گونهشناسی دیكتاتورهای خاورمیانه از بن علی تا قذافی از دیكتاتور سمج تا دیكتاتور دیوانه

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و کنار رفتن بسیاری از دیکتاتوریهای نظامی در آسیا و امریكای لاتین، جهان شاهد موجی از فرآیند دموکراتیکسازی بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و کنار رفتن بسیاری از دیکتاتوریهای نظامی در آسیا و امریكای لاتین، جهان شاهد موجی از فرآیند دموکراتیکسازی بود. در طول دهه ۱۹۹۰ تعداد کشورهای دارای ساختارهای مردمسالار به نحو قابلتوجهی در امریكای لاتین، آفریقا و اروپای شرقی افزایش یافت. با این حال سرسختی ساختهای استبدادی و رژیمهای عادت کرده به منش استبدادی، همچنان دیكتاتورهای زیادی را بر مسند قدرت نگه داشته است. در این بین برخی از ظهور نسل تازهای از دیکتاتورها صحبت میكنند که بهرغم تفاوتهای فرهنگی و ایدئولوژیکی، از مشترکات بسیار زیادی برخوردارند. این نسل تازه از بسیاری جهات با نسل پیشین دیكتاتورها تفاوت دارند. در عین حال به نظر میرسد آنچه این روزها در تونس، مصر، لیبی، یمن، الجزایر، اردن، بحرین، كویت، عمان، عربستان و برخی دیگر از كشورهای منطقه میگذرد، نشاندهنده این واقعیت است كه مهار بحران از دست دیكتاتورها خارج شده و سرتاسر منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه در آستانه تحولات عمیقی قرار دارد كه قطعاً به استقرار یك نظام سیاسی جدید و كاملاً متفاوت با گذشته خواهد انجامید.
دیكتاتور و دیكتاتورمآبی
اصطلاح دیکتاتور(Dictator) از زبان فرانسه به فارسی راه یافتهاست و در واژه به معنی «کسی که دیکته میکند» است. دیكتاتور در اصطلاح، در ابتدا با رویکردی نامنفی در اشاره به مجری یک سازوکار خاص حکومتی در روم باستان که دیکتاتوری نام داشت، تلقی میشد، اما در معنای جدید و در اشارهای منفی، به معنی «خودرأی» و «مطلقالعنان» است. دیکتاتور یا مستبد، به فرمانروا و در بیشتر موارد پایهگذار یک نظام حکومتی استبدادی اطلاق میشود. معنای این واژه در تعاریف جدید خود در بسیاری از مواقع با بی رحمی و ستم همراه است. دیکتاتورهای معاصر اغلب یا بهعنوان رهبر یک حزب یا به کمک پیروان خود از طریق شورش یا کودتا، حکومت را به دست میگیرند و یا از طریق قانون اساسی بر سر کار میآیند و بهتدریج حکومت دیکتاتوری به وجود میآورند. دیکتاتورها عموماً به اتکای یک حزب رسمی، پلیس مخفی و تبلیغات شدید، به حکمرانی خود ادامه میدهند.
اگر بخواهیم در طول تاریخ معاصر جهان، به چند نفر اشاره كنیم كه از آنها به عنوان فاسدترین دیكتاتورهای جهان نام برده میشود، میتوانیم به افرادی همچون محمدرضا پهلوی(شاه سابق ایران)، آدولف هیتلر(رهبر افسانهای رایش سوم)، كیم جونگ ایل(رهبر كره شمالی)، فردیناند ماركوس(رئیس جمهور پیشین فیلیپین)، نیكلا سسهكو(رئیسجمهوری پیشن رومانی)، صفر مراد نیازوف(رئیس جمهور سابق تركمنستان)، ایدی امین(رئیس جمهور اسبق اوگاندا)، ژوزف استالین(رهبر اتحاد جماهیر شوروی)، صدام حسین(رئیس جمهور و رهبر سابق حزب بعث عراق)، نیکلای چائوشسکو(دبیر کل حزب کمونیست و رهبر سابق رومانی)، موبوتو سسه سوكو(رئیس جمهوری پیشین كنگو) و سوهارتو(رئیس جمهور سابق اندونزی) اشاره نماییم. البته در این لیست میتوان نام افراد دیگری نظیر معمر قذافی، حسنی مبارك، علی عبدالله صالح و بسیاری دیگر از رهبران كنونی جهان را نیز افزود.
