژه‌هایی چون آزادی، رعایت حقوق بشر، احترام به عقاید ملت‌ها، آزادی بیان، حق انتخاب و... صد‌ها کلمه و واژه دیگری از این قبیل واژه‌ها که حس انسان‌دوستی و عدم خشونت حاکمان کنونی جامعه جهانی را نشان می‌دهد؛ به گونه‌ای اعتقاد به این الفاظ با ژست‌های انسان‌دوستانه انتظار احترام به آرا و خواسته ملت‌ها و ایجاد صلح و آرامش جهانی و منطقه‌ای را به تصویر می‌کشاند. اما با نگاه عمیق به وقایع و رخدادهای جهانی و دقت در مسائل پیرامونی نه تنها خبری از الفاظی چون آزادی و احترام به حقوق ملت‌ها و رعایت حقوق بشر دیده نمی‌شود، بلکه موج زیاده‌خواهی مدعیان به این اصطلاحات واژه دروغ‌پردازی گویندگان این الفاظ را معنا می‌سازد. واقعیت تلخی که به علت زیاده‌خواهی خودکامگان و حاکمان استکباری دنیا صلح و آرامش و آزادی را از مردم ملت‌های مختلف دنیا گرفته است و قتل عام مردم مسلمان منطقه را به وجود آورده است.
در حقیقت ایالات متحده امریکا با ادعای مبارزه با تروریست نه تنها آزادی و آرامش کشورهایی مانند عراق و افغانستان را برهم‌زده بلکه شکل‌گیری تهدیدات تروریستی و ناامنی اجتماعی در منطقه را نیز دو چندان کرده است. امریکا ادعای آزادی و حمایت از دموکراسی و آرای مردم را دارد اما زمانی که مردم مظلوم لیبی درخواست کناره‌گیری دیکتاتوری چون سرهنگ قذافی را دارند سکوت کرده و در مقابل این دیکتاتور لبخند خود را نشان می‌دهند. امریکا ادعای برقراری نظام‌های برخاسته از اراده مردمی ‌را دارد در حالی که خواسته مردم بحرین تشکیل حکومتی برخاسته از اراده مردم بحرین است که نه تنها با مخالفت امریکا همراه می‌شود بلکه سکوت و حمایت این کشور برای لشکرکشی عربستان به بحرین بوی تنفر و تعفن این دروغگویی‌ها را برملا می‌سازد.
واقعیت حقوق بشری که با حمام خونین توسط دژخیمان آل سعود قتل عام پیر و جوان مردم بحرین را معنا می‌سازد. جریانی که با استعمال واژه‌های در کلام زیبا، فریب عده‌ای از عوام را ایجاد کرده و زشتی و پلیدی رفتار خود را با دروغی بزرگ آراسته و زیبا جلوه می‌نمایاند. این جاست که واقعیتی تلخ، کام حقیقت‌جویان عالم را دربرمی‌گیرد.
واقعیتی که در طول سی و چند سال اخیر در قبال انقلاب اسلامی‌نیز با همه دشمنی‌ها از سوی امریکا و کشورهای غربی موج اراده و خواسته ملت ایران را نفی کرده و با مشتی دروغ و جلوه‌نمایی به کلماتی چون دفاع از آزادی و حقوق بشر افکار عمومی‌را منحرف کرده و اهداف ننگین خود را دنبال نموده است. اینک سؤال اینجاست که آیا با همه این کج‌رفتاری‌ها و دروغ‌پردازی در گفتار، رفتار و عمل از سوی سران غربی به ویژه امریکا چگونه سازمان ملل که تحت عنوان دفاع از حقوق ملت‌های دنیا بنا گردیده در دست این گونه افراد بوده و بازیچه دولت‌هایی منفور و دروغگو شده است. حاکمانی که فریاد آزادی‌خواهی دروغینشان به عنوان ندای دموکراسی در دنیا رنجش خاطر ملت‌های آزاده را به دنبال داشته است.
اما آنچه بیش از پیش با توجه به قتل عام دیکتاتورهای غربی در منطقه با سکوت و حمایت غرب قابل تأمل و تأسف است، این مسئله می‌باشد که عده‌ای در داخل با همه رفتارهای دوگانه غرب در قبال مسائل جهانی و تعریف دوگانه از آزادی و حقوق بشر، بر طبل پاره غرب در دفاع از حقوق بشر کوبیده و در بازی یک سر باخت غرب به عنوان مهره سوخته خوش‌رقصی می‌کنند. این واقعیت در حالی است که رسانه‌هایی که تا دیروز با دروغ‌پردازی از نقض حقوق بشر در ایران سیاه‌نمایی رسانه‌ای را در دستور کار خود داشتند اکنون با سکوتی ننگین از انعکاس خونریزی و قتل عام امریکا و دست‌نشانده‌های امریکایی در کشورهای منطقه دروغگویی و بی‌هویتی خود را نشان می‌دهند.
از این رو با توجه واقعیت‌های مشهود از دوگانگی رفتار غرب در منطقه آنچه بیش از هر مسئله‌ای قابل اشاره می‌باشد این بوده که تحولات منطقه با همه کش و قوس‌های سیاسی و اجتماعی خود، نه تنها شکست جریانات مدعی حقوق بشر را به دنبال داشته بلکه انزجار ملت‌های مختلف دنیا را نیز برافروخته است به گونه‌ای که طعم این ناکامی‌ و شکست توسط حاکمان و ملت‌های غربی نیز چشیده شده و ملت‌های جهان به ویژه مردم منطقه از این مدل رژیم‌ها و حکومت‌ها به ستوه آمده و فریاد و خواسته آحاد مختلف جدا از تمایلات و گرایشات سیاسی «گفتن نه» به سیاست‌های خصمانه امریکایی در منطقه می‌باشد و این زمزمه نشان خستگی قلوب مسلمین از حکمرانان خودکامه غربی در منطقه بوده که با توجه به آیات و روایات اسلامی ‌حاکی از موج بیداری مردم در روزگاران غیبت و درک نیاز به منجی برای رسیدن به فلاح و صلاح می‌باشد.
از این رو نه تنها انقلاب اسلامی ‌به عنوان یک جریان سیاسی در منطقه داعیه‌دار ایجاد تمدن عظیم اسلامی‌ در منطقه می‌باشد بلکه تأثیرپذیری مردم منطقه و الگوبرداری از این جریان فکری زمینه‌ای برای تشکیل تمدن عظیم اسلامی‌ در منطقه و تحقق وعده الهی در تشکیل حکومت جهانی اسلام و نابودی کفرجهانی است.