نكته جالب توجه درباره تمام این دیكتاتورها، نحوه زندگی و كشورداری آنهاست كه حكایت از روندهای مشابه و مشتركی دارد. به نحوی كه از یك سو همسران و فرزندان آنان دارای اموال و داراییهای نامشروع هستند و از سوی دیگر مردم كشورشان در رنج و فقر بسر میبرند. آنها نه تنها از ثروت هنگفتی برخوردارند، بلكه برای خود القاب گوناگونی نیز برمیگزینند. به عنوان مثال صفر مراد نیازوف كه از سال 1990 تا 2006، قدرت را در تركمنستان در دست داشت، خود را «تركمنباشی»(پدر تمام تركمنها) مینامید. محمدرضا پهلوی نیز خود را با القابی نظیر «خدایگان»، «پیشوای بزرگ»، «بزرگ ارتشتاران» «شاه شاهان»، «فرزند آریایی» و ... معرفی میكرد. ژوزف استالین در سالهای1922 تا 1953 كه حكومت شوروی را در دست داشت، ملقب به «پدر شادیهای انسان» و «نابغه برجسته انسانیت» بود.
یكی از بزرگترین پیامدهای دیكتاتوری، ابتلای فرد دیكتاتور به انواع و اقسام بیماریهای روانی است. در واقع از مهمترین تأثیرات رشد در محیط دیکتاتوری میتوان به ایجاد عقده احساس کهتری، جستوجوی برتریطلبی، احساس ناامنی شدید، تملق دوستی، حس حسادت و... اشاره نمود. به نحوی كه یکی از امراض روانی رایج میان دیكتاتورها، «نارسیزیسم» است. نارسیزیسم به خویشتنپرستی و عشق بی اندازه به شخص خود و ظاهر وجود خود، عکس و اسم خود و جهانگیر شدن شهرت خود تعبیر شده است. درمان چنین مریضی این است که تعریف و تملق بشنود و ستایش و تکریم ببیند. فرد مبتلا به نارسیس همیشه سعی میکند که در زندگی سیاسی و اجتماعی خویش، پشت و پناهی برای خود جستوجو كند و در زیر سایه قدرت برتر و نیرومندتری قدم بردارد.
به خاطر همین اكثر قریب به اتفاق دیكتاتورها دچار بیماری برتریطلبی و خودشیفتگی میشوند. افق فکری این افراد آن است که بزرگترین مرد تاریخ كشور خود و بالاتر از همه رهبران جهان شناخته شوند. دیكتاتورها تمایل دارند كه همه پیروزیهای ملی به آنها نسبت داده شود و هیچ کس برتر از آنها نباشد. برخی از آنها خود را شخص اول مملکت و برگزیده خدا برای انجام مأموریتی در راه وطنشان میپندارند. این در حالی است كه مأموریت آنها نه از طرف خدا، بلکه از طرف ناخودآگاه و منش بیمارگونه خودشان است. با این حال دیكتاتورها سعی میكنند با تبلیغات گسترده، به چهرهای قدسی در میان ارکان رژیم خود مبدل شوند. از سوی دیگر ارکان مختلف رژیم نیز که برای حفظ خود، چارهای جز ستایش از شخص دیكتاتور و پیشرفتهای کشور در سایه آنها ندارند، فرهنگ «بله قربانگویی» را اطراف آنها گسترش میدهند. بدین ترتیب هرگونه مخالفت با شخص دیكتاتور و فرامین او، به امری نابخشودنی و توهین به ذات فناناپذیر وی مبدل میشود.
دیكتاتورهای خاورمیانه
هر چند طی چند ماه اخیر توجه همه به خیزش مردمی در خاورمیانه و شمال آفریقا و مبارزه آنها با دیكتاتورها جلب شده، اما باید توجه داشت كه اكثر كشورهای این منطقه پس از كسب استقلال سیاسی خود، توسط دیكتاتورها اداره شدهاند. در واقع دیكتاتوری و دیكتاتورمآبی، مسئلهای جدید در خاورمیانه نیست. اگر بخواهیم نگاهی به دیكتاتورهای این منطقه بیندازیم، باید به افرادی نظیر زینالعابدین بن علی، حسنی مبارك، علی عبدالله صالح ، ملك عبدالله دوم، عبدالعزیز بوتفلیقه و معمر القذافی توجه نماییم.
1- زین العابدین بن علی؛ دیكتاتور فراری
بن علی در هفتم نوامبر ???? با کودتای نظامی ولی بدون خونریزی علیه حبیب بورقیبه، رئیس جمهوری تونس به ریاست جمهوری رسید. او اعلام کرده بود بورقیبه به دلایل پزشکی قادر به ادامه ریاست جمهوری و اداره کشور نیست و به این ترتیب با استناد به قانون اساسی تونس، وی را از ریاست جمهوری برکنار کرد.وی پس از رسیدن به قدرت، قانون اساسی را تغییر داد و محدودیت زمانی دوران ریاست جمهوری را حذف کرد. به این ترتیب دیگر هیچ مانعی برای اینکه به رئیسجمهوری مادام العمر تبدیل شود، پیش رو نداشت.بن علی در سال ???? انتخاباتی برگزار کرد که خود او تنها کاندیدایش بود و در نهایت با 91/99 درصد آرا انتخاب شد. وی سرانجام با قیام مردم تونس در 14 ژانویه 2011 ناگزیر به فرار شد. پیروزی مردم تونس در برابر بن علی موجب تسری قیامهای مردمی به سایر كشورهای منطقه نظیر مصر، اردن، یمن، لیبی و ... شد.
2- حسنی مبارك؛ دیكتاتور سمج
حسنی مبارك كه پس از ترور انور سادات در سال 1981، عهده دار سمت ریاست جمهوری شد، پنج دوره در این مسئولیت باقی ماند. در تمام این سالها قدرت عملاً در اختیار وی قرار داشت. اگرچه آخرین انتخابات ریاست جمهوری که مبارک طی آن برای پنجمین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد، در سپتامبر سال 2005 برگزار شد و مبارک پس از آن در برنامهای غیر منتظره اعلام کرد که وی درصدد اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری برای فراهم ساختن امکان کاندیداتوری چند نفر است، با این حال رویههای دیكتاتورمآبانه آن تا جایی پیش رفت كه سرانجام مردم مصر در هجدهمین روز از اعتراضهای خود، در 11 فوریه 2011، وی را از قدرت بركنار كردند. مبارك در حالی پس از ?? سال حکومت بلامنازع ناگزیر به ترك قدرت شد كه عملاً هیچ میلی به این كار نداشت. با این حال پافشاری مردم مصر در تظاهراتهای خیابانی، شرایط مصر را به مرحله ای رساند كه وی ناچار به استعفا از پست ریاست جمهوری شد.
3- صالح؛ دیكتاتوری در سایه ترس
علی عبدالله صالح از هفدهم ژوئیه 1978 تا 1990، رئیس حکومت یمن شمالی بود و پس از ادغام این کشور با یمن جنوبی، به عنوان رئیسجمهور یمن بر مسند حکومت باقی ماند. وی در حال حاضر 32 سال است كه قدرت در یمن را در دست دارد. اگرچه وی با حمایت عربستان سعودی و امریكا قصد داشت رئیسجمهوری خود را با تغییر قانون اساسی مادامالعمر كند، اما تحولات خاورمیانه و قیامهای ضد استبدادی مردم منطقه، دامان وی را نیز گرفت، به نحوی كه صالح مجبور شد نه تنها از عدم كاندیداتوری خود در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری سخن بگوید، بلكه عملا اعلام كرد كه هیچ یك از فرزندانش نیز قصد ندارند برای دستیابی به این سمت وارد عرصه سیاست شوند.
4- ملك عبدالله دوم؛ دیكتاتوری موروثی
عبدالله ابن حسین كه از زمان مرگ پدرش شاه حسین بن طلال در ? فوریه ???? به پادشاهی رسیده است، دارای حکومتی مستبد میباشد و آزادیهای اولیه همچون آزادی بیان، آزادی مطبوعات و حق اعتراض را محدود کرده است. اگرچه وی طی سالهای گذشته سعی كرده روابط نسبتاً نزدیكی با غرب و به خصوص ایالات متحده امریكا برقرار كند وخود را نسبت به سایر رهبران جهان عرب مترقیتر نشان دهد، با این حال قیام مردم خاورمیانه به شدت حكومت او را نیز تهدید میكند.
5- ملک عبدالله؛ دیكتاتوری رانتی
ملک عبدالله بن عبدالعزیز ششمین پادشاه عربستان سعودی و دهمین فرزند عبدالعزیز آلسعود بنیانگذار عربستان جدید است. وی كه از سال 1995 و پس از بیماری و زمینگیر شدن ملک فهد، عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست گرفت، پس از مرگ برادرش فهد بن عبدالعزیز، از تاریخ اول آگوست????، پادشاهی عربستان سعودی را بر عهده گرفته است. وی در زمره دیكتاتورهای نفتی جا میگیرد كه با استفاده از درآمد رانتی نفت، اداره امور را در عربستان بر عهده گرفته است. با این حال موج ناآرامیهای منطقه به عربستان سعودی نیز رسیده و به احتمال زیاد ملك عبدالله كه خود را خادم حرمین مینامد، در آینده با چالشهای بیشتری مواجه خواهد شد. این در حالی است كه اكثر کارشناسان، نسبت به آینده سیاسی این کشور به شدت نگران هستند، زیرا اولاً عربستان بزرگ ترین تولید کننده نفت در جهان است و در صورت بروز هرگونه مشکل سیاسی یا اقتصادی در این کشور، میتواند تأثیر منفی تکان دهندهای بر تمام جهان بگذارد و دوماً، میان شاهزادگان سعودی برای تصاحب پست جانشینی «ملک عبدالله» مدتهاست که رقابت شدیدی وجود دارد.
6- بوتفلیقه؛ دیكتاتوری در لباس رئیس جمهور
عبدالعزیز بوتفلیقه از سال ???? تاکنون، عهدهدار مقام ریاست جمهوری در الجزایر است. بوتفلیقه با حمایت احزاب جبهه آزادیبخش میهنی و فراخوان میهنی برای مردمسالاری کاندیدای ریاستجمهوری شد و پس از تحریم انتخابات از سوی کاندیداهای مخالفان به ریاست جمهوری انتخاب شد. او در سال ???? با ?? درصد آرا و در سال ???? با ?? درصد آراء مجدداً به ریاست جمهوری رسید. وی در پی بروز خشونت میان نیروهای امنیتی و اسلامگرایان تندرو در سال ???? میلادی، به برقراری وضعیت فوق العاده در الجزایر پرداخت. با این حال رئیسجمهور الجزایر كه پس از بركناری بن علی و مبارك، به شدت احساس خطر میكند، به تازگی دستور لغو حالت فوقالعاده در الجزایر را پس از حدود ?? سال صادر كرده است. مطابق با این دستور ارتش الجزایر دیگر از اختیار دخالت در امور امنیتی داخلی برخوردار نیست. دولت الجزایر در حالی از قانون وضعیت فوقالعاده براى سركوب مخالفان استفاده میکرد كه بارها احزاب مخالف و فعالان حقوقبشر در این كشور، خواستار لغو وضعیت اضطراری شده بودند. در حال حاضر به نظر میرسد دومینوی تغییرات و قیامهای مردمی در کشورهای عربی، به الجزایر نیز رسیده و بوتفلیقه را نیز ناچار به كناره گیری خواهد كرد. به ویژه که مردم این کشور در زمینه مبارزات خود سابقه قبلی نیز دارند و هنگامی که آغازگر قیامی باشند تا رسیدن به سر منزل مقصود آن را ادامه میدهند.
7- معمر قذافی؛ دیكتاتور دیوانه
سرهنگ معمر قذافی، رهبر لیبی یکی از شخصیتهای عجیب و در عین حال قدیمیترین رهبردر جهان عرب به شمار میرود. قذافی در سال 1969 در حالی که تنها 27 سال سن داشت با درجه سروانی علیه حکومت پادشاهی ملک ادریس سنوسی پادشاه وقت لیبی کودتا کرد و به رهبری کشور لیبی رسید. وی همچنین بین سالهای 1970 تا 1972 نخست وزیر کشورش بود. معمر قذافى در سال ????، سیستم حکومتى تحت عنوان جماهیریه یا حکومت تودهها را به لیبیایىها معرفى کرد. براساس این نظریه، کشور از طریق کنگرهها و کمیتههاى مردمى اداره مىشود. طی این سالها، سرهنگ قذافى در لیبى قدرت را به طور کامل در دست داشته و به طور انفرادى بر این کشور حکومت کرده است. وی با اینکه به طور رسمی دارای هیچ مقام یا عنوانی نیست، ولی رئیس مجلس شورای انقلاب در لیبی به شمار میآید و در بیانات حکومتی و مطبوعات دولتی از او با القاب تشریفاتی «رهنمای انقلاب کبیر سوسیالیستی یکم سپتامبر خلق جمهوری عربی لیبی» و «رهبر برادرانه و رهنمای انقلاب» نام میبرند. به اعتقاد اكثر روانشناسان، معمر قذافی مبتلا به جنون خودبزرگبینی (پارانویا) و بدبینی است. این مشكلات روانی در افكار، بیثباتی و تزلزل در عواطف و رفتار وی كاملاً مشهود است. از این رو در شرایطی كه اوضاع سیاسی در لیبی رو به وخامت میرود، با این حال قذافی همچنان با تأكید بر تئوری توطئه، از درك واقعیتها عاجز مانده و قیام مردم خود را به بیگانگان نسبت میدهد. وی با همین بهانه به قتل عام و كشتار بیرحمانه مخالفان خود دست زده است.